شهرباميان (پژواک، ٢٣جوزا ٩١): يک دختر هفت ساله در باميان که پدرش زندانى است، ميگويد: “مادرم مره دنبال بوتل هاى آب معدنى و قوطى هاى پپسى ده بازار روان ميکنه؛ باز اوره ميفروشيم و آرد و روغن ميخريم.”
حميده که بوت هاى پلاستيکى و لباس کهنه، موهاى ژوليده وصورت چرکين داشت، دستان خود را با دو دخترک ديگر به داخل يک زباله دانى در بازارشهر باميان دراز نموده و وقتى که بوتل هاى آب معدنى و قوطى هاى پپسى را از بين کثافات پيدا ميکردند، از خوشحالى در لباس نمى گنجيدند.
اين طفلک که بوتل ها و قوطى ها و مواد زايد را در بورى خود مى انداخت، به آژانس خبرى پژواک گفت که روزانه همراه دو برادر هشت و ده ساله اش، مصروف اين کار بوده واز همين طریق، مخارج خانه را تهیه میکنند.
وى که سه خواهر کوچک نيز دارد، ميگويد: “وختى که پلاستيک و پوش هاى پپسى ره به خانه مى برم، مادرم اوره ميفروشه و آرد و روغن ميخريم.”
حميده مى افزايد که پدرش زندانى است؛ اما نمیداند که به چه جُرم زندانی شده؟ با نبود پدر، وى و برادرانش مجبوراند که کار کنند تا يک لقمه نان به دست بياورند.
اين دخترک علاوه ميکند که پدرش دو سال ميشود زندانى است؛ اما معلوم نيست که چه مدت ديگر در زندان باقى خواهد ماند؟ دعا ميکند که پدرش آزاد شود و آنها از مشغوليت در بين کثافات نجات يابند.
حميده که بايد اکنون در صنف اول ميبود، درحاليکه حسرت همسن و سالان خود را که به مکتب ميروند، ميخورد گفت: “مه مکتبه بسيار خوش دارم، مگر پدرم بندى اس و ما هم کار ميکنم و نمى تانم که مکتب بروم.”
اين درحالى است که بيش از ١٣٠ هزار شاگرد در ولايت باميان، در مکاتب شامل اند که حدود نصف آنها را دختران تشکيل ميدهند.
این تنها حمیده نیست که روز را برای جمع آوری پلاستیک در بازار ميگذراند، بلکه صدها طفل دیگر نیز مشغول کار در هوتل، مستریگری وجمع کردن ریگ از دریا برای فروش هستند.
محمد زمان نُه ساله که دريک دکان کُپى کشى در سرای کفایت شهر باميان شاگرد است، ميگويد: “علاقه دارم که درس بخوانم، ولی پدرم مرا دراینجا آورده که کسب یاد بگیرم وهفتۀ دوصد افغانی نیز خلیفه برایم میدهد و من آنرا به پدرم میبرم.”
اما اين پسرک که لباسش سياه و پُر از رنگ بود، گفت که اين پول را به سادگى به دست نمى آورد؛ زمانى که استادش دستور ميدهد که رينج و چکش را بدهد، اندامش لرزه ميکند و مى ترسد که مبادا او را لت و کوب و توهين نمايد؛ طورى که تا حال چند بار استادش قهر شده و او را لت و کوب کرده است.
محمد زمان مى افزايد که کار سخت و طاقت فرسا را تحمل ميکند و بسیار مانده میشود؛ همینکه شام به خانه بر ميگردد، از اثر ماندگى بعضی اوقات نان شب را هم نخورده، خوابش میبرد.
اين طفلک گفت که فقط روزهای جمعه که کار نیست، با خوشحالی از اول صبح با اطفال قریه به بازی رفته و روز خود را به خوشى سپرى ميکند.
وى علاوه ميکند که سه خواهر دارد و يک برادرش درس ميخواند، پدرش پولى را که به دست مى آورد کفايت نمى کند؛ از همين جهت او در دکان کُپى کشى کار ميکند تا با خانوادۀ خود کمک نمايد.
محمد زمان اظهار داشت: “روزگار ما خراب اس، پول نداریم، پدرم جوالى گرى ميکنه؛ اگه پول میداشتیم، من درس میخواندم وعلاقه زیاد به مکتب داشتم؛ اما افسوس که مکتب رفته نميتانم.”
مسوولان محلى نيز وضعيت اطفال را نگران کننده، خوانده ميگويند که تعداد چنين اطفال رو به افزايش است.
سید رضا قاسمی ریيس کار وامور اجتماعی و شهدا و معلولين بامیان گفت که سال گذشته در بازار بامیان، نزدیک به یکصد طفل مصروف کار شاقه بودند؛ اما این آمار امسال تا ١٣٠ طفل رسيده است.
وى افزود که صدها طفل ديگر در معادن ذغال سنگ، در زراعت، در امور ساختمانى و قالين بافى، مجبور به کار شاقه مى شوند که علت عمدۀ آن فقر و بیکاری روزافزون است.
قاسمى علاوه ميکند که جمعاً ٢٦٠ طفل بى سرپرست در دو پرورشگاه دولتى وغيردولتى در باميان، تحت آموزش و مراقبت قرار دارند.
اما ریيس کار وامور اجتماعی و شهدا و معلولين بامیان ميگويد: “ما تنها نمى توانيم اطفال را از کارهاى شاقه نجات بدهيم، بايد ادارات مختلف سهم بگيرند و راه بيرونرفت از اين مشکل را دريابند.”
از سوى ديگر، کميسیون مستقل حقوق بشر در باميان ميگويد که تحميل کار شاقه بر اطفال که نوعى از خشونت نیز محسوب میگردد، مجاز نيست و نبايد اطفال کار شاقه کنند.
عبدالاحد فرزام ریيس کميسیون حقوق بشر در بامیان، با ابراز نگرانى به پژواک گفت که کنوانسيون حقوق بشر ايجاب ميکند که اطفال از کار شاقه دور باشند، اطفال حق تعليم و تربيه را دارند و بايد براى شان، زمينۀ رفتن به مکتب فراهم شود.
به گفتۀ وى، اکثر کشورهاى همسايه، قوانين حمايتى در مورد اطفال دارند؛ اما با تاسف که افغانستان چنين قوانينى را ندارند و دولت مکلف است که قوانين حمايتى از اطفال را ايجاد نمايد.
براساس کنوانسیون بين المللى حقوق اطفال، هیچ کودکی نباید از تبعیض رنج ببرد. زمانی که در رابطه با کودکان تصمیم گیری میشود، باید منافع اين قشر در راس قرار بگیرد.
کودکان حق حیات داشته و باید رشد کنند. آنان حق دارند آزادانه عقاید و نظرات خود را ابراز نمايند و این نظرات در تمامی اموری که به آنها مربوط می شود، باید مورد توجه قرار بگیرد.
سروی که از سوى صندوق وجهى اطفال ملل متحد (يونيسف) صورت گرفته، نشان ميدهد که از کُل جمعيت افغانستان که به بيش از ٢٦ ميليون تن ميرسد، ١٩میلیون تن آنها را اطفال تشکیل میدهند که هنوزهم، بيش از شش و نيم ميليون طفل کارکُن، در معرض خطر قرار دارند.
واصل نورمهمند معین وزارت کار واموراجتماعی، در گردهمايى که تحت نام ’’طفل سالم، جامعۀ سالم ’’ به مناسبت بزرگداشت از روزجهانی کودک به تاريخ (١٦ جوزا) درکابل داير شد، از وضعيت اجتماعی و اقتصادی کودکان ابرازنگرانی نمود.
به گفتۀ وى، علاوه بر ازدواج های پیش ازوقت، سوء استفاده های جنسی و قاچاق اطفال؛ تنها ٣٧ هزارطفل درجاده هاى شهرکابل مصروف کارهای شاقه و طاقت فرسا هستند.
اما وى تصريح کرد که برای بهبود وضعيت اجتماعی اطفال کارکُن، برنامه های جدیدی را روی دست دارند و طی سال روان، ٥٦١ هزارطفل را درمرکز ولایات تحت پوشش برنامه های شان قرارداده اند.
موصوف افزود: “ما درپنج سال گذشته حدود سه میلیون طفل را تحت پوشش برنامه های خود قرار داده ايم که شامل رسید گی به مشکلات صحی، تعلیم وتربیه، زمینه کار و قرضه های کوچک برای والدین شان میگردد؛ تا ازاین طریق آماده مکتب شوند.”