کابل (پژواک،٢٠عقرب٩١): رياست تحقيقات جنايى زون ١٠١ آسمايى، از رهايى يک طفل از چنگ اختطافچيان و دستگيرى سه تن به ظن دست داشتن در اين قضيه خبر داد.
مل پاسوال محمد ظاهر رييس تحقيقات جنايى زون ١٠١ آسمايى، امروز طى يک نشست خبرى در کابل گفت که ٣٥ روز قبل، ايمل ٦ ساله باشندۀ واصل آباد شهر کابل، توسط دو تن از همسايه هايش اختطاف گرديد.
وى گفت که دوتن يادشده، ايمل را در منطقۀ کمپنى مربوط حوزه پنجم شهر کابل، به يک گروه ديگر اختطافچيان تسليم کرده بود.
رييس تحقيقات جنايى زون ١٠١ آسمايى افزود که اين گروه، ايمل را به ولايت کاپيسا انتقال داده و به گروه ديگر اختطاف کننده ها تحويل داده بود.
وى علاوه کرد که در اين مدت، پوليس تلاش کرد تا دو همسايۀ ايمل و يک دکاندار را که در دکانش پلان اختطاف طرح شده بود، دستگير نمايد.
به گفتۀ ظاهر، پس از دستگيرى اين سه تن، پوليس توانست که در نتيجۀ تلاش هاى اوپراتيفى، گروه اختطافچيان را وادار سازد تا ايمل را به کابل منتقل نمايد.
موصوف گفت که اختطافچيان، طفل را در شب ١٩ عقرب، به مراسم عروسى در هوتل کابل سبز در ساحه حوزۀ چهارم شهرکابل آوردند تا از پدر ايمل پول اخذ کنند.
وى افزود که پوليس درآن شب، ايمل را از چنگ رباينده گان آزاد نمود؛ اما به دليل مراسم عروسى نتوانست که عمليات انجام داده و اختطافچيان را بازداشت نمايد.
طفل اختطاف شده نيز در نشست خبرى امروز حضور داشت.
وى گفت: “مه مکتب مى رفتم که درنزديک خانۀ ما، مره دريک کرولاى سفيد انداختن و دربينى مه يک تکه ره گرفته وبى هوش شدم؛ وقتى که به هوش آمدم، ديدم که مه ره دريک خانۀ تاريک انداختن. تشکر از آمر صاحب جنايى که مره از چنگ ظالم ها و دزدها خلاص کد.”
حاجى محمد وزير پدرايمل، در نشست امروزى گفت: “به تاريخ ١٥ ميزان، بچيم از نزديک مکتبش اختطاف شد و در همان روز، خانم مه عمليات ميشد و مه در شفاخانه بودم؛ وقتى که عمليات خلاص شد، به خانه آمدم؛ ساعت٤ ديگر بود، هرچه زودتر با آمر صاحب جنايى تماس گرفتيم.”
موصوف افزود که گروپ اختطافچيان، درهمان شب اول برايش تيليفون کردند و در بدل رهايى ايمل، يک ميليون دالر امريکايى تقاضا نمودند.
وزير گفت که اختطافچيان، به وى اخطار مى دادند که در صورت عدم پرداخت پول، ايمل را مى کشند.
پدر طفل افزود که تا يک هفته، همين مبلغ را از وى تقاضا مى کردند و پس از يک هفته، ٤٠٠ هزار دالر تقاضا داشتند.
حاجى وزير، از رييس جمهور و نهادهاى عدلى و قضايى تقاضا کرد تا همچو مجرمين را در محضرعام مجازات نمايند.
وى درادامه گفت: “اگر همى رقم اختطافچى ها را درمحضر عام اعدام کنند، اين قسم جرم و جنايت درجامعه باقى نمى ماند. در زمان طالبان چه بود؟ نه حکومت بود و نه دفتر، ولى يک گپ بود که مجرمين را در محضر عام مجازات مى کردند. دست بريده مى شد و پاى بريده ميشد؛ همى بود که در او زمان، جرم و جنايت نبود و کسى جرئت نمى کرد که به جرم و جنايت دست بزند. ما از حقوق بشر خسته شديم، مجرمين را مجازات کنند تا مردم، در يک فضاى آرام زندگى کنند.”
جنرال ظاهر گفت که طى سال روان، تعداد زياد اختطافچيان را دستگيرکرده اند که تعدادى از آنها نظر به جرم شان مجازات نيز شده اند؛ اما به دوسيه هاى تعدادى از آنها رسيدگى نشده است.
وى از نهادهاى عدلى و قضايى تقاضا کرد تا در قسمت رسيدگى به همچو دوسيه ها، جدى عمل نمايند و مجرمين را مطابق به جرم شان، محکوم به مجازات کنند.
موصوف علاوه کرد: “صمد نام، يکتن از اختطافچيان مشهور مى باشد که در ١١ مورد اختطاف و گوش بريدن تاجران دست داشته، وى را قبلاً را دستگير کرديم؛ اما کسانى استند که از اوحمايت مى کنند. دوسيه اش را از يک محکمه به محکمۀ ديگر تبديل کرده اند تا بتوانند که او را از مجازات نجات بدهند.”
وى درادامۀ سخنانش گفت: “ما اين قضيه را نمى گذاريم و اگر وى را نجات بدهند، ما همان اشخاصى که او را حمايت مى کنند مى شناسيم، به مطبوعات افشا مى کنيم؛ چرا که حق قانونى ما است. ما زحمت کشيديم، صمد نام جنايتکار است؛ حتى کارمندان جنايى صاحب منصبان پوليس را به قتل رسانده است؛ حتى زمينه سازى کرده و نزد طب عدلى برده اند که در اثر لت و کوب اعتراف کرده است.”
وى درحاليکه مى گفت اين قضيه را به شدت پيگرى مى کنند، افزود: “کسانى که درپشت اين قضيه استند، اين را بفامند که نام شانرا افشا مى کنيم؛ پيش ما جنايتکاراستن و مافيا استن.”
موصوف علاوه کرد که بايد اين قضيه را محاکم، به درستى پيگرى نمايند.
رضا ولد گل ميرزا همسايۀ طفل مذکور و کسى که در اختطاف اين طفل دست داشت گفت که با عبدالشاه يکتن از همسايه هاى شان، در اختطاف ايمل دست داشته است.
وى گفت: “مره عبدالشاه گفت که بچه همسايه را اختطاف کنيم؛ مه گفتم که نى. باز مره گفت که برو تره ديگه غرض نيس، مه پلان اختطاف را در دکان عبدالرازق درسرچوک جور کديم.”
به گفتۀ موصوف برايش در روز اختطاف طفل، هدايت داده بودند که در دور ايستاده باش تا کسى از شناخته هاى بچه نيايد.
وى افزود: “در روز اختطاف، تا وقتى که بچه را در کرولا ى سفيد انداختن و بردن، باز به مه گفتن که ده لک دالراز پدرش خواستيم، صدايت را نکش؛ از همو پيسه، نيم فيصد برى تو هم ميتيم.”
همچنان ضياءالحق فرزند فضل الحق باشنده واصل آباد کابل گفت: “مه نو در منطقه آمده بودم و بيکار بودم. عبدالشاه نام مره گفت که بيا همى کار را کنيم؛ بچه حاجى ره اختطاف کنيم. مه قبول نميکدم. گفت که مه وخت کاره جور کديم و پلانه طرح کديم. باز مه گفتم که نى؛ چراکه يک دفعۀ ديگه هم بندى شديم. وختى که پوليس بودم بندى شده بودم؛ مره به زور ده اى قضيه شامل ساختن.”
وى افزود که در ساحۀ فاضل بيگ شهرکابل، از سوى نيروهاى پوليس دستگيرشد.
همچنان غلام حضرت فرزند ميرزا محمد برادر عبدالرزاق دکاندار نيز از سوى نيروهاى پوليس دستگير شده است.
وى گفت: “مه از اين مسئله هيچ خبر ندارم. در دکان ما پلان طرح شده، مه نبوديم؛ بيادرم بود. مه خبر ندارم.”