کابل(پژواک، ٣ سرطان ٩٢): حزب اسلامى به رهبرى انجنيرگلبدين حکمتيار ؛ گشايش دفتر طالبان در قطررا مورد انتقاد شديد قرارداده ، آنرا يک اشتباه بزرگ طالبان خواند .
دفترسياسى گروه طالبان ،هفته گذشته طى مراسمى ويژه در دوحه پايتخت کشور قطر گشايش يافت.
قراربود که مذاکرات مستقيم ميان طالبان و امريکا روز پنجشنبه گذشته آغاز گردد؛ اما درپى واکنش ومخالفت شديد حکومت افغانستان در مورد چگونگى گشايش اين دفتر؛ مذاکرات ياد شده به تعليق در آورده شد .
حزب اسلامى به رهبرى انجنيرحکمتيارنيز مخالفت خود را در مورد گشايش دفتر طالبان در قطر ابراز داشته ، آن را يک اشتباه بزرگ خوانده است .
در مقالۀ که در ويب سايت رسمى حزب اسلامى به نام ( شهادت ) منتشر گرديده، آمده است درحاليکه امريکا تصميم گرفته که بعد از ٢٠١٤ ميلادى نيز در افغانستان باقى بماند، در اين صورت مذاکرات با اين کشور چه معنى دارد ؟
درمقاله آمده است :((متاسفانه رهبرى طالبان در چنين وضعيتى نه تنها راه مذاکره با امريکا را انتخاب کرده ، بلکه به وساطت امريکا در کشورى دفترشانرا افتتاح کردند که پايگاه قوى نظامى امريکا محسوب ميگردد.))
حزب اسلامى گفته است که کشور قطر از لحاظ سياسى، اقتصادى و نظامى يک کشور وابسته به امريکا ميباشد ، سربازان و پايگاه هاى امريکايى که در قطر مستقراند ،به مراتب بيشتر از افغانستان ميباشد .
منبع افزده، لازم بود که بعد از اعلام حضور امريکا بعد از سال ٢٠١٤ در افغانستان ؛ طالبان نيز چون حزب اسلامى اعلام مى کرد که نه تنها به مباره خود ادامه ميدهند ، بلکه تماس ها و روابط قبلى خود با امريکا را قطع مى نمايند .
دراين مقاله همچنان گفته شده است :(( دفتر قطر به اساس يک توطئه خطرناک امريکا گشايش يافته و بارک اوباما از همين جهت گشايش اين دفتررا خيلى ارزشمند خوانده است .))
منبع پائين نمودن بيرق و لوحۀ طالبان را از بالاى دفتر قطر يک توهين به اين گروه خوانده و افزوده است که معاملات سياسى پنهان و مذاکرات توسط بيگانه ها ميتواند که همچو نتايج به دنبال داشته باشد .براى طالبان لازم بود که درهمچو يک وضعيت حساس از اين کار جداً خود دارى ميکردند .
آنها افزده است:((کار اصولى و مناسب اين است که براى مشکل جارى کشور يک حل داخلى جستجو گردد و اين بحران بدون وساطت خارجى ها از طريق مذاکرات بين الافغانى حل گردد، اگر خواهان مذاکرات هستيم ، پس بايد آنرا قبل از خارجى ها، با افغان ها آغاز نماييم .))
به گفتۀ حزب ، کاخ سفيد ميخواهد تا از طريق اين مذاکرات وضعيتى را که در کشورهاى خليجى به ميان آورده ، بعد از سال ٢٠١٤ ميلادى در افغانستان نيز ايجاد نمايد .
اين گروه مخالف دولت به رهبرى انجنير حکمتيار؛ بدين باور است که هدف اصلى مذاکرات امريکا در شرايط سياسى و نظامى کنونى اين است ، تابا جانبى مذاکره صورت گيرد که با شرايط آنها توافق واستعداد درآنها موجود باشد .
به گفتۀ آنها، طورى معلوم ميشود که طالبان شرايط قبلى امريکا براى اين مذاکرات راکه شامل پذيرفتن قانون اساسى کشور ، قطع روابط با القاعده و قبولى مذاکرات با حکومت کابل است ، پذيرفته اند .
حزب اسلامى درحاليکه تصريح کرده که از مذاکرات قطر نه امريکا و نه هم طالبان سودى بدست آورده ميتواند بدين باور است که خروج کامل نيروهاى خارجى ، دادن حق انتخاب سرنوشت به آفغان ها وازطريق مذاکرات بين الافغانى توافق روى يک طرحى که توقف مداخلات کشورهاى بيرونى وايجاد يک حکومت منتخب و اسلامى از طريق انتخابات شفاف و عادلانه را تضمين نماند، يگانه راه حل بحران جارى ميباشد .