کابل(پژواک،٢٠ميزان ٩٢ ):يکى از خانم هاى سالخورده که هميشه از خينه استفاده ميکند، خينه کردن را درشبهاى عيد ثواب دانسته وتوصيه ميکند که به جاى خينۀ خارجى ازخينۀ وطنى استفاده شود.
اين خانم، روح گل باشندۀ شهر کهنۀ کابل است که هميشه دستها و موهايش خينه دارد و در شبهاى عيد و برات از خينه استفاده ميکند.
روح گل ٧٥ ساله که دريکى ازخانه هاى قديمى زندگى ميکند، درحالى که لبخند در لبهايش موج ميزد در مصاحبه با آژانس خبرى پژواک گفت که در گذشته خينه هاى اصلى و وطنى بود و براى مدت زيادى در دست و پا و مو ها باقى مى ماند، اما حالا خينه هاى خارجى و رنگارنگ رواج يافته است.
وى بعد از آنکه کلکين چوبى منزلش را بلند نمود و هواى تازه داخل اتاق شد،يک گيلاس چاى بى تکلف را با شيرينى گک هاى رنگارنگ جوهر دار در مقابل خبرنگار پژواک گذاشت وگفت: ((حالى نقش ها برآمده، تاپه ها برآمده ،خينه هاى قوطى گکى برآمده و مردم خينه تولکى ره نميخرن .))
اين خانم سالخورده با چشمهاى معقرش که با لبخندش گونه هايش چين و چروک ميخورد، پس از مکث کوتاهى افزود، اينکه دخترها و زنهاى جوان امروزبه کف دستهاى شان نقش مى بندند ،خينه نيست؛ رنگهاى پاکستانى است .
وى ميگويد که خينۀ اصلى از بويش تشخيص داده ميشود و خينه اصلى و وطنى ، خينه جلال آبادى و لغمانى است که نظير آن در جهان به ندرت پيدا ميشود.
خينه، بُته اى است که در مناطق گرمسير کشور مى رويد. (جوکوى) کوبيده خينه هم در بازار فروخته ميشود؛ کسى که زياد خينه شناس است جوکويش را خريده مى کوبند و آنرا بعد از تر کردن در آب در کف دستها و پاهاى شان مى گذارند.
اما در سالهاى اخير خينه هاى گوناگون مخلوط شده با مواد کيمياوى که بيشتر از پاکستان صادر ميگردد، در کشور رايج شده و زنان و دختران از آن استفاده ميکنند.
روح گل ، اين نوع خينه را براى جلد دست و پا مُضر خوانده، ميگويد که خانم ها و دختران بايد متوجه اضرار آن بوده و بجاى آن از خينۀ وطنى استفاده کنند که نه تنها مُضر نيست، بلکه رنگ آن براى مدت زيادى در دست و پا ها مى ماند.
اين خانم که از خينه در موهايش نيز استفاده ميکند، مى افزايد: (( ده تابستان خينه براى سر بسيار خوب اس ؛گرمى را مى چيند و کسى که خينه ميکنه موهايش زود سفيد نميشه و موها ره دايم نرم و بدون برقک ميسازه .))
وى علاوه ميکند که در فصل خزان که اکثر مردم از ريزش موى شکايت ميکنند، هرگاه موهاى شانرا خينه بزنند، پياز مو را محکم ميکند.
روح گل در مورد اينکه چرا دايم دستهايش هميشه خينه دارد، ميگويد : (( سر زندگى آدمى اعتبار نيس، يک دفعه آدم ميميره ؛ اگه يک زن بميره و ناخن هايش رنگ خينه داشته باشه ، بسيار ثواب ميبره. ))
عالمان دين، در خينه کردن زنان کدام مشکلى نمى بينند.
محمد حسن حقيار يکى از عالمان دين ميگويد که خينه کردن براى زنها سنت و از جمله آرايش هاى مشروع است .
وى به پژواک گفت : (( انجام اينکار براى خانمها و دختر ها خالى از ثواب نيست ، بخصوص زنانيکه شوهر دار باشند .))
حقيار علاوه ميکند که در روز هاى عيد، برات و ديگر روزهاى خوشى خينه کردن ثواب دارد.
وى مى افزايد که خينه کردن ازنگاه طبيعى نيز توانايى و قوت دست و پا را بالا ميبرد.
روح گل، از گذشته ها حکايت نموده، مى گويد که در قديمها روز هاى نزديک عيد و برات ،خانواده که پسر شان نامزد ميبود، در ميان چند جوره لباسى که اغلباً براى عروسهاى شان ميگرفتند ؛ چند پاو خينه هم ميگرفتند؛ اين خينه را يا از مندوى يا از جلال آباد و لغمان ميخواستند .
وى علاوه ميکند که درآن وقتها دستان عروسها را در شب عروسى خينه ميکردند، براى خينه ماندن بدستها و پا هاى عروس، شمارى ازافراد خانوادۀ (داماد )،هرگاه خانه ها ازهمديگر زياد فاصله نميداشت،دف (دايره )زده،پاى پياده بسوى خانه عروس مى رفتند .
زمانى که به عقب دروازه ميرسيدند همصدا باهم ميخواندند : “دره وا کو دروازه ره وا کو”، در اين هنگام دل از دل خانه خانواده عروس جدا ميشد،همه به گريه مى افتيدند وعروس نيز بسوى آنها ديده گريه ميکرد.
روح گل مثليکه شب خينه خودش و يا از دختران ونواسه هايش بيادش مى آيد،پس از کشيدن آه عميقى ، گفت که فاميل داماد،خينه را در پطنوس گذاشته برروى آن چند دانه نقل و شمع را ميگذاشتند ، وقتى خانه عروس ميرسيدند، درون خانه شمع ها را روشن ميکردند و آنرا هر کدام به سر شان گرفته پايکوبى مى نمودند.
آنها اين بيت را مى سرودند:(( حنا بياريد بر دستش بماليد ، آ حناى خينه با نقش و نگينه، گرحنا نداريد از کابل بياريد، گر خينه نداريد از مزار و لغمان بياريد … ))
اين خانم ميگويد که عروس دروقت خينه ماندن ،کف دستش را محکم ميگرفت، مادر و يا خواهر داماد آن را به مشکل باز ميکرد و خينه را همراه با يک انگشترطلا بر کف دستش ميگذاشتند .
سپس هفت دختر و يا زن خوشبخت بر کف دست عروس کم کم خينه ميگذاشتند وسپس براى دقايق متمادى ميخواندند و ميرقصيدند و نيمه شب برميگشتند و فردا بعد از ظهر براى بردن عروس دوباره مى آمدند.
روح گل حکايت ميکند که درآن شب خاله ، عمه و ديگر نزديکان، دست و پاى عروس را با خينه پيچ هايى که قبلاً آماده شده بود غرق خينه ميکردند و پس از آنکه صبح دستها و پاهايش را باز ميکردند خينه اش را ميديدند که سياه گرفته يا نه، زيرا به گمان آنها کسانيکه خينۀ دست شان سياه ميگرفت ؛شوهر آن عروس را خيلى دوست ميداشت .
خينه پيچ هاى عروس را در زير درخت سبزى دفن ميکردند تا دختر در خانه شوهرش زندگى آرام و مرفه داشته باشد .
اين خانم ميگويد : ((خينه بر عارُس نشانه سرخرويى است. ))
اما زمزمه ، دخترى که مصروف خريدارى خينۀ پورى گکى در ليسه مريم بود، به اين باور است که آنها با ميوه هايى که براى عيد ميخرند دو سه پورى خينه همراه با چند رقم تاپه نيز ميخرند و بر خلاف عقيده روح گل ، اين نقش بستن خينه ،دستها را مقبول تر ميسازد .
زمزمه که دو درجن چورى شيشه اى به رنگهاى سبز و سرخ نيز خريدارى نموده بود، گفت که شرنگ ،شرنگ چورى ها را دوست دارد واين چورى ها را براى اين خريده که دو جوره لباس جديدش براى عيد نيز سبز و سرخ است.
اين دختر جوان رنگ ناخُن سرخ و سبز هم خريده و بر خلاف عقيده روح گل ميگويد : (( رنگ خينه در ناخون خوشم نمى آيه؛ خوش دارم رنگ ناخونهايم هم مثل رنگ پيرهنم باشه.))
در مورد پيشينۀ خينه، گفته شده که گياهى است به صورت درختچه كه در شمال و شرق افريقا ، عربستان ، ايران و هند كشت ميشد.
خينه به طور معمول براى رنگ كردن دست، پاى، موى سر و تداوى ترک دست و پا و ناراحتيهاى پوستى مورد استفاده قرار ميگيرد.
از خينه در صنعت نيز براى ساختن انواع رنگ مو، شامپو، رنگريزى و … استفاده ميشود.
گفته ميشود که تزئين دست و پا بارنگ خينه، براى اولين باراز هندوستان و به وسيلۀ هندى ها به جزيرۀ قشم آمده و به مرور زمان تغييرات بسيارى كرده است.
مردم بومى جزيرۀ قشم معتقدند كه خينه از بهشت است و اثرى از بهشت و نشانه اى از شادى و مهر و خوشبختى است و درمانى براى بيماريهاى پوستى و حوله هاى دردناک است.