Language

Don't you have an account with Pajhwok Afghan News?

Click here to subscribe.

سارا ممثل ظرفيت زن افغان

مزارشریف: سارا بهایی زنی است که تکسی رانى برایش کافی نیست و معلم مکتب٬ فعال مدنی و زنبوردار هم است. وى با رانندگی  در شهر مزارشریف ولايت بلخ، کار متفاوت تر از دیگر زنان دارد. 

از پشت فرمان موتر، هر لحظه مردانی را می بیند که به او دست تکان می دهند. رانندگان دیگر موترها تلاش می ورزند با پیچ و تاب دادن به موترهای شان توجه او را جلب کنند یا او را بترسانند. در این میان سارا٬ با زنان و دخترانی که سوار تکسی او می شوند، با این همه آزار و اذیت ها می خندد.

سارا بهایی پنج سال قبل به رانندگی آغاز کرد. او مشتریانش را به پوهنتون٬ مکتب٬ بازار و هرجایی که بخواهند انتقال می دهد.  

در کنار تکسی رانی٬ سارا در لیسه مولانا جلال الدین محمد بلخی در شهر مزار شریف معلم است. معاش دولتی او پنجهزار افغانی است٬ پولی که برای تامین نیازمندی های زندگی او کافی نیست.

سارای چهل ساله متکفل اعاشه خانوادۀ ١٠ نفره است. اضافه بر دو طفل  فرزندى و یک  مادر بیمار، او یک  برادر معیوب دارد که همسر و چهار فرزند دارد.

وقتی از سارا در باره اینکه آیا ازدواج کرده است یا نه پرسیدم٬ پاسخ مشخصی برایم نداد و فقط گفت که با دو طفل فرزندى  زندگی خوشی دارد. 

سارا گفت: “سختی روزگار باعث شد که زمین پدری ام را بفروشم و با آن ده سال قبل موتر بخرم و حالا پنج سال می شود که تکسی رانی می کنم.”

قصه های داخل تکسی

در سیت عقب تکسی، سه مرد در پهلوی هم نشسته اند. آنها سرگرم گفتگو با رانندۀ زن این تکسی استند. گاهی شوخی و گاهی شکوه از مشکلات زندگی٬ این سه تن

بحث گرمی دارند. راننده (سارا) هم به پرسش های این مردان پاسخ می دهد و هم متوجه رانندگی اش است.

عبدالکریم ۳۲ ساله که بعد از خرید در داخل تکسی سارا نشسته است، نظر متفاوتی نسبت به دیگر افراد دارد”؛ بعضی ها می گویند که زین اسپ یا چهار پاها، در اسلام برای

زنان حرام است ولی من میگم که موتر که حرام نیست”.

عبدالکریم همچنان گفت هر روز جامعه و مردم پیشرفت می کنند و خانم ها باید در اجتماع نقش بیشتری بازی کنند تا جامعه به یک جهت درست و خوب حرکت کند. به گفته عبدالکریم؛ “بعد از دوران طالبان خانم ها از خانه ها بیرون آمدند و هر روز بیشتر در جامعه نقش بازی کردند، ولی هنوز هم مردم به زنان بسیار دید تنگی دارند.”

در عین صحبت کردن، عبدالکریم به بیرون از موتر اشاره می کند؛ به شماری از مردم که چشم های خود را به موتر آنان دوخته است. عبدالکریم می گوید برای جامعه افغانی، این یک پدیدۀ غیرعادی است که یک خانم رانندگی کند و همه او را به یک دید دیگر می بینند؛ چرا که تصور می کنند که خانم ها توانایی های ناچیزی دارند.

زن مصروف

به باور شماری از مردان٬ زن

انی چون سارا که رسوم دست و پاگیر را می شکنند، زنان  مرد صفت اند. به نظر اینها؛ جرئت، شباهت یا تفاوت میان زنان و مردان را تعیین می کند و زمانی که زنی با جرات باشد٬ او مثل مردها است.

سارا هم زنی با جرئت است. او جرئت نموده که تکسی رانی کند؛ کاری که شاید زنان دیگر جرئت انجام آنرا نداشته باشند.

سارا زن بسیار مصروفی است. اضافه بر تکسی رانی و آموزگاری در یک

لیسۀ دختران٬ او یک فعال و حامی حقوق بشری هم است. 

اما چه باعث شد که سارا به تکسی رو بیاورد؟

روزی مادر سارا مریض بود و باید به شفاخانه انتقال داده می شد. اتفاقا در آن روز، هیچ موتری پیدا نمی شد که مادر مریض سارا را نزد داکتر برساند. این باعث شد که سارا تصمیم بگیرد که خودش باید رانندگی کند.

دلیل دیگری که سارا را به رانندگی کشانید، رفتن او به روستاها و مناطق بیرون از شهر بود. برای دادخواهی از حقوق زنان روستایی، سارا باید به روستاها برود، و این کار بدون موتر برایش مقدور نبود. او نیاز داشت که با موتر به قریه ها برود و در آنجاها با مردم محل در باره مشکلات شان صحبت کند.  

سارا به حیث رضاکار با یکی از دفاتر مدافع حقوق زن در ولایت بلخ کار می کند. این دفتر بیشتر مشکلات حقوقی و خانوادگی زنان را حل می کند. یکی از وظایف سارا این است که از گسترش مشکلات خانوادگی زنان جلوگیری کند.

سارا گفت: “وقتی به من زنگ می زنند، مجبور هستم خودم را سریع به محل برسانم و مشکل را حل کنم؛ پس این موتر می تواند مرا بسیار کمک کند ویکی از دلایل دیگری که موتر را من خریداری کردم، همین موضوع بود.” به گفتۀ سارا، در بعضی موارد وضعیت بسیار وخیم می شود؛ تا حدی که خشونت ها و برخوردهای فزیکی بین خانواده ها صورت می گیرد.

به گفتۀ سارا او در موفق ترین کارهایش توانسته از چند مورد طلاق جلوگیری کند و در بعضی حالات توانسته قناعت اعضای خانوادۀ دخترانی را به دست بیاورد که ادامه تحصیلات برای شان محدود شده بود.

مشکلات یک زن راننده

“یک روز سرد زمستان بود. موترم خراب شده بود و من روی سرک در حالی ایستاده بودم که موترها از کنارم با شدت می گذشتند. تقریباً دو ساعت درانتظار باقی ماندم و هیچ کسی برای کمک با من توقف نکرد تا آنکه یکی از شاگردانم مرا دید و به من کمک کرد.” استاد سارا با بیان این مطلب افزود که هنوز در جامعه ای که وی زندگی می کند، خانم ها مشکلات خود را برای رانندگی دارند و مردها هیچ کمکی با آنها نمی کنند.

به گفتۀ سارا هنوز وقتی در داخل شهر تکسی رانی می کند، شماری از مردان

 

تکسی ران به یکبارگی با موتر خود با سرعت زیاد مسیر راه او را بند می کنند و بعد بلند بلند می خندند و با سرعت دور می شوند.

به گفتۀ سارا، رانندگی خانم ها مشکلات خاص خود

 

 

داره، ولی بازهم بسیاری از مرد

 

م برخوردهای خوبی دارند؛ “وقتی من به یکی از ولسوالی های نا امن (شولگر) رفتم، ریش سفیدان وقتی مرا با موترم دیدند، با لبخند و دست تکان دادن از من پذیرایی کردند.”

وى علاوه کرد که “خانم ها نباید تسلیم ناملایمات و مشکلات شوند”. سارا همچنان نسبت به آینده افغانستان خوش بین است و می گوید رییس جمهور آیندۀ افغانستان نیز می تواند زن ها را بیشتر مورد حمایت خود قرار دهد؛ چرا که زنان نیز در انتخابات نقش گسترده ای داشتند و رای های بیشماریى را برای رییس جمهور آینده داده اند.

 

 به گفتۀ سارا او روزانه کارش را از ۷ صبح شروع می کند و ابتدا شاگردانی را به مکتب می رساند و بعد کار خود او در مکتب آغاز می شود. پس از کار مکتب٬ سارا بازهم شماری از شاگردان و استادان را به خانه های شان می رساند و در بین شهر، مشتریان را به جاهای مختلف انتقال می ده

 

د. عاید ماهوار سارا ۱۰ هزار افغانی می شود که به گفتۀ او، تمام نیازمندی های زندگی اش را فراهمی نمی کند. 

نبود امنیت، نگرانی اساسی تمام افغانها است؛ اما سارا می گوید حتی نبود امنیت نمی تواند مانع کار او شود؛ چون او بجز از کار به هیچ چیز ی دیگر نمی اندیشد.

او با اشاره به ولایت فاریاب و شهر میمنه و آخرین مسافری که او به شهر میمنه انتقال داده است، گفت: “هر لحظه دوستان و خویشانم از فاریاب زنگ می زدند که به این شهر، نيایم که در مسیر راه جنگ جریان دارد، ولی من نا وقت شب به میمنه رسیدم و هیچ اتفاقی برای من نيفتاد و فردا صبح باز به خانه برگشتیم.”

به گفتۀ خانم سارا این شاهراه وضعیت امنیتی خوبی ندارد و کمتر تاکسی رانی حاضر می شوند که  در ناوقتی روز به این ولایت سفر کند.

 به گفتۀ نیروهای امنیتی  ولایت فاریاب، بیشتر مشکلات امنیتی در مسیر شاه راه های این ولایت اتفاق می افتد. مقام های امنیتی می گویند که افراد مسلح وابسته به طالبان، گاهگاهی روی سرک ها بر می آیند و بر موترهای پولیس و دیگر مقام ها حمله می کنند. در این گونه حملات به غیرنظامیان هم آسیب می رسد. 

یک کار دیگر

رانندگی تکسی٬ معلمی و دادخواهی برای حقوق زنان، تمام مصروفیت های سارا نیست. او یک فارم زنبورداری هم دارد و بعضی اوقات به زنبورداری و جمع آوری عسل مصروف می شود. 

تقرل نقش بندی٬ مسوول فارم زنبور داری ریاست زراعت ولایت بلخ ، برادر سارا است.  او در بارۀ زنبورداری گفت که زنان افغان، توانایی های زیادی دارند و می توانند در قسمت های مختلف زندگی کارهای خود را به خوبی به پیش ببرند. تقرل افزود: “سارا چهار سال قبل یک کندوی زنبور را به ۴۰۰۰ افغانی خرید و در حال حاضر، ۲۰ کندوی زنبور عسل دارد.”

برادر سارا علاوه کرد که در آمد ماهانه این کار، در فصل عسل دهی خوب است و او هر کیلو عسل را به ۶۰۰ افغانی به فروش می رساند. 

در همین حال، خانم سارا زنبورداری را برای شماری از خانم ها در قریه شیرآباد ولایت بلخ٬ که یک قریه سرسبز است و یک ساعت از شهر مزارشریف فاصله دارد٬ آموزش داده و ادامۀ این کار را به آنها سفارش می کند.  سارا گفت: “من دو سال قبل چند کندو را برای ۵ بانو در این قریه فروختم و در حال حاضر، آنها نیز فارم های کوچک زنبورداری را  دارند.”

به گفتۀ سارا وی بیش

تر مواقع، اطلاعات راجع به زنبورداری را از برادر خود که مسوول فارم های زنبورداری ولایت بلخ است، به دست می آورد و کارهای خود را به پیش میبرد.

به گفتۀ سارا او بیشتر عسل تولید شده را به استادان مکتب و پوهنتون ها به فروش می رساند.

در همین حال، سارا با اشاره به وضعیت کشور، تنها راه پیشرفت زنان را روی کار آمدن یک رییس جمهور پابند به وعده هایش دانسته گفت که رییس جمهور آیندۀ افغانستان باید به وعده هايی که به مردم افغانستان داده است، پابند باشد و خانم ها را به صورت گسترده در حکومت سهیم سازد.

 

 

 

 

 

 

 

 

Related Topics

GET IN TOUCH

SUGGEST A STORY

آژانس خبری پژواک علاقمند است تا گزارش های شما را نشر کند. در صورت تمایل با کلیک کردن بر روی این لینک با ما تماس بگیرید.

PAJHWOK MOBILE APP

اپلیکیشن پژواک را بر روی تلفن هوشمند خود نصب کنید تا آخرین خبرهای ما را دریافت کنید. بیشتر