نيلى (پژواک، ٢٤ سنبله٩٣): مردم ولايت دايکندى، کمبود مراکز صحى و صعب العبور بودن راه هاى مواصلاتى را باعث مرگ و مير مريضان و به خصوص تلف شدن مادران حامله ميدانند.
دايكندى، از جملۀ ولايات مرکزى بوده و تا يک دهه قبل، يکى از ولسوالى هاى ولايت ارزگان بود.
کوهستانى بودن اين ولايت، نبود سرک قير، کمبود مراکز و ضعيف بودن خدمات صحى، مردم را با مشکلات جدى مواجه کرده تا حدى که سبب مرگ مريضان ميگردد.
اين مشکلات به ويژه در ساحات دوردست دايکندى بيشتر بوده و مردم مادران حامله را به شکل سنتى توسط دايه هاى محلى تداوى مى کنند؛ حال آنکه اين نوع تداوى موثر نبوده و خطرناک تمام ميشود.
زهرا باشندۀ قریه ورخان ولسوالی کیتی می گوید که حکومت به وضعيت آنان توجه نکرده و علاوه بر نبود مکتب و آب آشاميدنى، کلينيک صحى نيز در منطقۀ شان ندارند.
وى به آژانس خبرى پژواک گفت که چندى قبل، خانم برادرش که حمل داشت و نياز به داکتر پيدا کرد، به علت نبود داکتر و مرکز صحى، مجبور شدند که از یک دايۀ محلی که حالا خیلی پیر شده است، کمک بگيرند.
زهراى ٣٥ ساله ميگويد که اين دايه هم نتوانست که کاری کند و ناگزير شدند که وى را به طرف کلينيک صحى که در منطقۀ تمزان واقع است و بیش از شش ساعت پياده راه است، حرکت کردند؛ اما به خاطریکه هوا خیلی سرد بود و مريض درد شديد داشت، نتوانست که طاقت کند، خونریزی شدید پیدا کرد و بعد از اینکه سه ساعت پیاده او را آورده بودند، در راه فوت کرد.
اين خانم علاوه کرد که فکر کردند مريض بیهوش شده، با عالمى از مشکلات وى را به کلینیک تمزان رساندند؛ اما داکتران گفتند که او خیلی وقت است که جان داده است.
زهرا، دولت را مسوول مرگ خانم برادرش خوانده، گفت: “حداقل اگر در نزدیکی های قریۀ ما یک قابلۀ خوب می بود، دیگر ينگۀ مه از دنیا نمی رفت.”
وى افزود که زنان دیگری هم هستند که به خاطر اندک مریضی که می توانند صحت یاب شوند، به دليل نبود داکتر، جان شان را از دست می دهند.
نه تنها نبود کلينيک، بلکه مشکلات راه نيز باعث مرگ مريضان ميگردد.
سکینه باشندۀ قریه ملمۀ ولسوالی میرامور گفت که اوايل بهار امسال بود که خواهر ١٥ ساله اش تکليف گرده پيدا کرد و سپس تکليفش شديد شد، پدرش در خانه نبود و از همسايه ها کمک خواستند؛ پيره زنى که به نام مادر مرادعلی زوار مشهور است و به مريضى زنان بلد است، خواهرش را دید و گفت او را زودتر به کلینیک قریۀ اسکان ببرند، ورنه تلف ميشود.
وى افزود: “کاکایم خواهرم را پشت کرد و از خانه حرکت کردیم، بعد از یک ساعت پیاده روی لب دریا رسیدیم، هر کارى کردیم از دریا عبور کرده نتوانستیم، خلاصه کاکایم خواهرم را به پُشتش بست و خود را بین آب انداخت تا از آب بگذرد؛ اما تندی آب خیلی زیاد بود و کاکایم نتوانست که از دريا عبور کند؛ خلاصه اینکه خواهرم را از شدت سردى از دست داديم.”
سکینه درحالیکه گریه می کرد، از دولت خواست که برای قریه ملمه که بیش از يکصد خانواده در آن زندگى می کنند، حداقل کلینیک سیار ايجاد کند و داکتران سیار، گاهی به این قریه سفر کنند تا از بروز چنین حوادث دردناک جلوگیری شود.
دايکندى، غور، بدخشان و..، از ولايات کوهستانى اند که هنوزهم مرگ و مير طفل و مادر درآنجا نسبت به ساير ولايات بيشتر است.
رياست صحت عامه دايکندى ميگويد که در مورد تعداد مرگ و مير طفل و مادر، رقم دقيق در دسترس ندارند؛ اما تعداد آنان اکنون نسبت به سالهاى گذشته به علت بيشتر شدن مراکز و توسعۀ خدمات صحى، کاهش يافته است.
اين درحالى است که سروى ١٠ سال قبل وزارت صحت عامه، نشان مى داد که در هر يکصد هزار مادر، ١٦٠٠ مادر در سطح کشور فوت مى شد؛ اما سروى که در سال هاى اخير انجام شده، نشان مى دهد که به علت گسترش خدمات صحى، در بين هر يکصد هزار مادر، ٣٢٩ تن در زمان ولادت فوت مى شود.
همچنان طبق سروى قبلى وزارت صحت عامه، درهر يکهزار طفل زير دوسال، ١١١ تن و درهر يکهزار طفل زير پنج سال، ١٢٩تن فوت مى شد؛ اما بر اساس سروى جديد، در هر يکهزار طفل زير دو سال، ٧٧ تن و در هر يکهزار طفل زير پنج سال، ٩٧ تن مى ميرند.
داکتر تيمورشاه يوسفى رئیس صحت عامۀ دايکندى گفت که در حال حاضر، ٦٤ قابله درين ولايت مصروف خدمات صحى بوده و به تازگى از ٣٧٠ متقاضی، آموزش قابلگی امتحان اخذ نموده که ازين جمله ٥٤ تن جذب ميشوند و با فراغت آنان، گراف مرگ و میر مادران در هنگام زایمان و بیماری های مرتبط به حاملگی، پايين خواهد آمد.
آمنه از ولسوالی کجران که در امتحان قابلگى موفق گرديده، گفت: “در ولسوالی ما بیشتر مادران حین به دنیا آوردن طفل از بین می روند، من در این امتحان شرکت کرده ام تا بتوانم با فرا گیری آموزشهای لازم قابلگی، جان همنوعانم را نجات بدهم.”
وى علاوه کرد که در بهار امسال، یک زن جوان به خاطر اینکه نتوانست به کلینيک صحی برسد و خون زیادی از دست داده بود، جانش را همراه با طفلى که در بطنش بود، از دست داد.
آمنه افزود زمانی که این خبر را شنید، خیلی ناراحت شد و با خانواده اش صحبت کرد که به صورت خصوصی بتواند درس بخواند؛ اما خانواده توان پرداخت مصارف تحصیلش را در مرکز دايکندى و یا کابل نداشت؛ به همین خاطر از درس خواندن منصرف شد و اينک در امتحان قابلگى موفق شده و ميخواهد که بعد از آموزش، به ولسوالى خود برگردد و در خدمت مادران حامله و ساير مريضان قرار بگيرد.
اين دختر، درحالیکه گلویش را بُغض گرفته بود، دیگر مجال صحبت کردن را نداشت و خاموش ماند.
از جانب ديگر، مردم شاکى اند که در برخی مراکز، حتی ادویه ابتدایی هم وجود ندارد.
محمد موسی باشنده قریه” بله ویر” مرکز دايکندى که در شفاخانه ولايتى، نسخۀ کوچکی در دست داشت و داکتر برایش دوا نوشته بود تا دوا را از دواخانه بگيرد، گفت: “از سه قلم دوا تنها یک پرستامول در دواخانه موجود اس و مسوول دواخانه، دیگه دواها ره گفته که از بازار بخريد.”
وى افزود که پول ندارد تا تمام دوا را از بازار خريدارى کند، دولت بايد ادويه را به شکل رايگان در اختيار مريضان قرار بدهد.
سبحان نایبی یکی از فعالان مدنی نیز گفت: “در شفاخانه ولایتی، ادویه ابتدایی که برای مریضان سرپایی در نظر گرفته شده و مظابق نورم وزارت صحت عامه، باید در بستۀ خدمات صحی یک شفاخانه باشد نيست و داکتران، اکثر مریضان را به بازار روان می کنند.”
به گفتۀ وى، از يکماه بدينسو میترانیدازول – سیفترکسون- تابلیت بروفین و همینطور خیلی از دواهایی که هر روزه ضرورت مریضان است، در شفاخانه ولایتی موجود نیست، وضعيت شفاخانه ولایتی که در مرکز ولایت است و همه ارگانها از آن می توانند نظارت کنند اینگونه است، وضعيت در ولسوالی ها چگونه خواهد بود؟
نایبی می گوید که امکانات طبی و خدمات صحی نسبت به گذشته به حداقل رسیده، در صورتی که باید عرضۀ خدمات صحی روز به روز بهبود يابد. به طور مثال داکترانی که منحیث متخصص در شفاخانه استخدام می شوند، بر سر وظایف شان حاضر نمی باشند که نبود آنان می تواند برای مریضان مشکلات حیاتی جدی را به وجود آورد.
وى گفت: “زمانی که به قابله و یا نرس و یا داکتر ضرورت است، هيچکدام شان حاضر نمى باشند و این بی توجهی و بی نظمی در شفاخانه ولایتی واقعاً سوال برانگیز است.”
امارييس صحت عامه دایکندی می گوید که ادویۀ لازمى که در بسته معرفی شده از سوی وزارت صحت عامه اختصاص يافته، در فارمسی شفاخانه ولایتی موجود است؛ اينکه برخی دواها در بستۀ وزارت صحت عامه شامل نيست، طبیعی است که در شفاخانه وجود نداشته و مردم آنرا از بازار خريدارى ميکنند.
وى علاوه کرد که ادویه درسایر مراکز صحى ولسوالی ها موجود است، اگر ادویه لازم برای مریض نباشد، به شفاخانه مرکز ولایت راجع می شود و اين مشکل حل ميگردد.
به گفتۀ رييس صحت، احتمال دارد که ادویه کم باشد؛ چرا که تعداد نفوس در بعضی مراکز زیاد می شود و از ولایات همجوار به این مراکز مراجعه می کنند و در اینصورت است که با کمبود ادویه مواجه می گردند.
یوسفی افزود که با توجه به این مشکل، بازهم در تلاش هستند که این مشکل را به صورت درست و اساسی حل نمايند تا دیگر مريضان با این مشکل روبه رو نشوند.
برخى مريضداران از کندى خدمات صحى شکايت دارند.
محمد کریم باشنده قریه آمج ولسوالی شهرستان که خانمش را جهت تداوی به شفاخانه ولایتی آورده بود، گفت: “خانمم محرقه شده و داکتران خانمم برای معاینه خون را به لابراتوار راجع کده، از صبح تا چاشت انتظار است؛ اما در لابراتور کسى نيست.”
درمقابل شعبه لابراتوار شفاخانه نیز تعداد زیادی از مریضان مانند محمد کریم و خانمش منتظر آمدن مسوول لابراتور بودند و ازين وضعيت شکايت داشتند.
رحمت الله شریعتی یکى از فعالان مدنی دایکندی گفت: “دایکندی متاسفانه در بخش صحت واقعاً مشکل دارد و این مشکل، به سادگی قابل حل نیست؛ چرا که مسوولان برای بيرونرفت ازين مشکل، هیچگونه تلاش نکرده و بیشتر به زدوبندهای سیاسی خود می پردازند و در اینصورت است که مردم می مانند و مشکلات صحی، هر روزبیشتر و بیشتر می شود.”
شریعتی گفت که تنها راه بيرونرفت ازین مشکل، این است که مسوولان ادارات دولتی به خصوص بخش صحت، واقعاً و منصفانه برای عرضۀ خدمات صحی تلاش کنند و زدوبندهای سیاسی را کنار بگذارند.
ريیس صحت عامه دایکندی تاييد کرد که خدمات صحی به صورت کامل و اساسی عرضه شده نمى تواند، اما گفت که این بدین معنا نیست که عرضۀ خدمات صحی انجام نمی شود.
یوسفی افزود که سال گذشته در مراکز صحی ولسوالی ها هیچ داکتر زن وجود نداشت؛ اما امسال تمام مراکز صحی ما قابله و نرس کافى دارد و تنها مشکلی که دارند، داکتر متخصص زن ندارند.
وى گفت: “متاسفانه در عرضه خدمات صحی دستهای سیاسی کار می کنند و همچنین داکتران متخصص را که ما از دیگر ولایات به صدها زحمت جذب می کنیم، تهدید به مرگ و یا تهدید به اختطاف فرزندان شان می شوند؛ طوری که یکی از داکتران نسایی- ولادی به من گفته که او تهدید شده که در صورت ادامۀ کارش، دخترش را اختطاف خواهند کرد.”
رييس صحت عامۀ دايکندى، در رابطه به اینکه داکتران غیرمسلکی به تداوی مریضان می پردازند گفت که مردم به شفاخانه و یا مراکز صحی مراجعه نمی کنند و به دواخانه مراجعه می کنند و یا خودشان دست به تداوی خانگی می زنند که در اینصورت، رياست صحت هیچگونه مسوولیتی در قبال کسی ندارد.
در مجموع ٤١ مرکز صحی به شمول شفاخانه ولایتی وجود دارد که ١٤ داکتر عمومی به شمول يک خانم و شش داکتر متخصص به شمول دو خانم و ٦٤ قابله و٨٠ نرس در آن ايفاى وظيفه ميکنند.
در کنار آن نُه مرکز صحی موقت در فصل زمستان در مناطقی که راه های مواصلاتی آن مسدود ميگردد نيز فعاليت ميکند.
اما تعمير فعلى شفاخانۀ ولايتى،وسايل و تجهيزات طبى کافى ندارد.
رياست صحت عامه ميگويد که تعمير جديد شفاخانه که داراى يکصد بستر و وسايل مجهز خواهد بود به ارزش بيش از ٣٥ ميليون افغانى در سال ١٣٨٧ تهدابگذارى شد و تاحال کار آن براى چهارمين بار به علت عدم پرداخت پول از طرف وزارت ماليه، معطل شده است.
GET IN TOUCH
NEWSLETTER
SUGGEST A STORY
PAJHWOK MOBILE APP