کابل (پژواک،٣٠ میزان٩٣): شمارى از زنان گدا در شهر کابل، از رويۀ توهين آميز برخى مردم شکايت دارند و مى گويند که ولگردها آنان را آزار و اذیت می کنند.
بى بى گل ٤٥ ساله يک تن از این زنانى است که در دهن دروازۀ زيارت شاه دو شمشيره (ع ) شهر کابل، گدايى مى کند.
او مى گويد به دليلى در اين محل تگدى مى کند که در نقاط ديگر شهر، خود را مصوون احساس نمى کند.
اين خانم که چادرى کهنه فولادى رنگ بر تن داشت و روى زمين نشسته بود، گفت: “مردم خراب شده، بسيار وحشى شده؛ در ديگه جاى که بريم، سر آدم دست درازى مى کنند؛ غريب پايمال است.”
او افزود: “همين قدر خوب است در اينجا که بى آب نمىشُم، بى ستر نمى شُم، مه خودم پير زن هستم؛ اما در ديگه جاى که برم، ده نفر پشت مه مى گيره؛ به همين خاطر اين جا مى باشم، هر چه که جمع کردم، صد باشد، پنجاه باشد قناعت مى کنم؛ شام که شد به خانه مى روم.”
موصوف گفت که برخى مردم گداها به خصوص زنان گدا را توهين مى کنند، گداها را دشنام مى دهند و مى گويند: “گدايى عادت تان شده، مفت خورى عادت تان شد، کار کنيد و… “
اما بى بى گل افزود که از نهايت مجبوريت گدايى مى کند؛ زيرا سواد ندارد، کدام کار مناسب ديگرى هم نيست که انجام دهد.
وى گفت که شوهرش حدود ده سال پيش فوت نموده و در حال حاضر، با يگانه پسر هشت ساله اش در يک خانه کرايى در چنداول شهرکابل، زندگى مى کند.
همچنان به گفتۀ او، پدر، مادر، برادر و خواهر ندارد و خانواده شوهرش نيز او را کمک نمى کند.
او از رئيس جمهور خواست که توجه جدى به مشکلات گداها به خصوص زنان گدا نموده و براى آنان از طريق ايجاد فابريکه ها زمينۀ کار را مساعد سازد.
بى بى گل افزود: “اگر زمينۀ کار مساعد شود، کار مى کنم تا که يک لقمه نان را به آرامى پيدا کنم، ديگر هيچ آرزويى ندارم.”
ذکيه ٢٢ ساله که با سه طفل کوچکش در مقابل سيلوى شهر کابل گدايى مى کند، نيز گفت که برخى مردم او را توهين مى کنند.
وى افزود که برخى اوقات ولگردها او را مورد اذيت قرار مى دهد.
اين خانم علاوه کرد: “از حکومت مى خواهم که جلو همچو ولگردها را بگيره که زن ها توهين نشوند، زن ها را اذيت نکنند، سر زن ها دست درازى نکنند و…”
ذکيه که به دليل مشکلات اقتصادى از ولايت سرپل به کابل آمده و در چهاراهى قمبر همراه با سه کودکش زير خيمه زندگى مى کند، گفت که شوهرش براى کار به ايران رفته است.
به گفته وى، روزانه برخى مردم خيرخواه، براى او ١٠٠ تا ١٥٠ افغانى کمک مى کنند و با بسيار مشکل با اين پول نيازمندى هاى اوليه فاميل خود را پوره مى کند.
بسمينه ١٤ ساله يک تن از گداهايى است که در چهاراهى مسعود شهر کابل خيرات طلب مى کند.
وى گفت که مادر و پدرش فوت نموده و او با دو برادر کوچکش، در خانه کاکايش زندگى مى کند و کاکايش او را مجبور ساخته تا گدايى کند.
اين دختر نيز شکايت نموده گفت که گاهگاهى برخى مردم او را مورد اذيت قرار مى دهند؛ اما او نخواست که در اين مورد بيشتر صحبت کند.
گل اندام٨٠ ساله، زن ديگرى است که در نزديکى زيارت شاه دو شمشيره کابل از مردم طلب کمک مى کند و شکايت دارد که برخى مردم گداها را تحقير و توهين مى کنند.
اين بيوه زن که با صداى لرزان از مردم خيرات مى خواست، گفت که از نهايت مجبوريت از ١١ سال به اين طرف گدايى مى کند.
وى افزود که شوهرش حدود سى سال پيش، از اثر بمباردمان روس ها در پنجشير کشته شده، سه دخترش ازدواج کرده و يگانه پسرش نيز ديوانه مى باشد.
او گفت: “بعضى مردم فکر مى کنند که ما از شوق گدايى مى کنيم و گدايى عادت ما شده است؛ اما نى از مجبوريت اين کاره مى کنيم، اگه يک لقمه نان برى مه و بچه ديوانه ام برسه و کراى خانه را داشته باشم، اين کاره نمى کنم.”
وى گفت: “خواست ما از مردم اين است که اگر کمک نمى کنند، مردم بيچاره و فقير را توهين نکنند.”
عالم دينى شمس الرحمان فروتن، نيز گفت که نبايد با نيازمندان و گداها با الفاظ زشت پاسخ داده شود؛ زيرا برخورد زشت با مساکين جواز ندارد.
موصوف گفت که به اساس حديث پيامبر بزرگ اسلام، نبايد سائل ( گدا ) از آنچه که سوال کرده است، محروم ساخته شود.
وى خاطرنشان کرد که آزار و اذيت و تقاضاهاى نادرست و غيرشرعى از زنان، در دين اسلام حرام است و افرادى که چنين کار را انجام مى دهند، بايد شناسايى و مورد پيگرد قرار گيرند.
همچنان مفتى فروتن، گفت که تگدى و درخواست کمک مالى از مردم، اگر از روى نياز و حاجت باشد، از نظر اسلام اشکالى ندارد؛ اما تگدى و درخواست کمک مالى در صورت بى نيازى، حرام است.