کابل (پژواک، ٢١عقرب۹۳): فرهاد نواسۀ عبدالرحمن پژواک، توصيه هاى پدرکلانش را براى بهبود افغانستان موثر مى داند و مى گويد که آثار اين دانشمند، به زبان هاى خارجى نيز چاپ خواهد شد.
عبدالرحمن پژواک، در سال ١٢٩٨ هجرى شمسى در قريه باغبانى ولسوالى سرخرود ولايت ننگرهار، چشم به جهان گشود و در سال ١٣٧٤ در ديار هجرت در شهر پشاور پاکستان چشم از جهان بست و در قريه يادشده به خاک سپرده شد.
ده ها اثر و مقاله سیاسی، علمی و ادبی عبدالرحمن پژواک، در مطبوعات داخل و خارج از کشور اقبال چاپ یافته؛ اما بيست اثر او شامل مقالات، افکار و داستان ها هنوزهم چاپ نشده است.
فرهاد، نواسه عبدالرحمن پژواک، در مصاحبه اختصاصى با آژانس خبرى پژواک گفت که آثار پدرکلانش به زبان هاى پشتو، درى و انگليسى نوشته شده است.
فرهاد پژواک افزود پلان دارد که آثار چاپ نشدۀ پدرکلانش را چاپ کند و برخى اين آثار را به زبان هاى انگليسى، فرانسوى و آلمانى نيز ترجمه و چاپ کند.
موصوف که رياست بنياد علمى و فرهنگى پژواک را نيز بر عهده دارد، گفت که آثار يادشده از سوى اين بنياد چاپ خواهد شد.
به گفته او قرار است در قدم اول، يک مجموعه اشعار پشتوى عبدالرحمن پژواک که در مورد مداخله بيگانه ها در افغانستان و عشق به وطن و مردم سروده شده است، چاپ شود.
وى افزود که سروده هاى پژواک، رهنماى خوب براى جوانان بوده و آنها را به وطن دوستى دعوت مى کند.
موصوف گفت که علاقمندان پژواک مى توانند به آثار اين دانشمند در صفحه انترنتى (www.pazkwakfoundation.com ) نيز دسترسى داشته باشند.
اين درحالى است که به تاريخ ١٨ عقرب سالروان، يک اثر اين نويسنده و شاعر تحت نام “خلاصۀ فصلی از سرگذشت یک افغان مهاجر”، از سوى نواسه اش فرهاد در کابل به معرفی گرفته شد.
اين کتاب ۲۹۴ صفحه اى، حاوى مقاله ها و اشعار پژواک در مورد مسايل اجتماعى و سياسى است.
فرهاد گفت که اين کتاب را در اختيار رييس جمهور و رييس اجرائيه نيز قرار داده تا از برخى پيشنهاد هاى عبدالرحمن پژواک براى بهبود وضعيت سياسى کشور، استفاده شود.
به گفتۀ وى، در اين کتاب پيشنهاداتى به حکومت هاى وقت شده که حتى امروز نيز آن استفاده شده مى تواند.
عبدالرحمن پژواک، در اين کتاب نوشته است که استقلال افغانستان، زمانى شکل واقعى را به خود مى گيرد که فرد فرد افغان، آزادى واقعى داشته باشد.
او نوشته است که افغانستان در سال ١٩٨٠ ميلادى، استقلال سياسى داشت؛ اما مردم افغانستان اسير بودند و نمى توانستند که به صورت آزاد اظهار نظرکنند.
در بخشى از کتاب آمده است: “هدف مبارزه ملى تنها استقلال سياسى از يوغ سلطه و نفوذ اجنبيان نيست و حاکميت ملى و تماميت خاک آن را تکميل نمى کند، همه حقوق و آزادى هاى اساسى هر فرد (زن، مرد و طفل) بايد به اساس عدالت و مساوات بدون هيچ گونه تبعيض، تامين شود. ورنه مملکت غير مستقل و مردم اسير مى مانند.”
همچنان پژواک نوشته است: “يک زعيم در هيچ حال نبايد حکمت راستين و حقيقت ديرين را فراموش کند؛ هر آن کسى که با مردم خود به بازى نادرست به نفع خود مى گرايد، ميدان مبارزه را به رقيبان و دشمنان مى بازد.”
فرهاد گفت که پدرکلان او هميشه حقايق را بيان مى نمود و به همين دليل، با برخورد نادرست حکومت هاى وقت در افغانستان و حتى پاکستان رو به رو ميشد.
به گفته او، پژواک هميشه از مداخله بيگانه ها و خدمت برخى افغان ها به بيگانه ها رنج مى برد.
وى افزود که پژواک در سال ١٣٦١ به صورت بسيار صريح به پاکستانى ها از موقف خود گفت و اصرار کرد که حق خوداراديت مردم افغانستان يک حق ثابت است و بايد مردم افغانستان خود شان آيندۀ خود را تعيين کنند.
وى علاوه کرد که بعد از اين اظهارات پژواک، پاکستانى ها او را از پاکستان اخراج کردند و به امريکا رفت؛ اما بعد از مدتى جهت اشتراک در يک کنفرانس ملل متحد، به پاکستان آمد و بعد از مدتى در آن کشور فوت کرد.
عبدالرحمن پژواک، به حيث سفير کبير و نماينده دايمى افغانستان در سازمان ملل متحد، سفير افغانستان در هند، آلمان و کانادا، مدير مطبوعات وزارت خارجه، اتشه مطبوعاتى و کلتورى سفارت هاى افغانستان در لندن و ايالات متحدۀ امريکا، رييس کميته خاص براى حل معضله ويتنام، رييس کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد، مدير روزنامه اصلاح، مدير اژانس باختر و غيره، ايفاى وظيفه کرده است.
موصوف، به تحصيلات عالى در رشتۀ ژورناليزم و مناسبات بين المللى در پوهنتون “ادنبره” در سکاتلند پرداخته بود.