Language

“شوروى سابق عامل اصلى تباهى افغانستان بود”

کابل (پژواک، ٦جدى ٩٣): “همه کارهاى دولتى توسط روس ها سازماندهى و به پيش برده ميشد و خلقى ها و پرچمى هاى دست نشانده، حتى از اسير بودن خودشان توسط قشون سرخ خبر نداشتند.”

اين گفتۀ سيداحمد است که يکبار قبل از تجاوز قشون سرخ اتحاد شوروى سابق، و بار ديگر در زمان تجاوز اين نيروها زندانى شده و شکنجه و تعذيب گرديده است.

وى ميگويد که نخست درسال ١٣٥٧پس از کودتاى کمونستى و اقدار حزب خلق در زندان پلچرخى زندانى گرديد و بعد از به قدرت رسيدن حزب پرچم در ٨ جدى همان سال آزاد شد؛ اما در سال ١٣٦١ بر اساس وطندوستى، استقلال و حساسيت در برابر قشون بيگانه دو باره زندانى شد و زير تعذيب و شکنجۀ حکومت دست نشانده روس ها قرار گرفت.

اين باشندۀ شهرکابل که از دو پا فلج است و اعصابش را دراثر کوبيدن سرش به ديوارهاى سمتى زندان از دست داده است، به آژانس خبرى پژواک گفت: “زندانيان به جُرم مسلمان بودن به اشکال مختلف تعذيب ميشدند، برق داده ميشدند، دست شان بر منقل برقى مانده شده، سوزانده ميشد، ناخن هاى شان کشيده ميشد، سر شان در بيرل هاى آب سرد داخل ميگرديد.”

سيد احمد٥٣ ساله که قبل از کودتاى هفتم ثور به حيث صاحب منصب قواى هوايى در بگرام ايفاى وظيفه ميکرد، علاوه کرد که زندانيان، جوقه جوقه به پليگون عقب پلچرخى منتقل گرديده و قتل عام ميشدند و سپس توسط بلدوزرها مدفون ميگرديدند.

امروز( ششم جدى)٣٥ مين سالروز تجاوز قشون سرخ شوروى سابق بر افغانستان است.

قشون ۱۲۰ هزاری شوروی وقت، مجهز با تانک، جنگنده ها و تجهیزات جنگی پيشرفته در ششم جدی سال۱۳۵۸ بر افغانستان تجاوز نمود و ببرک کارمل را به اریکۀ قدرت نشاند.

 این تجاوز آشکار که قیام های مسلحانه در هرکنج و کنار کشور را در قبال داشت، تا حدود ده سال دوام کرد و بعد از شکست فاحش، قشون سرخ افغانستان را در ۲۶ دلو سال ۱۳۶۶ ترک کردند.

در دورۀ اشغال، افغانستان به ویرانه مبدل شد. بیش از یک میلیون افغان کشته، ده ها هزار تن معلول و میلیونها تن مجبور به مهاجرت به کشورهای همسایه و سایر ممالک گرديد.

سيداحمد که لکنت زبان پيدا نموده است، گفت که هيچ افغان مسلمان و با احساس، در برابر بيگانگان که کشور شان را مورد تجاوز قرار داده بودند، بى تفاوت ننشسته و مسووليت دينى و وطنى خود را ادا کردند و قربانى هاى زيادى دادند تا آنکه قشون سرخ، مجبور شد که از کشور فرار نمايد.

 وى افزود: “روزيکه قواى سرخ برکشورما تجاور کرد، اصلاً وزير دفاع خبر نداشت، همه روزه هزاران تُن بم توسط طياره روسها بر سرشهرها و دهات مى باريد ومردم قتل عام ميشدند و کسانى که زنده مى ماندند، مهاجرت ميکردند. “

سيداحمد متذکر شد که همه کارهاى دولتى توسط روسها سازماندهى و به پيش برده ميشد؛ اما خلقى ها و پرچمى هاى دست نشانده، حتى از اسير بودن خودشان توسط قشون سرخ خبر نداشتند.

وى علاوه کرد که از لحاظ سياسى، رويدادششم جدى نه تنها در افغانستان بلکه به سطح جهان يک نقطۀ عطف بوده ميتواند و به حيث سرآغازحملۀ يک کشور بزرگ چون اتحادشوروى سابق، بريک کشور کوچک (افغانستان) ميباشد.

 اين زندانى زمان روس ها گفت: “در وقت خلقى ها و پرچمى ها بزرگترين گناه يک انسان، رفتن به مسجد و خواندن نماز بود و شوروى سابق و دست نشاندگان شان، عامل اصلى تباهى افغانستان بودند.”

همچنان انجنير بشير يکتن از خانواده هاى قربانيان که برادر جوانش محمد داوود را در در زمان حکومت تحت الحمايۀ شوروى سابق از دست داده گفت که برادرش در اکادمى پوليس، حقوق و علوم سياسى را درس ميداد. ٣٠ سال داشت، در ١٤ اسد ١٣٥٨ به خاطر حس وطندوستى، به زندان افگنده شد.

وى از اينکه برادرش را در کجا بردند و چه وضعيتى را بالايش آوردند، اظهار بى اطلاعى کرده گفت که يک ماه قبل، نامش رادر ليست پنجهزار قربانيانى خواند که در کتاب زيرنام “يادنامه شهداى بى مزار” چاپ شده بود.

انجنير بشير گفت که برادرش اکادمى پوليس را خوانده بود، درآن وقت قوماندانهاى امنيه تعين ميشدند؛ وى هر قدرتلاش کرد براى اينکه يک وظيفۀ خوب داشته باشد، به جايى نرسيد؛ زيرا کارت عضويت حزب را نداشت.  

وى درحاليکه آه گرمى ازسينه اش کشيد، گفت: “محمد داوود يک جوان صادق و وفادار به ملتش بود تا که شهيد شد، نه صاحب کدام خانه، نه موتر و نه زندگى خوب شد.”

اين بازماندۀ قربانيان جنگ سه دهه گذشته، افزود که بزرگترين آرزوى برادرش اين بود که در کشورش امنيت بيايد، ملت آرام شود و کشور به سوى ترقى و تعالى برود.

موصوف در رابطه به خصوصيت برادرش گفت که وقتى داوود معاش ميگرفت، نصف آنرا به افراد بى بضاعت و فقير ميداد؛ تلاش وى از تبليغات عليه دشمنان وطن نجات استقلال کشور از دست بيگانگان بود.

محمد بشير گفت افزود که قرار بود برادرش در همان روزها نامزد شود؛ اما آرمان به دل از دنيا رفت!

انجنيربشير که در يکى از شرکت هاى سرکسازى کار ميکند، افزود که يک برادرش که پيلوت بود، در زمان اشغال افغانستان توسط قشون سرخ شوروى، دستگير و زندانى شد.

بشير گفت که لادرک شدن برادر دومى اش که “امين” نام داشت، باعث شد که مادرش در بستر بيمارى بيفتد و پس از تحمل درد بسيار، از غم دو فرزندش جهان فانى را وداع گفت.

وى علاوه کرد: “حکومت دست نشاندۀ روسها فقط به نام بود، همه اقتدار به دست روسها بود، آنها افراد کارکن وفعال و وطندوست را به بهانه هاى مختلف گرفتار کرده و به زندان مى انداختند و يا در گورهاى دسته جمعى دفن ميکردند تا صداى آزاديخواهى آنها بلند نشود.”

مقاومت مردم افغانستان، خسارات سنگین مالی و جانی را بر متجاوزین نیز وارد نمود. طبق آمار نشرشده در این دوره، بیش از ۱۴۴۵۰ سرباز شوروی کشته، ۴۹۹۸۰ تن زخمی و ۳۳۰ تن لادرک گردید.

جنرال بوریس گروموف، آخرین افسر ارتش شوروی وقت بود که ازپل آمو عبور کرد و به عقب ننگریست.

در زمان جهاد، مردم افغانستان عليه قشون متجاوز شوروى وقت، مجاهدين در کمپ هاى مهاجرت در پاکستان و ايران، طى گردهمايى هاى بزرگ، ششم جدى را  تقبيح مى کردند.

در حکومت مجاهدين، بعد از سال ١٣٧٠ نيز در کابل و شهرهاى بزرگ کشور، اين روز در گردهمايى هاى نسبتاً بزرگ تقبيح ميشد؛ اما اکنون همچو گردهمايى ها نهايت کمرنگ شده است.

Related Topics