جلال آباد (پژواک، ٨ جدى ٩٥): قاچاق اجبارى- در ننگرهار يک طفل را مجبور ساخته تا براى اداى قرض هاى خانواده اش، هر روز در داش هاى خشت پزى ٩ ساعت کار نمايد و از درس محروم شده است.
فرد يادشده، واحد ١٣ ساله است که ساعت شش صبح از خواب بيدار مى شود و به عوض اينکه براى مکتب رفتن آمادگى بگيرد، مجبوراست که به طورمستقيم به طرف گل برود و درهواى سرد صبح، گل تر کند.
واحد تنها نيست، بلکه به اساس معلومات رياست کار و امور اجتماعى ننگرهار، مانند واحد حدود سه هزار تن دراين داش هاى خشت پزى مصروف کارهاى شاقه اند و از مجبوريت، تحصيل را نيز ترک نموده اند.
درقريۀ احمدزى ولسوالى سرخرود، ضمن داش هاى خشت پزى، براى خشت ريختن يک ميدان نيز موجود است که شمار زيادى اطفال، جوانان و موسفيدان درآن مصروف خشت زنى اند.
در ميان افراد يادشده، به نام احمدگل يکتن نيز شامل است، خانم و پنج طفلش به ٦٠ هزار افغانى گرواند.
موصوف گفت چهارسال پيش که از پاکستان آمد، مقروضين وى را نهايت به ستوه آورد، از داش خشت پزى قرض گرفت، که از همان روز نزد وى گرو شده است.
اينکه گل احمد تاکنون قادر به پرداخت قرضش نشده است، گفت: “در مقابل هزارخشت، براى ما ٦٠٠ کلدار مى پردازد، من و دو پسر کوچکم روزانه دو ونيم الى سه هزار خشت مى ريزيم، مزد آن صرف مصارف خانواده را تکافو مى نمايد، قرض در جايش باقى مانده و ما به گرو کارمى نماييم.”
با گل احمد، فرزند ١٣ ساله اش واحد نيز مصروف خشت زنى است.
واحد با دستان کوچکش، ساعت هفت صبح گل تر مى نمايد و در طول روز، با پدرش مصروف خشت زنى مى باشد.
نامبرده مانند افغان هاى ديگر، سه مرتبه غذا صرف مى نمايد؛ اما تفاوت در اين است که صبح چاى سبز و نان خشک، چاشت کچالو و يا سبزى مى خورد و شام همين غذا را دوباره صرف مى کند.
واحد گفت که بعد از عيدقربان، صرف يکبار در يک عروسى گوشت صرف کرده است و بعد از آن، هيچ نخورده است.
نامبرده در مصاحبه، با آژانس خبرى پژواک گفت که صرف چند روز به مکتب رفته است و بعد از آن، زندگى اش درکارهاى شاقه سپرى مى شود.
واحد، نهايت رنج مى برد که همسالان ديگرش با لباس هاى زيبا، به مکتب مى روند و نامبرده در داش هاى خشت پزى کار مى نمايد.
نامبرده گفت: “من آرمانهايم را با خاک يکسان مى بينم؛ زيرا درنتيجۀ مجبوريت ها به مکتب رفته نمى توانم؛ ورنه من مى خواهم که انجنير يا داکترشوم.”
نامبرده اکنون با بدن ضعيفش، الى ٩ ساعت در روز کار سخت انجام ميدهد و مى گويد هنگاميکه عصر از کار فارغ مى شود، به اندازه يى خسته مى باشد که توان بازى کردن و درس خواندن را ندارد.
واحد از چهار سال گذشته بدينسو در اين داش خشت پزى کار مى نمايد و مى گويد که تا زمانى به اين کار ادامه خواهد داد که ٦٠ هزار کلدار قرض صاحب داش خشت پزى را بپردازد و مقدار پولى را کمايى کند که پدرش ذريعۀ آن، کار ديگرى را آغاز نمايد.
پدر واحد، با لهجۀ خيلى اندوهگين گفت: “ديگرهيچ راهى نداشتم؛ زيرا دربدل ٦٠ هزارکلدار خود و خانواده ام را گرو نمودم.”
گل احمد و واحد، هردو نام هاى مستعاراند.
از جانب ديگر، مسوولين داش هاى خشت پزى مى گويند که آنها اين خانواده را گروگان نگرفته اند، بلکه زمينۀ اسکان و کار را ى شان فراهم نموده اند.
حاجى مليار مسوول داش خشت پزى مليار به پژواک گفت هر وقت که کارگر به وى مراجعه کرده، در همان زمان نيازهاى پول و نيازهاى ديگرش را پوره کرده و اين شصت هزار کلدار را نيز براى حل مشکلات شان پرداخت نموده است..jpg)
اما موصوف در سخنان خود تاکيد کرد که اگر خانوادۀ مذکور پول وى را بپردازند، هيچ وقت از رفتن شان ممانعت نخواهد کرد.
عبدالحکيم شيرزاد رييس کار و امور اجتماعى ننگرهار نيز پذيرفت که ده ها خانواده در داش هاى خشت ولسوالى سرخرود گرو شده و اطفال شان به علت انجام دادن کارهاى شاقه، از تعليم محروم شده و مصروف کارهاى شاقه اند.
به اساس معلومات شيرزاد، در جريان هر ماه در نشست هاى “سى پن” يا “برنامه هاى محافظت از اطفال” بحث مى کنند که چطور مى توانند از کار و جبر بالاى اطفال مذکور، جلوگيرى نمايند.
رييس کار و امور اجتماعى گفت که مسوولين داش هاى خشت، شمارى از خانواده ها را قصداً قرضدار و گرو کرده اند که در صورت رها کردن داش هاى شان، در قدم اول بايد قرض دهند و بعداً کار را ترک نمايند.
او افزود که مسوولان داش هاى خشت، بر کارگران خود دو جبر ديگر نيز انجام مى دهند که يکى پول کم در بدل کار؛ و دومى هم، انداختن یک هزار خشت در بدل به دست آوردن محل سکونت مى باشد.
موصوف در مورد اطفال مذکور گفت که تعداد شان در تابستان کم و در زمستان بيشتر مى شود: “ما دو بار سروى انجام داديم، تعداد شان يکبار به ١٨٠٠ تن و بار دوم به ٢٢٠٠ تن افزايش يافته بود؛ اينکه اوقات مختلف بود، تعداد شان نيز مختلف بود.”
به گفتۀ شيرزاد، قبلاً خانواده هاى مذکور را در بخش صحت و آگاهى عامه آموزش داده و همچنان تلاش ها را آغاز نموده تا خانواده هاى مذکور تشويق شوند که به اطفال خود علاوه بر کار، اجازۀ تعليم نيز بدهند.
از سوى ديگر، کميسيون مستقل حقوق بشر در شرق کشور نيز نگران است و مى گويد که اگر اطفال مذکور، بدون تعليم، صحت و تفريح بزرگ شوند، در آينده با مشکلات زياد مواجه خواهند شد.
غلام حسين بيوس مسوول بخش اطفال اين کميسيون، به پژواک گفت که آنها بخاطر مصوونيت حقوق اطفال مذکور، در ١٥ داش سهولت هاى بازى، تعليم و کورس ايجاد کرده اند تا خود را محروم ندانند.
ادارۀ ولايتى ننگرهار، نيز مى گويد که از گرو اطفال و خانواده هاى شان در ولسوالى سرخرود خبر دارند و در اين مورد، به رياست کار و اموراجتماعى سفارش کرده اند که در مورد حل مشکلات شان اقدام نمايد.
عطاءالله خوگيانى سخنگوى والى ننگرهار، به پژواک گفت که در بين خانواده هاى مذکور، خانواده هايى نيز وجود دارند که خود را گرو کرده اند تا مردم با آنها کمک نمايند.
اما موصوف افزود که مامورين کشفى، به اساس هدايت والى در مورد تمامى خانواده هاى مذکور کار مى کنند و سروى خود را آغاز کرده اند تا خانواده هاى نيازمند را تشخيص و کمک هاى لازم با آنها انجام شود.
مقامات رياست معارف ننگرهار نيز مى گويند که اطفال کارگر در داش هاى خشت ولسوالى سرخرود، از تعليم محروم اند.
محمد آصف شينوارى سخنگوى اين رياست، به پژواک گفت که قبلاً اين مشکل بيشتر بود؛ اما حالا براى آنها حدود ٣٠ مکتب دهاتى ايجاد گرديده، تا اطفال مذکور بتوانند در پهلوى کار، خواندن و نوشتن را نيز ياد بگيرند.
او افزود که اين برنامه، سه ساله است و بعد از تکميل نمودن مدت مذکور، به مکاتب ديگر شامل مى شوند.
قابل ذکر است که فعلاً در ولسوالى سرخرود ننگرهار، ٦٤ داش خشت وجود دارد که در اکثريت آنها کارگران گرو شده و در بدل پول ناچيز کار مى کنند.
GET IN TOUCH
NEWSLETTER
SUGGEST A STORY
PAJHWOK MOBILE APP