Language

Don't you have an account with Pajhwok Afghan News?

Click here to subscribe.

خسرو: با افتادن در دام قاچاقچيان، معتاد و مسافر شهر شدم

کابل(پژواک، ٢٠ ثور ٩٧): يک طبيب داروهاى گياهى، با افتادن در دام قاچاقچيان انسان، معتاد به موادمخدر شده و با فرار از مسئوليت هاى خانواده، شب و روزش را در کوچه هاى شهر سپرى ميکند. 

شخصى با موهاى ژوليده و لباس هاى پاره، پاره در هواى سرد زمستان (اوایل ماه دلو سال ١٣٩٦) در يکى از پسکوچه هاى گذر اندرابی ناحیه دوم شهرکابل، غرق دنيايى بود که ديگران برايش ترسيم کرده اند.

او که از صنف دوازدهم فارغ شده، با مارکر سیاه و دستان لرزان بر روی روزنامۀ چرکین که باد آن را به پیشش آورده بود، با خط زیبا و درشت نوشت: «من و مجنون هم سبق بودیم در دیوان عشق – او به صحرا رفت و من در کوچه ها معتاد شدم»

اين شخص، خسرو فرزند حاجی عبدالمنان پیکار باشندۀ اصلی ولسوالی شکردرۀ کابل است، که ٤١ سال قبل در یک خانوادۀ نسبتاً مرفه به دنیا آمده است.

خسرو نمى خواست صحبت کند؛ اما زمانى که فهميد با خبرنگار هم صحبت است، بُغض گلويش را فشرد و بعد از درنگی گفت: «بدبختی به من رخ داد، پنج سال قبل فریب یک شخص فریبکار (تاج محمد) را خوردم، به ایران رفتم و قربانی قاچاق انسانی شدم.»

او افزود که پدرش تحصیلاتش را درطب گياهى در بلغاریا به اتمام رسانیده بود و وى نيز اين طبابت را از پدرش آموخته است و با پدرش در منطقه اى موسوم به چوک شهر کابل، در اين بخش کار مى کرد.

خسرو که حدود يک سال را در کوچه هاى شهر و دور از خانواده اش سپرى کرده و بار بار بر اين وضعيت خود و خانواده اش مى گريست، گفت که شخصى به نام تاج محمد او را تشويق کرد که براى کسب درآمد بيشتر، در يک مرکز توليد داروهاى گياهى در ايران کار کند.

وى افزود که بعد از تاکيد زياد این شخص، در اواخر سال ١٣٩٠ همراه او به ايران رفت و تمام هزينه سفر را نيز تاج محمد پرداخت کرد.  خسرو گفت که با تاج محمد در شهر کابل آشنايى پيدا کرده بود و نمى داند اکنون در کجا زنده گى مى کند.

او علاوه کرد: «زمانی که ایران رسیدم، کار را در یکی از مراکز تولید داروی گیاهی در زاهدان، با معاش ماهانه یک میلیون تومان ايرانى آغاز کردم. مى گفتند که معاشم را با مرور زمان زياد مى کنند که نکردند.»

اين مرد که با در نظرداشت داشتن دانش در بخش گياه ها، بيشتر از ديگران اضرار مواد مخدر را مى دانست، گفت که کارفرماى او به گونۀ پنهان در غذا مقدارى مواد مخدر به او مى داد تا به گونۀ تدريجى معتاد به اين مواد شود. 

خسرو افزود: «در اول نمی فهمیدم که وابسته به این مواد شده ام؛ اما پسان ها که فهميدم، گپ از گپ تير بود و کارفرما برایم گفت که ترا در بدل پول خریده ام، حالا ترا معتاد هم ساخته ام و ناگزیرهستی برایم کار کنی.»

به گفته وى، کارفرما به او مى گفت پولى را که در بدل انتقال وى (خسرو) از افغانستان به ايران به تاج محمد پرداخت کرده است، بايد از مزد کار او حصول کند. 

خسرو مقدار اين پول را نمى فهميد و گفت: «این پول یک بهانه برای نگهداشتن و استفاده از مهارت های من بود.»  موصوف  افزود که کارفرما آن قدر پول به او مى داد که مصارف روزمره اش را تکافو مى کرد.

او پس از آن که اشک در چشمانش حلقه زد، گفت: «بدبخت شدم از دست يک انسان ظالم»، چند لحظه سکوت کرد و درحاليکه دستانش مى لرزيد، لب به سخن باز کرد و گفت مى خواست که از آن محل فرار کند؛ اما فهميد که زير نظارت قرار دارد و نمى تواند اين کار را انجام دهد.

اما وى افزود: «پس از آن که اعتماد کارفرما را به دست آوردم و مطمئن شد که دیگر از نزدش نمی روم، از تعقیب کردنم دست کشید؛ من هم با استفاده از این فرصت فرار کردم و دوباره به افغانستان برگشتم.»

او که به گفتۀ خودش، زمانى ديگران را توسط دواهاى گياهى تداوى مى کرد؛ اما اکنون از تداوى خود عاجز مانده است، گفت که در ايران در بخش ساخت دواى گياهى کار مى کرد؛ اما ده ها تن ديگر در اين فابريکه در بخش تهيه و بسته بندى مواد مخدر کار مى کردند و اين مواد، در بين دواهاى گياهى ماهرانه جا به جا و به کشورهاى عربى قاچاق ميشد.  

خسرو افزود که بعد از سپرى کردن حدود يک سال در ايران، به کابل برگشت و تا يک سال پيش با خانواده اش زندگى مى کرد؛ اما پس از مرگ پدرش، خانه را ترک و مسافر شهر شد و شب و روز خود را در پسکوچه هاى خلوت شهر با هزاران مشقت سپرى مى کند.  

او که از انواع مواد مخدر چون چرس، ترياک، پودر و شيشه استفاده مى کند، گاهى مى گفت که اميد بهتر شدن زندگى اش را از دست نداده است؛ اما گاهى سخت نااميد به نظر مى رسيد و مى گفت که ديگر چانس زنده گى خوب را ندارد. 

وى در روز اول گفتگو با پژواک زمانى که از مواد مخدر استفاده کرده بود، گفت: «درست است که من یک چانس زنده گی را از دست داده ام؛ اما دیگر نمی خواهم چنین زنده گی فلاکت بار داشته باشم و می خواهم چانس دیگرش را از دست ندهم.»

خسرو ادامه داد که تنفر از مواد مخدر و ارداۀ قاطع برای رهایی از این مرض مهلک، بهترین گزینه برای ترک اعتیاد می باشد.

اما روز بعد، زمانى که در حالت خمار قرار داشت، گفت: «مصرف مواد مخدر، جاده یک طرفه است که برگشت ندارد؛ آخر آن مرگ، بدبختی و زنده گی فلاکت بار است و از جوانان می خواهم که دنبال خوشی های کاذب این مواد تباه کننده نباشند.»

خسرو افزود: « شیوه های تداوی که در حال حاضر از سوی وزارت صحت عامه پیش برده می شود، مناسب نیست؛ چون معتاد در فضای بسته، با زور و اجبار هیچگاه تداوی نمی شود.»

موصوف گفت که وى چندين بار با اين شيوه تداوى شده؛ اما به مجردى که از مرکز تداوى مرخص شده، اولين کارى را که انجام داده استفاده از مواد مخدر بوده است. 

او در حالیکه اشک می ریخت گفت: «من بدبختی این مریضی را زیاد کشیده ام، زمانی که صحت یاب شوم، اشخاصی که توانایی تداوی را نداشته باشند، با هزینۀ شخصی خودم تداوی خواهم کرد.»

وی علاوه کرد که افتادن او در چنگ فريبکاران و قاچاقچيان انسان، سبب شد که معتاد به مواد مخدر شود و اعتیاد به اين مواد، او را واداشته است تا به خاطر به دست آوردن اين مواد، ده ها بار دست به دزدی بزند.

او با گريه گفت: «بدبختی و مجبوریت سبب می شود تا معتادین، دست به دزدی بزنند و به اندازه اى که مردم از معتادین متنفراند، معتادین آنقدرهم بد نیستند… لطفا با معتادين، به عنوان مريض برخورد کنيد.»

خسرو، از برخورد نادرست پوليس با معتادين شکايت کرد و مدعى شد که پوليس در رساندن مواد مخدر به معتادين، دست دارد. 

اما نجیب دانش سخنگوی وزارت امور داخله در پاسخ به ادعای خسرو گفت، هرگاه از سوی پولیس با معتادان مواد مخدر کدام بدرفتاری صورت گرفته باشد، وزارت داخله معذرت می خواهد و اين موضوع را پيگرى مى کند.

او مى گويد که تا اکنون مورد رسمی که نشان بدهد پولیس در رساندن مواد همکاری می کند، وجود ندارد.

 پژواک، خسرو را بعد از چندين بار ملاقات وادار ساخت که به آغوش خانواده اش برگردد.

خسرو به لباس هاى چرکين و پاره، پاره اش نگاه کرد و يک بار ديگر اشک از چشمانش جارى شد و گفت: «خانه مى روم؛ اما اجازه دهيد که لباس هايم را تبديل کنم و خود را بشويم، نمى خواهم خانواده ام مرا به اين حالت ببيند.»

او افزود که مادر، خانم، برادر، سه پسر و دو دختر دارد؛ مادرش معلم متقاعد است، خانم و دختر بزرگش که فارغ پوهنځى اداره و مديريت است، معلم و فرزندان ديگر او متعلم مکتب هستند.

دو روز بعد، تيم خبرى پژواک همراه با خسرو به منزل کرایی شان در خواجه بغراى شهر کابل رفت.

همزمان با بازشدن درب حویلی، مادر خسرو در حالیکه اشک می ریخت به پذیرایی پسرش شتافت، او را در آغوش کشيد و با دیدن خسرو، خانم و دختر بزرگش نيز گریه سر دادند و اولادهاى کوچک او به آغوش او رفتند.

مهتاب پیکار مادر خسرو، گفت یک زمانی خانه، موتر و زنده گی داشته؛ اما همگی آن را با معتاد شدن خسرو از دست داده و اکنون در منزل کرايى زنده گى مى کنند.

او معتاد شدن خسرو را ننگ برای خانوادۀ شان خواند و با بیان اینکه توان تداوی پسرش را ندارد، افزود: «پیش از این، خسرو چندین مرتبه تداوی شده است، هر بار صحت یاب می شد؛ اما بعد از گذشت چند وقت، دوباره به مواد مخدر رو می آورد.»

زاهده پیکار خانم خسرو گفت: «از نبود شوهرم خیلی رنج می برم؛ چون اولادهایم از من پدر می خواهند، هر دقیقه گپ های شان به من رنج است و رساندن پنج اولاد برای یک مادر در شرایط فعلی افغانستان، کار ساده نیست.»

او گفت با آن که در یکی از مکاتب شهر کابل منحیث معلم ایفای وظیفه می کند؛ اما با مشکلات اقتصادی زیاد مواجه می باشند.

زاهده افزود: «در پنج وقت نماز خود دعا می کنم که خداوند خوشی را به زنده گی ما برگرداند؛ با وجود این همه مشکلات، من خسرو را از دل و جان دوست دارم و امیدوارم که جور و به اولادهایم پدر شود.»

پژواک، از وزارت صحت عامه خواست تا اين خانواده را در تداوى خسرو کمک کند.

داکتر فیروزالدین فیروز وزیر صحت عامه، به اين تقاضا لبيک گفت؛ اما افزود که یکی از شرایط اساسی تداوی معتادان، علاقمندی آنان به تداوی می باشد؛ زیرا تداوی با جبر امکان ندارد.

فيروز افزود: «در صورتی که این شخص (خسرو) داوطلب باشد، ما آماده هستیم در مراکز مبارزه با مواد مخدر، برای مدت سه ماه زیر تداوی بگیریم.»

اما خسرو گفت در حال حاضر آماده نيست که براى تداوى به مرکز صحى برود؛ زيرا روزانه سه گرام مواد مخدر استفاده مى کند و بايد پيش از رفتن به مرکز تداوى، ميزان مصرف مواد را کاهش دهد.

پژواک نتوانست آدرس شخصى به نام تاج محمد را دريابد که خسرو او را قاچاقبر و سبب اين همه مشکلات وى و خانواده اش مى داند و مى گويد که اين شخص، ممکن از طريق قاچاق انسان، زندگى شمار زيادى از مردم را به تباهى کشانده باشد.   

از سوى ديگر مسولان ايرانى تا هنوز در اين مورد چيزى نگفته اند.

در حال حاضر در تمام افغانستان بيش از سه ميلون تن معتاد به مواد مخدر اند.

GET IN TOUCH

SUGGEST A STORY

آژانس خبری پژواک علاقمند است تا گزارش های شما را نشر کند. در صورت تمایل با کلیک کردن بر روی این لینک با ما تماس بگیرید.

PAJHWOK MOBILE APP

اپلیکیشن پژواک را بر روی تلفن هوشمند خود نصب کنید تا آخرین خبرهای ما را دریافت کنید. بیشتر