کابل (پژواک، ۹ حوت ۹۷): با آن که هیولای جنگ، در یک زمان سه فرزند یک خانواده را به کام مرگ برده؛ اما دو عضو دیگر این خانواده، با ایستادن در برابر این غول ناآشنا که هر روز از مردم افغانستان قربانی می گیرد، می رزمند.
راوی این حکایت تلخ، مادری است که سه فرزندش را در یک روز در حمله مخالفین مسلح دولت در دوم دلو سال ۱۳۹۵ بر یک پوسته امنیتی در ولسوالی میوند کندهار از دست داده است؛ اما با وجود این مصیبت بزرگ و نابود کننده، این زن دلیر دو فرزند دیگرش را برای دفاع از نوامیس ملی، تمامیت ارضی و پاسداری از خون «شهدا و قربانیان جنگ» راهی سرنوشتی کرده است که برادران شان در این راه جان های شان را از دست دادند.
شیما گل ۵۵ ساله با آن که سه فرزندش را در راه دفاع از ارزش های انسانی، آزادی، عدالت و تامین صلح در کشور از دست داده است، گفت که حاضر است خودش نيزسلاح بگیرد و در سنگر نبرد برضد پدیدۀ ناخواندۀ جنگ برزمد.
موصوف افزود هر سه فرزندش، جوانانی بودند که بین سنین ۱۸، ۲۰ و ۳۱ سال قرار داشتند که هر کدام رؤیاهایی از آیندۀ روشن، مترقی و شکوفا را در ذهن می پروراندند و هیچگاهی از مبارزه در برابر این ماشین خونآشام نمی هراسیدند.
وی علاوه کرد: «حس وطندوستی و عشق به مادر وطن، تمامی فرزندانم را با آن که در وضعیت بد اقتصادی قرار داشتیم و مصروف ادامه تعلیم بودند، از مسیر معارف بیرون کرد و به سویی سوق داد که عاقبتش زنده گی جاودانه بود.»
او در حالیکه جلو ریختن اشک هایش را گرفته نمی توانست و با گوشۀ چادرش مانع ریختن اشکش به زمین می شد، گفت که هر چند غم از دست دادن عزیزان انسان را ناتوان می سازد؛ اما در برابر «تقدیرات الهی» باید تسلیم و سر تعظیم فرود آورد.
موصوف افزود: «خوش هستم که پسرانم در راه دفاع از وطن شهید شدند؛ زیرا کسی نگفت که آنان در راه دزدی، خیانت و قتل کشته شدند، پاک آمده بودند و پاک از دنیا رفتند.»
به گفته وی، بزرگترین فرزندش قاری محمد ظاهر ۳۱ ساله بود که تا صنف ۱۲ درس خوانده بود؛ دومین فرزندش امان الله ۲۰ ساله بود که تا صنف ششم درس خوانده بود؛ و سومین فرزند ۱۸ ساله اش احمد جاوید نام داشت که تا صنف پنجم درس خوانده بود.
این مادر خاطر نشان کرد که در حال حاضر، عزت الله و احمد فرهاد دو فرزند دیگرش نیز به صفوف نیروهای امنیتی افغان پیوسته اند.
شیما گل با بیان اینکه شنیدن نا به هنگام «شهادت» سه فرزند، هر انسانی را زمینگیر می کند، افزود: «همزمان با حمله دشمن به پوسته، پسرانم احمد جاوید برایم زنگ زد و خواست که حقم را برایش حلال کنم، اما من از هوش رفتم.»
موصوف افزود که پس از آن روز تا هنگام رسیدن اجساد، دوستان و اقارب زیادی جویای احوال خانواده شان می شد؛ اما خودشان از مرگ سه عضو خانوادۀ شان کوچکترین اطلاعی نداشتند.
وی گفت: «همان روزی که تابوت پسرانم را آوردند، مردم و حتی دخترخاله ام که از سال ها به آن سو به خانۀ ما نیامده بود، با رنگ پریده وارد خانه شد، حیران ماندم که چه گپ شده است؟ اما او در حالیکه از این حادثه خبر داشت، گفت که به خاطر تبریکی نواسه هایت آمده ام.»
این زن علاوه کرد: «تا آن زمان باورم نمی شد که سه فرزندم را از دست داده باشم که برادرم داخل خانه شد و گفت خواهر! خانه نو هر سه بچه ات مبارک باشد! و پس از آن لحظه، دیگر نفهمیدم که چه شد.»
وی با بیان اینکه پس از مرگ فرزندانش، یک روز در بستر راحت نخوابیده و ذهنش درگیر بوده است، گفت: «اگر هم اکنون برایم یونیفورم نظامی و سلاح داده شود، به جبهه می روم و در کنار سایر فرزندان صدیق وطن و برای نابودی دشمن قرار می گیرم.»
او از دیگر زنان افغان نیز خواست که برای روحیه دادن به نیروهای امنیتی منسجم شوند و با اتفاق و همدلی، برنامه های «شوم دشمنان وطن» را خنثی سازند.
لازم به یادآوری است در حال حاضر این خانم بیوه که لقب «زن قهرمان» را از سوی رئیس جمهور محمد اشرف غنی دریافت کرده است، با دو دختر و دو پسر دیگرش در آپارتمانی که به پاس ارج گذاری به خون فرزندانش از سوی ارگ ریاست جمهوری به وی اهدا شده است، زنده گی می کند.