Language

سیما: بولانی می‌پزم، نفقۀ خانواده‌ام را تامین می‌کنم

کابل (پژواک، ۱۱ حوت ۱۴۰۰) سیما ۴۷ ساله یکی از متقاعدین حکومت پیشین، به دلیل عدم دریافت حقوق تقاعد و فقر اقتصادی، برای اعاشۀ خانواده هفت نفری‌اش، هوسانه می‌پزد و در دکانی آن‌را می‌فروشد.

سیما باشندۀ قلعه فتح‌الله شهر کابل است که قبلا در اکادمی علوم افغانستان به حیث آشپز کار می‌کرد؛ او یک سال قبل تقاعد داده شد.

سیما سال‌هاست که خانوادۀ هفت نفری‌اش را سرپرستی می‌کند؛ زیرا شوهرش از چندین سال به این‌طرف فلج است و توانایی کار را از دست داده‌است.

سیما، پس از تقاعدش از اکادمی علوم افغانستان، در خانه‌های مردم صفاکاری می‌کرد و نفقۀ فرزندانش را فراهم می‌نمود؛ اما پس از سقوط نظام سیاسی پیشین و افزایش فقر و تنگدستی‌، کمتر مردم او را برای صفاکاری طلب می‌کردند.

او که مادر سه دختر و دو پسر می‌باشد، مجبور بود که راه دیگری را دریابد تا نفقۀ خانواده‌اش را تامین کند؛ به همین دلیل، فکر کرد تا دکانی را کرایه گرفته و بولانی فروشی کند.

او که دکان کوچکی را در سرک سیزدهم تایمنی شهر کابل به چهار هزار افغانی کرایه گرفته‌است، می‌گوید که در آن بولانی و منتو می‌فروشد.

سیما که در حالی مصروف پختن بولانی بود، به آژانس خبری پژواک گفت: «یک سال می‌شود، تقاعد کردیم؛ اما از طالع بد مه دولت سقوط کرد و حکومت جدید حقوق تقاعدم را نمی‌دهد؛ بسیار به مشکلات زیاد در خانه مواجه بودم، باز این دکان را باز کردیم تا از همین طریق بتوانم، نفقۀ اولادهای خود را به دست بیاورم.»

او درحالی که می‌گفت، تا هنوز از بولانی‌پزی درآمد چندانی ندارد، ولی ابراز داشت که دست از این کار بر نمی‌دارد و به آن ادامه می‌دهد و امیدوار است، تا کارش رونق بهتری پیدا کند.

موصوف افزود: «از این دکان خُرد که حتا چهار نفرهم به آسانی جای نمی‌شوند، چهارهزار کرایه می‌دهم و کرایۀ این دو ماه را با گرفتن قرض پرداخت کردیم؛ حالی کار کرده می‌روم و امید به خدای مهربان دارم که کارهایم بهترشود.»

سیما که به تنهایی بولانی را آماده می‌کند، می‌پزد و به مشتریانش توزیع می‌کند، افزود: «پلان دارم که کارم خوب شد، یکی دو خانم دیگر را نیز با خود در کار کنم، هم دست مه سبک می‌شه و هم یک زن دیگر به کار میشه.»

او می گوید، با صدها مشکل در حالی‌که شوهرش مریض است، بالای فرزندانش زحمت کشیده تا درس بخوانند.

وی افزود: «شوهرم مریض است کار نمی‌تواند در فامیل هفت نفر هستیم سه دختر و دو پسردارم، بچه کلانم ژونالیزم خوانده اما بیکار است؛ دخترم اقتصاد خوانده به بسیار مشکلات مه این‌ها را رساندیم، به درس و تعلیم شان رسیده‌گی کردم.»

موصوف آرزود دارد که فرزندانش همه تحصیل‌کرده باشند و به کارشوند؛ روزی فرا رسد که او ثمرۀ اولاد‌های خود را بچشد و دیگر نیاز نباشد که کار کند.

موصوف گفت: «همه فشار فامیل را سر خود گرفتم، تا اولادهایم آسوده باشند، درس بخوانند و تحصیل کنند؛ روزی برسد که همه شان به مقام برسند، مشکلات زنده‌گی ما بسیار زیاد است، ۸۰۰۰ هزار کرایۀ خانه می‌دهم و همی قسم دیگه مصارف بازهم خداوند روزی‌رسان است.»

سیما در حالی که از کم بودن مراجعین خود شکایت داشت، اضافه کرد، غذای باکیفیت و مزه‌دار را آماده می‌کند؛ یک خوراک منتو را صد افغانی و یک دانه بولانی را ۳۰ افغانی می‌فروشد.

او که از بهتر شدن اوضاع امنیتی نسبت به یک‌سال قبل خوشحال به نظر می‌رسید، آرزو دارد تا در افغانستان صلح و آرامش دایمی برقرار شود، مشکلات اقتصادی مردم رفع و تمام افغان‌ها با وحدت کامل زنده‌گی کنند.

او از تحول سیاسی در کشور خوشحال است و از حکومت سرپرست می‌خواهد: «خواستم از امارت اسلامی این است که در وطن ما صلح و آرامش دایمی را بیاورند، برای مردم یک پیشۀ خوب پیدا شود، تا اقتصاد مردم خوبتر شود.»

موصوف از جوانان این کشور می‌خواهد که درس بخوانند، تلاش کنند و برای پیشرفت کشور سهیم شوند.