کابل (پژواک، ۸ دلو ۱۴۰۴): در شرایطی که کیفیت آموزش بیش از هر زمان دیگری به نقش خانواده گره خوردهاست، یک دختر ۱۱ ساله که طی پنج سال گذشته همواره اولنمرهٔ عمومی مکتب بوده، نشان میدهد آموزش خانگی هدفمند و توجه آگاهانهٔ والدین چگونه میتواند در کنار آموزش رسمی، زمینهساز رشد علمی، اخلاقی و شکلگیری آرزوهای بزرگ، از جمله علاقه به حفظ قرآن کریم و تحصیل در رشتهٔ ژورنالیزم، شود.
حدیثه باشندهٔ شهر کابل که در پنج سال گذشته همواره اولنمرهٔ عمومی مکتب بودهاست، این روزها در کنار آمادهگی برای صنف ششم، هر روز راه مدرسه را در پیش میگیرد و با شوق کودکانه اما ارادهای استوار، مصروف روخوانی و حفظ قرآنکریم میباشد؛ مسیری که با حمایت خانواده، آیندهای روشن را برای او نوید میدهد.
وی در مورد رمز موفقیتش که چطور اولنمرۀ عمومی شده میگوید: «وقتی که استاد درس را برای ما تشریح میکند، خوب گوش میکنم و همراه صنفی های خود تمرین میکنم و خانه که آمدم همراه خواهر کلانم دوباره تکرار میکنم.»
حدیثه میگوید که پیش از رفتن به مکتب، مادرش و خواهر بزرگش در خانه مضامین صنف اول را به او آموزش داده بودند و زمانی که شامل مکتب شد، معلمشان تصور میکرد که او حتماً یک سال پیشتر در مکتب درس خواندهاست.
حدیثه که در مکتب به همصنفیهای ضعیفترش نیز کمک میکند، میگوید: «من در صنف به همصنفیهایم که در مضامین ریاضی و دری ضعیف استند کمک میکنم و آنان میگویند که از زبان تو بهتر یاد میگیریم.»
حدیثه با اشاره به پارچه، تقدیرنامهها، گپ، مدالها و تحایفی که به دلیل اولنمره عمومی شدنش به دست آورده میگوید: «میخواهم که در آینده یک ژورنالیست موفق شوم، به مردم ما خدمت کنم و در پوهنتون نیز اولنمرۀ عمومی باشم. خواست مه از امارت اسلامی همی است که سال آینده برای تمام دختران اجازه بدهد که به مکتب بروند.»
هاجره، خواهر بزرگ حدیثه میگوید: «حدیثهجان دختر بسیار ذکی و باهوش است و همیشه تلاش میکند چیزهای نو بیاموزد.»
به گفتهٔ او، حدیثه فن بیان خوبی دارد و در بیشتر برنامههای مکتب بهحیث انانسر (گوینده) نیز نقش داشتهاست.
ذکیه ابراهیمی، مادر حدیثه میگوید: «از کودکی متوجه شدم که حدیثه جان دختر باهوش است و علاقهٔ ویژهای به آموزش دارد. هنوز چهارساله بود که هنگام درسخواندن خواهرانش، کتابها و قلمهای آنان را برمیداشت. همانجا تصمیم گرفتم آموزش او را آغاز کنم.»
به گفتهٔ مادرش، حدیثه در چهارسالگی شامل کودکستان شد، اما در کنار آن، کتابهای صنف اول را نیز در خانه نزد مادر و خواهرش میخواند.
وی میافزاید: «یکی دیگر از ویژگیهای حدیثه جان این است که به نطاقی علاقه دارد. وقتی متوجه این علاقه و استعدادش شدم، او را تشویق کردم تا در خانه برنامههای کودکانه را ثبت کند؛ به همین دلیل اکنون فن بیان خوبی دارد و در مکتب اجرای برخی برنامهها را به عهده میگیرد.»
به گفتهٔ مادرش، این دخترک در حال حاضر ۲۵ سپارهٔ قرآنکریم را روخوانی کرده و در کنار آن به حفظ قرآن نیز پرداختهاست و تاکنون تا سپارهٔ سوم قرآن مجید را حفظ کردهاست.
اما حدیثه تنها کسی نیست که با توجه و حمایت والدینش به چنین موفقیتی دست یافتهاست؛ مرجان، کودک پنج ساله دیگری، نیز هماکنون زیر نظر والدینش به یادگیری و آموزش مشغول است.
مرجان پنجساله در گوشهٔ اتاقی نشسته و با صدای کودکانه اما شمرده، آیاتی از قرآن کریم را تلاوت میکند؛ سنی که معمولاً با بازی و اسباببازی شناخته میشود، اما برای او آغاز مسیری متفاوت است.
وی که هنوز ۵ ساله است، در خانه نزد مادر و خواهران بزرگتر از خودش در کنار یادگیری قرآن مجید، خواندن و نوشتن را نیز یاد میگیرد.
مرجان میگوید: «هر روز همراه خواهرم مدرسه میروم، سورههای قرآنکریم را حفظ میکنم.»
به گفتهٔ فاطمه خواهر مرجان، او تابه حال توانستهاست که ۱۰ سوٰرهٔ کوتاه قرآنکریم را از حفظ کند و با علاقه به این کارش ادامه میدهد.
محمدنادر پدر مرجان میگوید: «مرجان دارای ذکاوت و هوش عالی است، ما کوشش میکنیم که قبل شمولیت در مکتب هم خواندن و هم نوشتن و هم حساب را خوب بلد شود و حتا خواهرانش برایش تدریس زبان انگلیسی و پشتو را نیز شروع کردهاند. الحمدالله قوۀ جذب دخترم خیلی بالا است.»
در همین حال، اباسین متعلم صنف دوم در یکی از مکاتب شهر کابل کودک دیگری است که از استعداد عالی برخوردار است، او به حمایت والدین توانسته که خوب به پیش برود.
اباسین میگوید: «مادرم همیشه همرایم در درسهایم همکاری میکند، هر کار را به وقتش انجام میتم، هم ساعتیری میکنم هم درس میخوانم، معلمهایم هم ازم زیاد خوش هستند و دوستم دارن.»
اباسین نیز قبل از شمولیت در مکتب دروس ابتدایی را نزد والدین خود به ویژه مادرش آموخته بود.
یک تن از کارشناسان: توجه والدین در یادگیری بهتر کودکان نقش اساسی دارد
قدسیه غنیزاده معلم در یکی از لیسههای شهر کابل میگوید: «مه بهعنوان یک مادر و یک معلم آموزش غیررسمی و خانگی را اساس آموزش و یادگیری میدانم، معمولاً کودکانی در مکتب دست بالا دارند که در خانواده توسط والدین شان از قبل تدریس شدهاند.»
به باور اوف آموزش یک شخص از روز تولد او آغاز میشود، خوردن، شناختن مادر و غیره تا اینکه به مرحله گپ زدن میرسد.
والدین آگاه باید متوجه باشند که ظرفیت جذب و گیرش کودکش به چه سطح است و هر قدر که جذب بالا داشته باشد باید در قدم نخست زودتر برایش دروس دینی، بعداً ببینند که کودک در کدام بخش مهارت دارد در همان بخش بالایش سرمایهگذاری کنند.
به باور او، والدین به یادگیری فرزندان دختر و پسر شان یک سان توجه داشته باشند و هیچگاهی میان آنها فرق نگذارند و زمینهٔ آموزش را برای هر دو بهطور یکسال فراهم کنند.
GET IN TOUCH
NEWSLETTER
SUGGEST A STORY
PAJHWOK MOBILE APP