نرگس دختر جوانی که در یکی از مکاتب خصوصی صفاکاری میکند، از فقر و تنگدستی مینالد و میگوید، با چهار هزار افغانی معاشی که اخذ میکند با بسیار دشواری زندهگی خود را پیش میبرند. او از افراد ثروتمند خواست تا کمکاش کنند.