کابل (پژواک، ۱۰ سنبله ۱۴۰۵): عایشه قریشی از کودکی با معلولیت زندهگی کرده، اما حمایت خانواده و تلاشهای خودش سبب شدهاست که محدودیت جسمی مانع آموزش و پیشرفت او نشود؛ او اکنون در کمیتۀ بینالمللی صلیب سرخ کار میکند و آرزو دارد برای افراد دارای معلولیت بیشتر خدمت کند.
آژانس خبری پژواک در این گزارش، عایشه قریشی، دختری که با معلولیت مبارزه کرده و اکنون برای سایر افراد دارای معلولیت الگوی خوبی است، را معرفی کردهاست.
آغاز زندهگی با یک چالش
عایشه که ۲۸ سال قبل در منطقۀ پنجصد فامیلی شهر کابل در یک خانوادۀ منور چشم به جهان گشود، میگوید که خانوادهاش از نخستین روزهای تولد متوجه وضعیت جسمی او شدند؛ زیرا در قسمت مهرههای کمرش آبلهای وجود داشت که بهوضوح دیده میشد. پس از مشورت با داکتران، او در ۵۲ روزگی تحت عمل جراحی قرار گرفت.

به گفتۀ عایشه، داکتران به خانوادهاش گفته بودند که انجام عملیات میتواند از بروز مشکلات بیشتر در آینده جلوگیری کند و خانواده نیز از همان روزهای نخست برای درمان او تلاش کردند.
فریده، مادر عایشه گفت، از روز اول تولد متوجه شد که در قسمت مهرههای کمر دخترش یک آبله وجود دارد؛ با خود فکر کرد که شاید یک چیز عادی باشد؛ اما وقتی به داکتر مراجعه کردند، مشخص شد که آبلۀ عادی نیست، داکتر گفت که باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد و در صورت انجام عمل جراحی نیز ممکن است در آینده سبب ایجاد مشکلاتی برای عایشه شود و پاهایش حرکت نداشته باشد.
فریده در ادامه میگوید، پذیرفتن چنین وضعیتی برایش آسان نبود؛ او در روزهای نخست میان خوشحالی تولد فرزندش و نگرانی از وضعیت جسمی او، احساسات متفاوتی داشت، اما مجبور بودند که برای صحتیابشدن دخترشان او را تحت عمل جراحی قرار دهند.
کودکی در مهاجرت
عایشه زمانی که ششماهه بود، در سال ۱۳۷۶ هجری شمسی، با خانوادهاش به ایران مهاجرت کرد و در سال ۱۳۸۳، زمانی که ششونیم ساله بود، دوباره به افغانستان برگشتند.
عایشه میگوید، پس از بازگشت به افغانستان، خانوادهاش او را برای تداوی به شفاخانههای مختلف بردند تا اینکه با کمیتۀ بینالمللی صلیب سرخ آشنا شدند و در این نهاد ثبتنام و برای بازتوانی او تلاشها آغاز شد.
تلاش برای بهپا ایستادن
به گفتۀ عایشه، از همان روز نخست در این کمیته، برای پاهایش قالب ساخته شد و او شروع به راهرفتن کرد و تلاش میکرد روی پاهایش بایستد.
عایشه گفت: «همان روز اول که مه کوشش میکردم راه بروم، یکی از پایوازان با مادرم صحبت میکرد، به مادرم گفت که دخترت نام خدا، فکرش خوب است؛ با اینجا صحبت کن که درس بخواند و با بخش تعلیمیشان ارتباط بگیر.»

به گفتۀ عایشه، مادرش از سخنان خانم یادشده خوشحال شد و بدون وقفه با داکتران صحبت کرد و خواستار فراهمشدن زمینۀ آموزش برای دخترش شد. به این ترتیب، عایشه با بخش تعلیمی آشنا شد و آموزش خود را با کمک کمیتۀ بینالمللی صلیب سرخ آغاز کرد.
او میگوید، با علاقه و شوق درس خواندهاست؛ در آن زمان تا صنف ششم در خانه درس میخواند و امتحانات نیز در خانه برگزار میشد؛ اما پس از صنف ششم، برای ثبت در معارف و دریافت نمبر اساس، لازم بود به مکتب مراجعه کند.
عایشه دروس خود را در خانه ادامه داد؛ اما امتحاناتش را در مکاتب مختلف، از جمله مکتب بیبی ساره، مکتب سنگی و تعلیمات عمومی سپری کرد.
تلاش برای تحصیلات عالی
عایشه میگوید، یکی از محدود حسرتهای زندهگیاش این است که پس از فراغت از مکتب، بلافاصله برای امتحان کانکور اقدام نکرد. او نبود امکانات مناسب برای افراد دارای معلولیت در محیطهای آموزشی را یکی از دلایل تأخیر در ادامۀ تحصیلش میداند.
عایشه میگوید: «در هر مکان اکادمیکی که میخواستم بروم، میدیدم که هیچ راهی آماده نیست، یعنی راه برای ویلچر را نداشتند. هیچ فکری نشده که ما در جامعۀ خود معلول هم داریم.»
با این حال، عایشه در برابر این مشکلات تسلیم نشد و به مبارزه ادامه داد؛ او نخست تلاش کرد زبان انگلیسی و کمپیوتر بیاموزد و فیس کورسش را کمیتۀ بینالمللی صلیب سرخ پرداخت میکرد.
اما یادگیری زبان انگلیسی و کمپیوتر پایان کار نبود. عایشه هدف داشت تحصیلات عالیاش را ادامه دهد و همواره تلاش میکرد از جایی آغاز کند.
او افزود: «یک روز اتفاقی در صفحهٔ فیسبوک با اطلاعیهای دربارۀ تخفیف دانشگاه برای افراد دارای معلولیت روبهرو شدم، بسیار خوشحال شدم و زیاد جستجو کردم تا دانشگاهی را یافت کنم که نزدیک خانۀ ما باشد. در امتحان کانکور دانشگاه مشعل شرکت کردم و در رشتهٔ اقتصاد موفق گردیدم.»
عایشه یک سمستر در رشتۀ اقتصاد درس خواند؛ اما دست تقدیر رقم خورد و تحصیل دختران در مراکز تحصیلات عالی، تا امر ثانی از سوی امارت اسلامی افغانستان متوقف شد.
کار؛ گامی بهسوی استقلال و خودکفایی
پس از توقف دروس دختران در مراکز تحصیلات عالی، عایشه با خود فکر کرد که باید دنبال کار باشد؛ در همین زمان، اعلان کاریابی را در کمیتۀ بینالمللی صلیب سرخ دید و برای آن بست درخواست داد؛ اما موفق نشد.
عایشه میگوید، موفقنشدنش در بست یادشده سبب دلسردی او نشد؛ بلکه به تلاشهایش ادامه داد و با نشر اعلان بعدی کاریابی در این کمیته، دوباره درخواست داد و موفق شد.

عایشه که اکنون در این نهاد در بخش ثبتنام مریضان کار میکند، میگوید، کارکردن سختیهای خود را دارد؛ اما علاقه به کار و احساس خدمت به دیگران، انگیزهای است که باعث میشود با وجود خستگی و مشکلات به فعالیت ادامه دهد؛ زیرا داشتن استقلال مالی و بهدستآوردن درآمد، حتا اگر اندک باشد، برایش ارزش زیادی دارد.
وی افزود: «شاید بعضی وقتها بعضی رفتارها و بعضی کارها مرا ناراحت کرده باشد؛ اما بعدش خودم به خودم روحیه دادم و حرکت کردم و هیچوقت ناامید نشدم.»
عایشه که آرزو دارد برای افراد دارای معلولیت در بخشهای مختلف بیشتر کار کند، افزود: «اگر بتوانم که برای معلولین کار کنم، این یک افتخار بزرگ است و در کنارش برای هر کس دیگری بتوانم کمک کنم، این خیلی عالی میشود.»
خانواده؛ بزرگترین پشتوانه
عایشه نقش خانوادهاش را در رسیدن به جایگاه کنونیاش بسیار مهم میداند. او میگوید مادرش بزرگترین حامی او بوده و پدر، برادر و خواهرانش نیز همیشه از او حمایت کردهاند.
وی میگوید، زمانیکه برای رفتن به مکتب یا کورس نیاز به انتقال داشت، پدر یا برادرش او را همراهی میکردند.
مادر عایشه
فریده، مادر عایشه گفت، رسیدهگی به فرزندان وظیفۀ یک مادر است؛ اما عایشه به مراقبت و حمایت بیشتری نیاز داشت و به همین دلیل بخش زیادی از وقت و توان خود را برای این دخترش اختصاص میداد.
وی افزود: «یک روز داکتر عایشه برایم گفت: مادر جان، تو باید قوی باشی که عایشه هم به تو دیده قوی باشد؛ من هم با خود فکر کردم که راست میگوید. اگر من خوده از دست بتم، شاید عایشه هم خوده از دست بدهد. من باید قوی باشم تا عایشه هم طرف من دیده قوی باشد. به درس خواندنش زیاد تلاش کردم.»
او میگوید، برخی دوستان و آشنایان از او میپرسیدند چرا برای تحصیل عایشه اینقدر تلاش میکند؛ اما باور او این بود که دخترش مانند سایر کودکان حق آموزش و رشد دارد.
به گفتۀ فریده، دخترش از کودکی علاقۀ زیادی به درس، کتاب و نقاشی داشت و هیچگاه اجازه نداد معلولیت مانع رشد او شود.
وی از سایر مادرانی که دارای فرزندان معلولاند میخواهد که هیچگاهی مانع درس و آموزش فرزندانشان نشوند.
یکی از همکاران عایشه
محمد داود شریفی، سوپروایزر بخش فیزیوتراپی مرکز بازتوانی کمیتۀ بینالمللی صلیب سرخ در کابل، عایشه را «دختر خوب، لایق و مسلط به کارش» توصیف میکند و میگوید او خودش دارای معلولیت است و برای افراد دارای معلولیت کار میکند.
شریفی از خانوادهها میخواهد که مانع تحصیل و پیشرفت فرزندان دارای معلولیتشان نشوند.
به گفتۀ او، برنامۀ بازتوانی فزیکی کمیتۀ بینالمللی صلیب سرخ در افغانستان، در حال حاضر هفت مرکز در کابل، مزارشریف، هرات، جلالآباد، کاپیسا و فیضآباد دارد که حدود ۸۵۸ کارمند در آنها مصروف کارند و نزدیک به ۸۷ درصد آنان افراد دارای معلولیتاند.
او میافزاید که شماری از این کارمندان پیش از این خودشان از مراجعین این مراکز بودند؛ اما اکنون به افراد دارای معلولیت خدمات ارایه میکنند.
شریفی میگوید، کمیتۀ بینالمللی صلیب سرخ در سال ۱۹۸۸ فعالیت مراکز بازتوانی در افغانستان را از یک مرکز در کابل آغاز کرد و اکنون این برنامه به هفت مرکز گسترش یافتهاست.
او دلیل گسترش این برنامه را نیاز مردم افغانستان و معلولیتهای ناشی از چهار دهه جنگ میداند و میگوید تلاش میشود خدمات بازتوانی گسترش یابد و زمینۀ استخدام افراد دارای معلولیت بیشتری فراهم شود.