ايبک (پژواک، ٢ حوت ٩٤): پيرزنى که يگانه پسرش را در يک حملۀ انتحارى در سمنگان از دست داده است، از مشقت هاى زندگى شکايت دارد و نگران پيدا کردن لقمه نانى براى يتيمان پسرش میباشد.
اين خانم ٧٣ ساله که آيتاش نام دارد، با بيوۀ پسرش و سه نواسۀ خُردسال و يتيم او در قريۀ «چوغى» ايبک، مرکز ولايت سمنگان زندگى میکند.
پسر جوان اين خانم که شاه محمود نام داشت، در حملۀ انتحارى صبح ٢٤ سرطان ١٣٩١ جان باخته است.
حملۀ انتحارى يادشده که زندگى خانواده آيتاش و ده ها خانواده ديگر را دگرگون و پر از درد و مشکلات ساخته است، در مراسم عروسى دختر احمدخان سمنگانى سابق عضو ولسى جرگه، مقابل هوتل«قصر الماس» در ايبک مرکز سمنگان انجام شد.
به اساس گزراشها در اين حمله، سى تن به شمول احمدخان سمنگانى و برخى مقامهاى دولتى و افراد ملکى کشته شدند و حدود شصت تن ديگر زخم برداشتند.
مسووليت اين حمله را کسى و گروهى بر عهده نگرفته است.
از اين رويداد، نزديک به چهار سال میگذرد؛ اما غم مرگ شاه محمود هنوز هم در قلب مادرش تازه است و به ياد او اشک میريزد.
آيتاش، گفت که صبح بيست و چهارم سرطان ١٣٩١، آغاز بدبختى هاى خانواده او بود؛ زيرا يگانه پسر و نان آور فاميلش را از دست داد.
اين مادر درد ديده که خود نيز ده سال پيش بيوه شده است، افزود که پسرش بىگناه بود و مزدورکارى میکرد تا براى خانواده اش يک لقمه نان حلال پيدا کند.
آيتاش، در هواى سرد زمستان با نواسه هايش(دو دختر يازده و هشت ساله و يک پسر پنج ساله) روى فرش کهنه پلاستيکى در صُفه حويلى نشسته بود تا او و نواسه هايش از گرمى آفتاب استفاده کنند؛ زيرا براى گرم کردن خانه مواد سوخت ندارند.
او که به لسان ازبکى صحبت میکرد، به آژانس خبرى پژواک گفت زمانى که از حملۀ انتحارى در مراسم عروسى دختر سمنگانى خبر شد، دويده، دويده به هوتلى رفت که در آن مراسم عروسى برگزار شده بود؛زيرا پسر او نيز به اين مراسم رفته بود.
اين مادر رنجديده افزود: «که رفتم جنازه ها را برده بودند، شفاخانه رفتم، گفتند که خانه برو، نمىفهميدم که پسرم زنده است و يا شهيد شده، خانه که رفتم ديدم که جنازه پسرم در حويلى مانده است.»
login or register a new account.