Language

“خانوادۀ قربانى حملۀ انتحارى زندگى پُرمشقت را سپرى ميکند”

کندهار (پژواک،١٨ حوت ٩٤): طفل ده ساله در شهرکندهار که پدرش را در يک حملۀ دسته جمعى از دست داده، ميگويد که در حيات پدرش زندگى پُرمشقت داشت؛ اما بعد از مرگ پدرش با رنج ها و مشکلات زياد رو به رو شده است.

اين طفل، وکيل احمد نام دارد و ميگويد که به شمول حکومت، هيچ کس به آنها کمک نکرده، همراه با مادرش، يک برادر و پنج خواهر زندگى خيلى سخت را سپرى ميکنند.

اين طفل به آژانس خبرى پژواک گفت که پدرش يک سال قبل، در جريان حملۀ دسته جمعى بر مقام ولايت در دروازۀ عيدگاه کشته شد.

حدود يک سال قبل(١٨ سرطان سال ١٣٩٣خورشيد) حملات گروهى همزمان بر ساختمان هاى ولايت کندهار و قوماندانى امنيۀ اين ولايت صورت گرفت که طى آن ٢٢ مهاجم، ٤ فرد ملکى و ٥ پوليس کشته شدند و ٩ فرد ملکى و ٧ پوليس جراحت برداشتند.

اختر محمد نيز شامل قرباينان اين رويداد بود که با کشته شدن او، خانم و هفت اولادش بى سپرست  شده اند.

وکيل احمد پسراين قربانى که ده سال سن دارد، يک برادر و پنج خواهر ديگر نيز دارد که از او خردتر ميباشند.

او گفت: "پدرم در همان روز از نانوايى، نان سرد را به نصف قيمت خريدارى کرده بود، نخست يک انفجار بزرگ صورت گرفت و بعداً حملۀ گروهى بر ولايت آغاز شد، پدرم نيز در اين انفجار کشته شد."

موصوف افزود که خانواده اش در آن زمان نيز در فقر قرار داشت؛ چرا که پدرش از طرف شب در داش هاى خشت پزى کار ميکرد و هنگامى که از طرف چاشت به خانه مى آمد، از کدام نانوايى نان سرد را نصف قيمت به آنها ميخريد و توان خريدارى نان گرم را نداشت.

به گفتۀ وى، علاوه بر اين، کسى بر آنها رحم  نکرد و با گرفتن پدرش، زندگى شان تلخ تر گرديد.

او گفت که پدرش بعد از اين روز، براى سه روز لا درک بود و آنها از مرگ و زندگى او معلومات نداشتند؛ اما  جسدش بعد از تلاش هاى زياد در شفاخانۀ ميرويس يافت شد.

اين طفل ده ساله، از يک خاطرۀ زندگى خود در حيات پدرش يادآور شده گفت: "خوب به يادم است که اکثراً در خانه هاى ما نان نبود، ما از گرسنگى شديد گريه ميکرديم، بعداً مادرم ما را به خانۀ همسايه ها روان ميکرد و آنها نان ميدادند."

وی افزود که بعد از مرگ پدرش، خود وى نيز مجبور شد که کار کند، تا به خواهران و مادر بيمارخود يک لقمه نان پيدا کند.

login or register a new account.