Language

طفل يتيم: در روز جدا شدن از همصنفى هايم بسيار گريه کردم

کندهار(پژواک، ٢٣جوزا ٩٥): عتيق الله  پسر يازده ساله، همه روزه در هواى گرم مصروف کار در يک مسترى خانۀ فابريکه سراى شهر کندهار است، او لباس چرکين و کهنه بر تن دارد و چهره اش عرق آلود است.

اين طفل ميداند که در اين عمر بايد کار نکند؛ اما ميگويد که مرگ پدرش او را مجبور کرده که کار نمايد و از دو خواهر و مادرش نيز سرپرستى کند.

پدر اين طفل، حدود ٩ سال پيش درحملۀ گروهى انتحارى و انفجار موتربمب از سوى مخالفين مسلح بالاى محبس کندهار کشته شده است.

در جريان اين حمله، ده ها فرد ملکى کشته و مجروح گرديدند و صدها محبوس فرار نمودند.

عتيق الله به آژانس خبرى پژواک گفت او در آن زمان خيلى کوچک بود، چيزى نمى دانست؛ اما مادرش ميگويد که پدرش در منطقۀ سرپوزه که در کنار محبس کندهار موقعيت دارد، نانوايى داشت و همراه با افراد بيشتر، در حملۀ مخالفين مسلح کشته شد.

او افزود که در زمان حيات پدرش، در يک خانۀ کرايى سکونت داشتند؛ اما بعد از مرگ او در يک اتاق، در خانۀ پدر کلانش سکونت اختيار کرده اند.

به گفتۀ موصوف، حالا همراه با دو خواهر و مادرش در خانۀ پدرکلانش زندگى دارند.

او گفت که مادرش سه سال قبل وى در يک مکتب داخل کرد و تا صنف دوم درس خواند؛ اما بعداً مجبور شد که مکتب را رها و کار کند.

اين کودک يتيم افزود: "آن روز را هيچ وقت فراموش نخواهم کرد که مادرم مرا از هم صنفى هايم جدا کرد و در يک  مستريخانه با يک مسترى شاگرد شدم، در آن روز خيلى زياد گريه کردم و به مادر خود گفتم که اين کار را نمى کنم و مکتب ميخوانم؛ اما مادرم با گريه گفت که حالا شديدا درً مجبوريت هستیم و  به کار تو نياز داريم."

به گفتۀ او، همچو روزها بسيار کم آمده که او با خوشى به سوى کار رفته باشد، هر صبح با چشمان پُر از شک از خانه مى برايد.

عتيق الله گفت: "کارهاى مسترى خانه خيلى سخت است، کار خود را هيچ خوش ندارم؛ چرا که تمامى روز لباس چرک پوشيده و با استاد خود کار موترسازى انجام ميدهم؛ اما در جريان کار از لت و کوب و سخنان توهين آميز او شديداً رنج ميبرم."

موصوف افزود که همه روزه در يادش مى آيد که اگر پدرش زنده مى بود، هيچگاه همچو سختى ها را تحمل نمى کرد و زحمت ها را نمى ديد، مانند ساير اطفال به مکتب مى رفت.

login or register a new account.