زرنج (پژواک، ۲ سرطان ۱۴۰۵): معینه شیرزی بیش از پانزده سال است که در اتاقهای ولادت نیمروز، همراه مادران در سختترین لحظات زندهگیشان بودهاست. او قابلهگی را تنها یک شغل نمیداند، بلکه آن را عهدی برای خدمت، همدلی و نجات جان مادران و نوزادان میخواند.
معینه شیرزی، باشندۀ شهر زرنج و مادر پنج فرزند، ۲۹ سال پیش ازدواج کرد. او در مصاحبهٔ با پژواک گفت که در آن زمان خانواده و نزدیکانش با کار بیرون از خانه برای زنان چندان موافق نبودند؛ اما او با وجود محدودیتهای اجتماعی، دو سال پس از ازدواج بهعنوان واکسیناتور آغاز به کار کرد.

وی دربارۀ انگیزه ورودش به حرفۀ قابلگی میگوید که بیستوهفت سال پیش، هنگام تولد فرزندش در یکی از شفاخانههای ایران، تجربهای را پشت سر گذاشت که زندهگیاش را تغییر داد.
او میگوید: «از شدت درد دست قابله را گرفته بودم تا کمی آرام شوم؛ اما او دستم را کنار زد و گفت: دستم را رها کن، تخت را بگیر.»
معینه که از برخورد خشن قابله مایوس شده بود، افزود: «همان لحظه با خود عهد کردم اگر روزی قابله شوم، هیچ مادری را در سختترین لحظات زایمان تنها نگذارم؛ دستش را بگیرم، به او آرامش بدهم و کاری کنم احساس امنیت داشته باشد.»
از واکسیناتوری تا قابلهگی
معینه زمانی که بهعنوان واکسیناتور فعالیت میکرد، از سوی مسئولان صحی تشویق شد تا در رشتۀ قابلگی آموزش ببیند؛ اما این تصمیم با مخالفت خانواده روبهرو شد.
او میگوید: «برخی اعضای خانوادهام میگفتند مردم درباره ما بد میگویند که زن فلانی دایه شده.»
اما معینه با وجود این مخالفتها، توانست رضایت خانواده را جلب کند و وارد مرکز آموزشی قابلگی شد. او تحصیلات خود را با موفقیت به پایان رساند و با وجود پیشنهادهای کاری در ولایتهای بزرگتر، تصمیم گرفت در نیمروز بماند و به زنانی خدمت کند که بیش از همه به خدمات صحی نیاز دارند.
۱۵ سال خدمت در کنار مادران
معینه فعالیت حرفهای خود را از ولسوالی کنگ آغاز کرد؛ منطقهای که به گفتۀ او در آن زمان از ابتداییترین خدمات صحی محروم بود و بسیاری از ولادتها توسط دایههای محلی انجام میشد.

او اکنون در کلینیک قریۀ «سیاهچشمان» نزدیک ولسوالی کنگ کار میکند و میگوید در طول بیش از پانزده سال فعالیت، هزاران ولادت عادی و پیچیده را مدیریت کردهاست.
به گفتۀ او، مهمترین اصل در کارش احترام و همدلی با مادران است.
چپن سفید؛ نماد یک تعهد
معینه میگوید، هر روز هنگام پوشیدن چپن سفید، همان عهد قدیمی را به یاد میآورد.
او میگوید: «وقتی چپن سفید را میپوشم، با خود میگویم خداوند این فرصت را به من داده تا به مادران خدمت کنم. این لباس برایم مقدس است و باید حرمتش را حفظ کنم.»
به باور او، قابله تنها مسئول انجام روند ولادت نیست؛ بلکه باید با رفتار و مهربانی نیز به مادران آرامش بده.
او میافزاید: «من خودم درد زایمان را تجربه کردهام. به همین دلیل همیشه تلاش میکنم با مادران مهربان باشم و احساس امنیت را به آنان بدهم.»
نجات جان مادران؛ بزرگترین پاداش
سالهای نخست خدمت برای معینه آسان نبود.او میگوید در بسیاری از مراکز صحی ولسوالیها نه آمبولانس وجود داشت، نه امکانات کافی و نه راههای مناسب.
به گفتۀ وی، بارها با مادرانی روبهرو شده که دچار خونریزی شدید، فشار خون بلند و دیگر عوارض خطرناک بارداری بودهاند.
معینه میگوید: «هر بار که خبر سلامت یک مادر و نوزاد را میشنیدم، احساس میکردم بزرگترین پاداش زندگیام را گرفتهام.»
یکی از دشوارترین خاطراتش مربوط به مادری است که با خونریزی شدید پیش از ولادت به مرکز صحی مراجعه کرده بود.
او میگوید: «تمام مسیر نگران بودم که مبادا مادر در راه جانش را از دست بدهد. وقتی صدای گریه نوزاد را شنیدم و فهمیدم هر دو سالم هستند، از خوشحالی اشک ریختم.»
گاهی درمان فقط دوا نیست
معینه باور دارد بسیاری از مشکلات زنان تنها با دوا درمان نمیشود.
او میگوید آگاهی خانوادهها نقش مهمی در سلامت مادران دارد و گاهی یک گفتوگوی ساده میتواند از بروز مشکلات بزرگ جلوگیری کند.
به گفته او، بخشی از مسئولیت قابلهها آگاهیدهی به خانوادهها درباره تغییرات دوران بارداری و چگونگی حمایت از مادران است.
رسالت ادامه دارد
امروز، پس از بیش از پانزده سال خدمت، معینه شیرزی همچنان به همان عهدی پایبند است که سالها پیش در اتاق ولادت با خود بست؛ عهدی که از دل یک تجربه تلخ شکل گرفت و به مسیری برای خدمت به مادران انجامید.
او میگوید: «همیشه هنگام ولادت با خود فکر میکنم این مادر خواهر یا دختر خودم است. به همین دلیل تلاش میکنم دستش را بگیرم، آرامش بدهم و احساس امنیت ایجاد کنم. قابلهگی فقط یک شغل نیست؛ یک مسئولیت انسانی است.»
شاید بسیاری از کودکانی که با کمک او چشم به جهان گشودهاند، نامش را به خاطر نداشته باشند؛ اما برای مادرانی که در دشوارترین لحظات زندگی دستی مهربان را کنار خود احساس کردهاند، معینه تنها یک قابله نیست؛ زنی است که رنج را به رسالت و همدلی را به درمان بدل کرده است.
مادران او را «فرشته نجات» مینامند
فاطمه، یکی از مادرانی که چهار ولادت خود را نزد قابله معینه شیرزی سپری کرده است، میگوید زندگی خود و فرزندانش را مدیون او میداند.

او میگوید: «اگر امروز من و کودکانم زنده هستیم، مدیون همین قابله هستم. من فشار خون بالا دارم و هنگام ولادت با مشکلات زیادی روبهرو میشدم، اما او با تلاش، دلسوزی و مهارتش همیشه ما را نجات میداد. او فقط یک قابله نبود؛ مثل یک مادر بالای سرم میایستاد، با مهربانی و حوصله مرا آرام میکرد. از دانش و تجربهاش میفهمیدم که کارش را با عشق انجام میدهد. شب و روز نمیشناخت و هر زمان که نیاز داشتیم، حاضر بود. گاهی در یک شب دو بار از خواب بیدارش میکردم و از خانهاش میرفتم؛ با این حال با مهربانی مرا معاینه میکرد.»
به گفته فاطمه، بیشتر زنان باردار در خانوادهاش ترجیح میدهند ولادت خود را نزد معینه شیرزی انجام دهند، زیرا برخورد مهربانانه او درد و اضطراب ولادت را کاهش میدهد.
او میافزاید که هر زمان درد ولادت نزدیک میشود، حتی اگر نوبت کاریاش هم نباشد، او را از خانه به شفاخانه فرا میخوانند تا در کنارشان باشد.
نرگس، یکی دیگر از مراجعهکنندگان، نیز میگوید دلیل اعتماد گسترده زنان باردار به او، رفتار انسانی و احساس مسئولیتپذیریاش است.
او میگوید: «برای ما او فقط یک قابله نیست، بلکه فرشتهای است که زندگی بسیاری از مادران و کودکان را نجات داده است.»
خبرنگار پژواک تلاش نمود تا آماری مبنی بر تعداد قابلههای موجود در ولایت نیمروز را به دست بیاورد؛ اما موفق به انجام تماس نگردید.