زبان

زنان زندانى: روزهاى عيد براى ما روز هاى اشک غم و اندوه است

خواجه بصیر فطری

۱۵ عَقرَب ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۱

Views: ۸۰

کابل(پژواک،١٥ عقرب ٩٠):” ده آمد ـ  آمد و روزهاى عيد به همه زخم هايم نمک پاشيده ميشه و مه شب وروز گريه ميکنم وبه خود ميگم ايکاش مه هم ده خانه خود ميبودم ، تباه نمى شدم ، مانند دگه زن ها کالاشويى و پاک کارى براى عيد ميکردم. ” 

اين گفتۀ زليخا است که با ١٦٠ زن ديگر، در زندان بادام باغ شهر کابل به سرميبرد.

آنها به جرايم جنايى چون سرقت ،فرار ازمنزل ،قتل ، اختطاف ، قاچاق مواد مخدر و فساد اخلاقى محبوس ميباشند.

زليخاى٥٠ ساله  که باشنده ولسوالى بنوى ولايت بغلان است، از دو سال بدينسو به جرم قاچاق مواد مخدر زندانى است.  

وى به آژانس خبرى پژواک گفت که سال ها قبل شوهرش کشته شده است و در ولسوالى بنو با چهار اولادش زندگى فقيرانه را سپرى ميکرد؛ وى جهت اعاشه اطفال  وخانواده اش نانوايى داشت و شب و روز مصروف نان پحتن همسايه و اهالى منطقه بود .

زليخا ميگويد که روزى پوليس آمد و خانه وى را تلاشى کرد و بسته هاى ترياک را کشيدند و محکمه او را  به جرم اينکه چرا با قاچاقچيان همکارى نموده  به ١٢ سال  حبس محکوم نمود .

اين زن ادعا ميکند که او از موجوديت بسته هاى ترياک در خانه اش خبر نبود و ترياک بدون آگاهى وى نگهدارى ميشد .

زليخا  که اشک هاى  خود را با گوشۀ  از چادرش پاک مى کرد، افزود: ((مه  يک نانواى زن وفقيراستم … دوسال زندان، دورى از اولادهايم به مه کم نيس ، شب هاى عيد اس از حکومت وکرزى صاحب  ميخواهم که مره ببخشن، مره ايلا کنن که به خانه و جايم و پيش صغير هايم بروم! ))

وى از ساير زن ها خواست که هيچگاه  به کار هاى خلاف قانون دست نزنند و زندگى خود و اولاد هاى خود را تباه نسازند .

برخى زنان ديگر به جُرم فرار از منزل ، محبوس هستند.

سهيلاى  ٢٢ ساله باشنده ولايت نورستان که به جرم فرار از منزل ، از يک سال و سه ماه به اينسو در زندان بادام باغ بسر ميبرد، مى گويد که بر اساس حکم محکمه سوم ( تميز)به شش سال حبس محکوم شده است.

وى گفت که در  دوران طفوليت مادر خودرا از دست داده ونزد مادر اندر و پدرزندگى ميکرد. روزى برادر اندرش  با خانم پسر کاکاى خود فرار نمود.

سهيلا مى افزايد که  پدرش براى اينکه  از کُشت و خون جلوگيرى کرده باشد، وى را براى پسر کاکايش که  صاحب زن و فرزند هم بود به بد داد.

اين زن علاوه ميکندکه همه دروازه هاى اميد را  به روى خود بسته ديد و خود را ناتوان و بدبخت احساس نمود و جزفراراز منزل، راه ديگرى نيافت.

وى مى گويد که با پسر مامايش به کابل فرارکرد و در ده داناى شهر کابل بعد از نکاح ،زندگى جديد را آغاز نمود تا اينکه بعد از سه ونيم سال، پدروپسر کاکايش او را که در بطنش طفل هم داشت دريافتند و وى را با پسر مامايش به زندان افگندند.

سهيلا در حاليکه کوشش ميکرد که   گريه پسر هشت ماهه اش را که در زندان تولد شده بود آرام نمايد، در برابر اين پرسش که روزهاى عيد را چگونه مى گذرانند؟ به گريه افتيد و گفت:(( ما زنان زندانى عيد نداريم، ده روزهاى عيد همه غم ودردها ، خانواده، خويشا و قوم هاى ما يادما  مى آين که ايکاش ما هم ده خانه خود مى بوديم و خوشى ميکديم و اولاد ما کالا هاى نومى پوشيدن .))

در اين زندان، کودکان پايينتر از شش سال، همراه با  مادران شان نيز زيست دارند که تعداد شان  به پنجاه تن ميرسد.

سهيلا از دولت خواست که به خاطرروز هاى عيد ؛ از جرم و گناه آنها بگذرد و آنها را عفو نمايد.

اين زن علاوه کرد: ((اگرزندگى من فداى رسم شوم بد دادن نمى شد؛ مه کجا و زندان کجا و اى طفل معصوم چى گناه داره که ده زندان تولد شوه! ))

وى از همه خانواده ها به خصوص پدران و مادران خواست که در انتخاب همسر که در  مسئله حيات دو انسان مطرح  است خواهش و خواست جوانان خود را در نظر بگيرند و يا هيچگاه آنها را قربانى رسم هاى ناپسند چون بد و بدل نه نمايند .

 بد، واژه و رسم و رواج ناپسندى است که در برخى ساحات کشور، از گذشته هامروج بوده و زمانيکه يک خانواده به دلايل گوناگون از جمله قتل ، ملامت و متهم پنداشته ميشود، جانب مقابل ، دختران خانواده را بنام ( بد) از آن خود ميسازند.

بدل به روشى اطلاق ميشود که دو برادر ، دو خواهر را نکاح مينمايند.

اين درحالى است که مسوولان حقوق بشر می گویند که پدیده فرار از منزل، میان زنان و دختران در گذشته ها هم اتفاق می افتاد، اما در جریان سال روان، این مشکل بيشتر از سالهاى ديگر بوده است.

 ثريا صبحرنگ کميشنر بخش حمايت انکشاف حقوق زن در کميسيون مستقل حقوق بشر به پژواک گفت که در تمام سال ١٣٨٩ در دفتر کميسيون حقوق بشر ٢٩٢ قضيۀ فرار از منزل به سطح کشور درج شده بود که بيشترين آنرا کابل ، هرات و ننگرهار تشکيل ميداد.

وى تصريح کرد که در سه ماه اول سال جارى  ٥٦ قضيۀ فرار از منزل به سطح کشور درج شده است که به تناسب مدت مشابه سال گذشته ١٠ درصد افزايش را نشان ميدهد  .

از جانب ديگر، وزارت امور زنان، آمار خشونت عليه زنان و دختران را نسبت به گذشته  بيشتر ميداند.

فوزيه امينى رئيس بخش حقوقى وزارت زنان ميگويد که آنها ٦٦٩٢ قضيۀ خشونت عليه زنان و دختران را در سال ١٣٨٨ به سطح کشور ثبت نموده اند؛ درحاليکه موارد خشونت در سال ١٣٨٩ به ٦٧٦٥ قضيه رسيده بود.

اين خشونت ها شامل شکنجه هاى مختلف، بد دادن دختران، بدل، ازدواج هاى اجبارى، ازدواج دختران خُـردسال،  تجاوزجنسى، خودسوزى، فرار از منزل، طلاق، منع دختران از رفتن به مکتب و پوهنتون، منع کردن زنان از رفتن به خانۀ پدر و اقارب آنها و نفقه ندادن به زنان مى باشد. 

حسن بانوغضنفر سرپرست وزارت زنان، در محفل بزرگداشت از روز ملى مادر(٢٤) جوزا گفت: “عنعنات ناپسند، خشونت هاى فاميلى، محيطى، ازدواج هاى اجبارى، ازدواج هاى قبل از وقت و ازدواج هاى بد و بدل، بيشتر از هر وقت ديگر، گلوى مادران ما را مى فشارد.”

از جانبى هم، شمارى از زندانيان خود را بيگناه دانسته و خواستار بررسى دوسيه هاى شان هستند.

رابعه باشنده ولسوالىاندراب ولايت بغلان که به جرم قتل  از دوسال بدينسو، همراه با دختر دونيم ساله اش در زندان بادام باغ بسر ميبرد ازعدم رسيده گى به  دوسيه اش شکايت دارد .

اين زن مدعى است که  تا کنون  که دو سال را در زندان سپرى نموده، حتى  محکمه سوم وى داير نشده است، در محکمه اول و دوم( ابتدائيه و استيناف) وى را به ١٦ سال حبس محکوم نموده اند .

وى به جرم اش معترف نيست اما به گريه،حسرت روزهايى را ميخورد که در خانه با فرزندان و شوهرش زندگى ميکرد و در روزهاى عيد به عيادت دوستان و اقارب خود ميرفت .

اين خانم ، به گريه و زارى از دولت ميخواهد که به دوسيه هاى شان رسيده گى شود و بى گناه و گنهکار تفکيک شود.

به ادعاى رابعه، آنها  که کوچکترين عمل را انجام نداده اند چگونه بعد از رهايى به خويشاندان خود نگاه کنند، زيرا همه به آنها به چشم يک مجرم و گنهکار مى نگرند  .

سمونوال  امير محمد امواج پور مدير عمومى محبس بادام باغ نيزمشکل عمده زنان زندانى را عدم رسيده گى به دوسيه هاى شان خوانده، ميگويد که واقعاً دوسيه هاى زندانيان به وقت و زمان معين بررسى نميشود .

او از ستره محکمه و لوى څارنوالى خواست تا دوسيه هاى زنان را به وقت و زمان معين بررسى نمايند .

 

با آنکه درحال حاضر، دسترسى براى اخذ نظر ستره محکمه پيدا نشد.سال گذشته عبدالمالک کاموى آمر عمومى ادارى قوه قضائيه، عدم رسيدگى به دوسيه هاى زنان را رد و يا تاييد نکرده؛ اما گفته بود: در صورتى که چنين مشکلى وجود داشته باشد، بايد اداره محبس اناثيه، در مورد با ستره محکمه در تماس ميشد تا در مورد، اقدام لازم صورت مى گرفت.

به گفتۀ وى، ستره محکمه  جهت بهتر شدن امور و رفع همچو مشکلات، هر دو هفته يک بار، با ادارات ذيربط چون  لوى څارنوالى، رياست عمومى محابس، امنيت ملى، حقوق بشر، وکلاى مدافع و اداره حراست از قانون، نشست دارد.

کاموى در خصوص زندانيان محبس اناثيه گفت: ((ما از رياست محبس اناثيه، خواهش مى کنيم که لست مربوطه را به ما روان کنند تا ما رياست تفتيش و کميتۀ هماهنگى را وظيفه بدهيم که دوسيه ها را پيگيرى نمايند.))

موصوف علاوه نموده بود که ستره محکمه، تا حال  شمارى از قضاتى را که در زمان معين به دوسيه ها رسيدگى نکرده بودند، مجازات نموده است. اما در مورد چگونگى مجازات قضات، معلومات نداد.

مدير محبس بادام باغ، نگرانى ديگر خودرا پائين بودن سطح ماکولات زنانداينان  بيان کرده ميگويد که زنان در يک شبانه روز، ٧٥ افغانى ماکولات دارند که خيلى ناچيز است که لازم است وزارت ماليه  در اين زمينه توجه کند.

وى علاوه ميکند که در محبس زنانۀ بادام باغ، مطابق سويه وعلاقه  زنان  ، کورس هاى آموزشى انگليسى ، کمپيوتر ، قالين بافى ،موره بافى و بيک دوزى جهت ارتقاى ظرفيت و سويه  زنان وجود دارد.

به گفتۀ مدير محبس، براى زندانيان درصحن حويلى ، محل تفريح  نيز وجود داردو  اطفال  زنان زندانى که بالاتر از ٦ سال دارند ، به موسسه امريکايى  ( زنان براى زنان ) جهت تعليم و تربيه سپرده ميشوند.

قرار اظهارات سمونوال امواج پور، موسسه غير دولتى هويک AWEAK)) براى زنان زندانى وسايلى چون شامپو ،صابون ،کريم دندان ، کاغذ تشناب و براى اطفال شان پمپر ، بايسکل و بازيچه را  فراهم مى کند .

وى گفت که در حال حاضر ١٦٠ دختر و زن دراين زندان محبوس هستند که درميان آنها ١١  تبعۀ ايران ،پاکستان ، افريقا ويوگاندا نيز موجود اند.

گفتنى است که قبلاً زنان در زندان پلچرخى جدا از مردان بسر ميبُردند ، اما آنها در سال ١٣٨٧ با اعمار زندان جديد مخصوص زنان به  بادام باغ، انتقال گرديدند.

اين تعمير به کمک ٨٥٠ هزار دالر امريکايى دفتر مبارزه باجرايم ومواد مخدر ملل متحد      UNODC  وسفارت ايتاليا اعمار شده است.