شهرکابل (پژواک،١٤جوزا ٩١): از يکسو بازار فروش ساجق هايى به نام هنرمندان افغانى و سريال هاى تُرکى که در آن فکاهيات درج است در کابل رونق يافته؛ اما از سوى ديگر استفادۀ اين ساجق ها باعث اضرار صحى ميگردد.
در پوش هاى اين نوع ساجق ها، تصاوير محمدآصف جلالى، فرزانه ناز و ابراهيم عابد هنرمندان افغان و هنرپيشه هاى سريال هاى تُرکى به نام هاى پنج خواهر، خزان، فاطمه گل و… به چشم ميخورد.
جلالى، هنرپيشۀ سابقه دارى است که گردانندگى برنامه هاى شبخند و کهنه به نو، در يک تلويزيون خصوصى را به دوش دارد.
فرزانه ناز، آوازخوانى است که در وقت کم، شهرت يافته است. عابد که در يکى از برنامه هاى خنده بازار مقام اول را کسب نموده، در پارچه هاى تمثيلى کوتاه انتقاد آميز تلويزيونى مى درخشد.
در سريال هاى تُرکى، هنرمندان در نقش هاى فاطمه گل، کريم، فرخنده، آقا على رضا، بيلگه، ايليز، خاله باده و… نقش محورى دارند.
بخاطرى که اين ساجق ها خوب فروخته شوند، در آن فکاهيات و کلمات جالب نيز درج است و بيشتر ساجق ها را آنعده اطفال خريدارى ميکنند که برنامه هاى شبخند و سريالهاى تُرکى را تعقيب ميکنند.
در پوش ساجقى که به نام جلالى ياد ميشود، فکاهياتى مانند: “احمد! خودت بگو حکيم شاه خان چطور سرتخت نشست؟ معلم صاحب! چهار زانو.” و “به يک نفر گفتند مبارک باشه! پسر تان در يکى از مسابقات جهانى ريکارد را شکستانده. پدرش قهر شد وگفت: بد کرده لوده، مه خو تاوانشه داده نميتانم!” نوشته شده است.
در پوش ساجق هاى هنرمندان سريال هاى تُرکى نيز کلمات کميدى (خنده آور) چنين درج است:
“در روزهاى زمستان کدام لوده در آفتاب، خوب گرم آمده، رفته از ادارۀ هواشناسى تشکر کرد که هوا امروز خوب بود.”
“زن را گفتند وقتى که همراۀ شوهرت جنگ ميکنى، عصبانى نمى شوى؟ گفت: نى! همراۀ برس دندان شوهرم، کمود را مى شويم.”
“مردى خانمش را گفت: I Love you(دوستت دارم!) خانمش گفت: I Love you to (من هم ترا دوست دارم!) ، مرد يک سيلى بر روى خانمش زده، گفت: مه نگفته بودم که سرگپ مه گپ نزن!”
“يک نفر با تقوا عاشق شده بود، شب تا صبح، کست خالى گوش ميکد که گنکهار نشود.”
“کدام لوده پيش داکتر دندان رفت و براى داکتر گفت: براى کشيدن يک دندان، چند افغانى به کار است؟ داکتر گفت: ٢٠٠ افغانى؟ لوده گفت: برابر ١٠٠ افغانى دندان مرا بکش!”
“خانم هندى با خانم افغانى تکر کرد، خانم هندى گفت: آيم سارى! (ببخشيد)، خانم افغانى گفت: کتى سارى کهنه زياد تيم نتى! آيم چورى، انگشتر و زيورات.”
اما پوش ساجق هايى که در آن تصاوير فرزانه ناز ديده ميشود، جملۀ “پيامک هاى عاشقانه ناز” نيز به چشم ميخورد. در اين نوع ساجق ها جملات عاشقانه از قبيل: “هر رفتن رسيدن نيست؛ اما براى رسيدن جزرفتن راهى ديگر نيست.” و “اگر برايم دلتنگ شدى، اگر ميخواستى مرا احساس کنى، پس چشمايت را ببند و دستت را روى قلبت بگذار. بعداً گوش کن که دُک دُک ميکنه، بلى! مه هستم”، نيز نگاشته شده است.
چنين ساجق ها را بخصوص شاگردان مکاتب خريدارى ميکنند و براى خريدارى آن، دلايلى هم دارند.
سديه متعلم صنف ششم ليسۀ نسوان چهلستون گفت: “مه قبلاً يک پُستکارت هنرمندان سريالهاى تُرکى ره دو افغانى ميخريدم؛ اما حالى ساجقه که هم عکس و هم فکاهى داره، به يک افغانى ميخرم؛ هم ساجقه مى جوم و هم با خواندن فکاهيش مى خندم.”
اين شاگرد، به آژانس خبرى پژواک گفت که روزانه، از پدرش ١٠ افغانى ميگيرد و حتماً يکى دو ساجق، فاطمه گل و يا جلالى را ميخرد و عکس ها و فکاهى آنرا با ديگر همصنفى هايش شريک ميسازد.
اما اين شوق وعلاقۀ اطفال، خالى از درد سر براى والدين نيست.
امرالدين پدر سديه ميگويد که دخترش به علت ساجق جويدن گلو درد شده، چند بار او را نزد داکتر برده و برايش دوا گرفته؛ اما با آنهم از خريدن چنين ساجق هاى مُضر، خوددارى نمى کند.
وى علاوه کرد که اگر به دخترش اصرار نمايد که ساجق نجود، گريه ميکند و آنها را مجبور مى سازد که بخاطر خريدن ساجق، برايش پول بدهند.
پدر سديه گفت که از اين حالت، به تنگ آمده و زمانى که ميخواهد تلويزيون را خاموش کند که اطفالش سريال ها را نبينند، اطفال با الحاح و زارى تقاضا ميکنند که بگذارد تا سريال ها را تماشا نمايند.
همين علاقۀ اطفال سبب شده که بازار فروش اينگونه ساجق ها به تناسب ساير ساجق ها گرم باشد.
گل آغا يکتن از خوراکه فروشان در پنجصد فاميلى خيرخانه مينۀ کابل ميگويد که در يک بستۀ اين ساجق ها ١٠٠ دانه موجود بوده که به شکل عمده، حدود٥٠ افغانى تمام ميشود؛ اما آنها يک ساجق را يک افغانى ميفروشند و دو چند فايده ميکنند.
اين دکاندار علاوه کرد که اطفال، بيشتر در فکر ساجق نبوده، بلکه اشتياق دارند که تصاوير آنرا ببينند و فکاهيات آنرا بخوانند و بخندند و آنرا با ساير اطفال شريک سازند.
وى گفت که قبلاً ساجق هاى متنوع مى آورد و چندان فروش نداشت؛ اما در اين اواخر ساجق هاى فاطمه گل، خزان و جلالى را مى آورد و به زودترين فرصت عرضه ميگردد.
اما داکتران، استفاده از همچو ساجق ها را براى صحت بخصوص خراب شدن دندان ها مُضر ميدانند.
داکترفيض الله کاکړ يکتن از متخصصين صحى گفت که هرچند ساجق ها زياد مُضرنيستند؛ اما ساجق هايى که شيرينى زياد دارند، براى دندان ها زيان بار است.
وى افزود که اين ساجق ها سبب خراب شدن دندان مى شود وموجوديت شيرينى زياد ساجق، براى افرادى که چاق هستند نيز مُضر است وهم باعث گلودردى ميشود.
ساجق هايى که درآن، تصاويرهنرمندان افغان و سريالهاى ترکى درج است، درپاکستان توليد ميگردد.
داکترامان الله حسينى رييس صحت محيطى وزارت صحت عامه گفت که ساجق و ديگر موادخوراکى بى کيفيت و تاريخ گذشته که دربازارها به فروش ميرسد، همه روزه از سوى تيم هاى بررسى آنها جمع آورى و حريق ميگردد.
وى درمورد شکايات برخى از مردم در ارتباط به ساجق هايى که درآن تصاويرشمارى از هنرمندان افغان و تُرکى درج است، گفت که تاکنون شکايتى و يا راپورى مبنى بر بى کيفيت بودن اينگونه ساجق ها به آنها نرسيده است.
داکتر حسينى علاوه کرد: “درصورتيکه درهر موردى براى ما شکايتى برسد، ما فوراً داخل اقدام ميشويم و درقسمت تثبيت کيفيت آن اقدام ميکنيم.”
رييس صحت محيطى وزارت صحت عامه، گفت که تمام موادخوراکى و ساجقى که ازديگر کشورها به افغانستان وارد ميشود، درصورتيکه بى کيفيت ثابت شود، اجازۀ توريد داده نميشود؛ اما بعضى مواد بى کيفيت، به دليل بازبودن سرحدات به شکل قاچاق وارد کشور ميگردد.
موصوف علاوه کرد که بيشترين مواد بى کيفيت، به شکل قاچاقى از پاکستان وارد ميگردد.
گفتنى است که از همان دوران باستان، چيزهايى وجود داشت كه مردم دوست داشتند آنها را بجوند؛ مثلاً يونانى هاى قديم، شيرۀ درخت كندر رومى را مى جويدند و اقوام “مايا” در امريكاى مركزى، از شيرۀ درخت ديگرى به نام “ساپوديلا” براى جويدن استفاده مى كردند.
ولى آن چيزى كه امروزه به اسم ساجق شناخته ميشود، اولين بار در قرن ١٩ ميلادى مورد استفاده قرار گرفت. درسال ١٨٤٨ميلادی، فردى به نام “سيتروس”، اولين ساجق را ساخت كه به صورت تجارتى به بازارعرضه گرديد.
در سال ١٨٧١ ميلادى، توماس امريکايى، براى اولين بار دستگاهى ساخت كه ساجق را به صورت خودكار توليد مى كرد و نام خودش را هم روى محصولش گذاشت که اين نوع ساجق به نام توماس شهرت يافت.
در سال ١٨٩٦ ميلادى، فرد مكزيكى، شيره اى به نام “چايسل” را به فرد ديگرى به نام ساجق معرفى نمود و به او پيشنهاد کرد كه با استفاده از اين شیره، ساجق را به صورت انبوه توليد كند.
بالاخره طى سالهاى بعد، راه هايى كشف شد تا ساجق ها، لذيذ شوند و طعم آنها براى مدت طولانى ترى در دهان باقى بماند و ساجق سرد کنندۀ دهان هم در سال ١٩٠٦ به بازار آمد.