Language

سيد احمد: هر لحظه احساس ميکردم که در حملۀ انتحارى کشته ميشوم

کابل (پژواک٢٠ جوزا ٩٢): “مه از طالبا ميخايم که دست ازجنگ، انتحار و کشتن مردم بيگناه بردارن و بگذارن که مردم درصلح زندگى کنن تا وطن ما آباد شوه!”

اين گفتۀ سيداحمد ١٢ساله است که امروز، مهاجمين مسلح درکنارمنزل شان در نزديک ميدان هوايى بين المللى کابل، داخل يک ساختمان سه منزلۀ نيمه کاره گرديده وحدود چهار ساعت با نيروهاى امنيتى درگير شدند.

هفت مهاجم انتحارى، حوالى ساعت ٤:٣٠ صبح امروز، داخل اين ساختمان درسرک قصبۀ خانه سازى مربوط حوزۀ پانزدهم امنيتى گرديده و ميدان هوايى را هدف قرار دادند.

 درگيرى نيروهاى امنيتى با مهاجمين، بعداز چهار ساعت با کشته شدن تمامى هفت مهاجم انتحارى خاتمه يافت ودراين رويداد، صرف دوتن از افراد ملکى سطحى زخم برداشت.

در جريان درگيرى، صدها مرمى در اين تعمير نيمه کاره اصابت کرده و نشانۀ آن، به وضوح ديده ميشد و شيشه هاى برخى منازل اطراف اين تعمير نيز شکسته بود.

سيداحمد بعداز ختم درگيرى، درحاليکه درحويلى خانۀ خود پارچه هاى شيشۀ شکسته را جمع ميکرد، به آژانس خبرى پژواک گفت: در خواب بود که صداى فيرمرمى به گوشش رسيد و از خواب بيدارش کرد، وقتى از بستر برخاست، فکر نمود که شايد صدا از شارتى لين هاى برق باشد.

اما اين طفل گفت: “وقتى بيرون شدم، بى بى ام برايم گفت که د خانه پهلويى انتحارى ها داخل شدن، زود شو د اتاق داخل شو وخوده د يک گوشه پت کو! تاختم جنگ، مه با تمام فاميلم د يک تشناب از ترس اينکه طالبا ما ره نکشن، پت شده بوديم.”

وى درحاليکه از وقوع اين حادثه بسيار ترسيده بود، افزود که هرلحظ باخود ميگفت که حالا مرگ  ميرسد و ديگر زندگى شان تمام است؛ اما نيروهاى امنيتى، انتحارى ها را بدون آنکه به مردم آسيب برسد، از پا درآوردند.

پدر اين طفل که نخواست نامش افشا شود، گفت: “صبح وقت که صداى شليک را شنيدم، ازخواب برخاستم و بيرون اتاق شدم، ديدم که افراد مسلح ازخانه پهلوى ما به طرف ميدان هوايى فير ميکنند، عاجل به شماره ١١٩ پوليس تماس گرفتم و براى شان معلومات دادم، چند لحظ تيرنشده بود که نيروهاى امنيتى به ساحه رسيدند.”

وى با ابراز خوشى از عملکرد نيروهاى امنيتى بخصوص پوليس، گفت که نيروهاى امنيتى توانستند بدون تلفات به مردم، تمام انتحارکنندگان را از بين ببرند.

پدر اين طفل افزود که دراين رويداد، تنها چند ۀنزل خودش و چند منزل ديگر شکسته است.

وى گفت که مخالفان مسلح دولت، از منازل مسکونى براى حمله بر ميدان هوايى استفاده نموده اند؛ درحاليکه نبايد آنان چنين کارى را بکنند. اگر نيروهاى امنيتى سريع عمل نمى کردند، امکان داشت که به مردم تلفات وارد گردد.

ساير باشندگان محل نيز با ابراز نگرانى گفتند که نبايد از ساحات مسکونى، براى جنگ و حملات مسلحانه کار گرفته شود؛ هر جناحى که باشد، بايد به زندگى مردم ملکى ارزش بدهد و از چنين حملاتى خوددارى کنند.

غلام صديق صديقى سخنگوى وزارت امورداخله نيز درمحل رويداد گفت که انتحارکنندگانن، فقط بخاطر کشتن مردم آمده بودند؛ اما به آرزوى شان نرسيدند.

وى افزود: “اين انتحارکنندگان، نوکران بيگانه ها بوده و هرکسيکه جرئت حمله بالاى ما را بکند، سرنوشت شان به سرنوشت انتحارکنندگان امروز، دچار خواهدشد.”

ساعتى بعداز رويداد، درحاليکه اجساد تمام مهاجمين انتحارى درساحه موجود بود، به خبرنگاران اجازه داده شد تا از محل رويداد عکس و تصويربردارى نمايند.

يک جسد در تهکاوى، دوجسد در منزل سوم و بقيه اجساد که متلاشى گرديده بود، در منزل اول و دوم به چشم مى خورد،که با ديدن اين صحنۀ دلخراش، مو در بدن راست مى شد.

آنها لباس نظامى مشابه نيروهاى خارجى به تن داشتند و چند جسدى که سالم مانده بود، معلوم ميشد که جوان بودند و ريش هم داشتند.

اين درحالى است که دو هفته قبل، چهار مهاجم مسلح انتحارى که چادرى پوشيده بودند، بر دفتر سازمان بين المللى مهاجرت IOM در ساحۀ شهر آراى شهر کابل نيز حمله کردند و درگيرى، بعد از نُه ساعت با ازبين رفتن تمامى مهاجمين پايان يافت.

در اين رويداد که در ساحۀ مسکونى صورت گرفت، دو ملکى و يک پوليس به قتل رسيده و ١٧ تن به شمول هفت تبعۀ خارجى جراحت برداشت.

 مردم محل، خواستار انتقال تاسيسات غيردولتى ازآنجا گريده و از طالبان که مسووليت آنرا به دوش گرفتند، خواستند که از خانه هاى مردم، براى انجام اهداف شان کار نگيرند.

يکى از باشنده هاى محل گفته بود: “خانمم که تکليف ولادى داشت، درد ميخورد، راه خود را گم کرده بوديم؛ همه جا را صداى سلاح هاى ثقيل و خفيف درهم پيچانده بود و اين وضعيت، خاطرات جنگهاى دهۀ هفتاد را در ذهن ما تازه نمود.”