زبان

آیا حساب کاربری در سایت پژواک ندارید؟

برای اشتراک اینجا کلیک کنید.

ads
“فقر، بیکاری و ترس از افزایش ناامنی­ها هزاران خانوادۀ افغان را مجبور به ترک وطن نموده است”

“فقر، بیکاری و ترس از افزایش ناامنی­ها هزاران خانوادۀ افغان را مجبور به ترک وطن نموده است”

author avatar
13 Sep 2021 - 16:24
“فقر، بیکاری و ترس از افزایش ناامنی­ها هزاران خانوادۀ افغان را مجبور به ترک وطن نموده است”
author avatar
13 Sep 2021 - 16:24

کابل (پژواک، ۲۲ سنبله ۱۴۰۰): شماری از شهروندان کشو می­گویند با آن­که پس از سقوط نظام پیشین، امنیت بهتر شده؛ اما به دلیل فقر، بیکاری و نامعلوم بودن آیندۀ فرزندان شان، مجبورشده اند تا کشور را ترک کنند.

آنان می افزایند که اگر مطمین شوند که در کشور مصئون می باشند، کار داشته و با مشکلات اقتصادی مواجه نخواهند شد، به زودی به کشور برمی گردند.

طالبان در ۲۴ اسد سال روان، پس از تصرف اکثر ولایت های کشور، اداره کابل را نیز به عهده گرفتند که در نتیجه رئیس جمهور پیشین محمد اشرف غنی کابل را ترک کرد و نظام جمهوری سقوط کرد.

پس از سقوط نظام جمهوری، طالبان اداره کشور را بر عهده گرفتند، امنیت تا حدوی بهتر شده است؛ اما به دلیل متوقف بودن واردات، قیمت بیشتر کالاهای وارداتی به شمول مواد نفتی، خوراکه و دوا افزایش قابل ملاحظه یافت، فعالیت ادارات دولتی و غیر دولتی متوقف شد و اکثر مامورین به کار شان نمی روند.

آژانس خبری پژواک با چند تن از این افراد، در داخل و خارج از کشور مصاحبه هایی را انجام داده که اکثریت آنان مشکلات اقتصادی و بیکاری را دلیل عمدۀ مهاجرت شان از کشور عنوان کرده اند.

برخی میگویند که کار خود را از دست داده اند، شماری  هم می گویند که ممکن است طالبان مانع کار و تحصیل زنان شوند و برخی هم هراس دارند که ممکن است امنیت شخصی شان در خطر باشد.

برخی هم از عدم دریافت معاش حتی ماه های جوزا و اسد خویش نیز شکایت دارند و می گویند که شب و روز شان را با نهایت مشکلات سپری می کنند.

از ترس به امریکا آمدیم؛ اما می دانم که برای همیشه بی وطن و بی خانه شدیم، از رنج زیاد قلبم می سوزد

احمد جاوید که یگانه نان آور خانواده چهارنفره اش می باشد، گفت که از ده سال به این­طرف، در دفاتر اداره انکشاف بین الملللی آمریکا (USAID) کار می کرد؛ اما با ورود طالبان، کار دفتر شان متوقف شد.

وی افزود: «در دفتر بودم که آوازه شد که طالبان  همه کابل را گرفتند، هیچ باورم نمی شد، همه کارمندان دفتر ما وارخطا به خانه های شان رفتند، در تمام مناطق شهر راهبندی بود و همه پیاده به طرف خانه های شان می رفتند، ما می ترسیدیم که ممکن جنگ شود؛ اما خوشبختانه که کابل را بدون درگیری تسلیم شدند.»

جاوید که حوالی دوازده ظهر همان روز خودش را به خانه رساند، همه خانواده اش ترس داشتند که حتما جنگ می شود و منتظر تصمیم وی بودند که چه می کند؟

وی افزود: «وقتی خانه آمدم مادرم گفت، بچیم چه تصمیم داری، همه همسایه ها به میدان هوایی رفتن که خوده بکشن، ما چه کنیم؟ در جریان همین صحبت بودیم که از دفتر برایم زنگ آمد که عاجل خود را به میدان هوایی برسانیم. خانمم را گفتم آماده شوین که بریم فقط چند جوره لباس را دریک بیک جمع کرده و به میدان رفتیم.»

اما به گفته جاوید، در میدان هوایی به حدی ازدحام بود که چندین تن زیر پا شده بودند، و آنان نتوانستند خود را به طیاره برسانند به همان دلیل مجبور شدند که میدان را ترک کرده و دوباره به خانه برگردند؛ زیرا ترس داشت که مادر سرسفید و کودکانش زیرپا شوند.

اما وضعیت پیش آمده و از دست دادن کار، جاوید را یکبار دیگر مجبور ساخت تا به میدان برود و چانسش را یکبار دیگر بیازماید.

وی گفت: «صبح همان روز همی که نماز را خواندم، مادرم و خانمم را گفتم که بریم، نمیشه دیگه این­جا کار نیست. نباید وقت را از دست بتیم، وقتی میدان آمدیم با بسیار زحمت خوده نزدیک طیاره رساندیم که رش زیاد شد و امریکایی ها گاز اشک آور استعمال کردن، بیچاره دخترک هایم حساسیت کردن، قریب بود که از دست ما برون پس به خانه آمدیم.»

پافشاری اقارب، دوستان و نزدیک جاوید، او را بار دیگر را به میدان کشاند؛ اما اینبار جاوید توانست که خودش و خانواده اش را به داخل طیاره نظامی امریکایی ها برساند.

به گفته او؛ اما این پایان کار نبود، بلکه آغاز مسافرت طولانی، نامعلوم و آغاز یک دلخوشی که انجامش به یاس و ناامیدی مبدل شده است.

سرانجام، جاوید با خانواده اش پس از پرواز از کابل به قطر، پس از یک هفته توقف در قطر، به جرمنی و از آنجا به شهر ویرجنیای آمریکا رسید.

وی افزود: «وقتی از کابل پرواز کردیم، من هم از خوشی زیاد به آسمان ها پرواز می کردم؛ اما بی خبر از اینکه با چه مشکلاتی مواجه می شویم، امروز ما در یک کمپ مهاجرین در ویرجینیا هستیم، از بابت طالبان هیچ خطری برای ما وجود ندارد؛ اما می دانم که برای همیشه بی وطن و بی خانه شدیم…. از رنج زیاد قلبم می سوزد.»

« راه مهاجرت را گرفتیم ما به خدا قسم، هیچ نمی فهمیم که چه می شود؟»

رقیه ۵۰ ساله که یگانه نان آور خانوادۀ ۵ نفره اش است و به امید رسیدن به امریکا از دو هفته به این­طرف، با خانواده اش در شهرمزار شریف به سر می برد،  گفت به دلیل اینکه کارش را از دست داد، تصمیم گرفت تا راه مهاجرت را بگیرد.

این خانم، اکنون به امید آیندۀ بهتر، شب­ها و روزهای نهایت دشواری را دریک مهمانخانه با ده­ها ­خانوادۀ دیگر در شهر مزار شریف سپری می کند.

وی که در یکی از موسسات غیر حکومتی کار می کرد، پس از سقوط حکومت به دست طالبان، کارش را از دست داد؛ زیرا نهاد شان فعالیت خود را متوقف کرد.

این خانم در صحبت تیلیفونی با آژانس خبری پژواک گفت: «همان روزی که طالبان آمدند همه در خانه بودیم و مهمان داشتیم، دفعتا دخترم آمد و گفت که طالبان آمدند، از دفتر برایم زنگ آمد که تیلیفون­هایت را خاموش کن که در خطر هستی به خدا زیاد ترسیده بودم و هر روز مره به میدان میخواستند؛ اما از اینکه زیاد ازدحام بود نمی توانستیم خود را به طیاره برسانیم.»

موصوف که از وضعیت کنونی اش شدیداً نگران می باشد، گفت که همکارانش او را تشویق کردند تا به مزار شریف برود و از آنجا به امریکا انتقال شود.

وی گفت: «راه مهاجرت را گرفتیم، ما به خدا قسم که هیچ نمی فهمیم که چه می شود، در عالم بی سرنوشتی به سر می بریم، مثل ما ده ها خانواده در اینجا افتاده اند و سرنوشت شان هیچ معلوم نیست.»

«در شرایطی که کشور ما آرام شد؛ اما فقر و از دست دادن کار مجبور ما کرد که راه مهاجرت را انتخاب کنیم.»

آرزو با نام مستعار که قبلا در یکی از رسانه های خبری در شهرکابل کار می کرد گفت: «پایان یافتن جنگ در کشورم، یکی از آرزوهای دیرینۀ من و خانواده ام بود؛ اما متاسفانه در شرایطی که کشور ما آرام شد، فقر و از دست دادن کار مجبورما کرد که راه مهاجرت را انتخاب کنیم.»

این دختر که سه روز بعد از افتادن کابل به دست طالبان، باخانواده اش کشور را ترک کرد، اکنون در نیمۀ راه اند و به جایی که میخواهند، نرسیده اند.

وی که نخواست در مورد کشوری که اکنون با خانواده اش به شکل موقت جابه جا شده اند، معلومات بده، گفت: «با زحمات زیاد که اصلاً در قید قلم نمی گنجد، بسیار زیاد سخت است، مانند مرگ تدریجی به اینجا رسیدیم.»

آرزو که دراثر پافشاری خانواده و بدون خواست خودش، مجبور به ترک کشور شده گفت: «هر جایی که برسی؛ اما آرامش نیست. صد در صد می گویم باور کو، نصف تنم در انجا[افغانستان] است.»

یک خبرنگار دیگری که اکنون با خانم و فرزندانش در ایالات ویرجینیای امریکا مسکن گزین شده است، گفت به دلیل اینکه فکر می کرد بیکار و تغییر نظام سیاسی وی را با مشکلات اقتصادی مواجه خواهد کرد، کشور را ترک کرد.

وی افزود: « هیچ فکر در سرم نیست، به یکبارگی خانه، وطن، فامیل و بالاخره همه زندگی را که تمام عمر ساختم، ترک کردم، واقعا بسیار درد آور است.»

موصوف گفت که اگر مطمین شود در کشور مصئون است، کار می داشته باشد و با مشکلات اقتصادی مواجه نخواهد شد، به زودی به کشور برمی گردد.

این درحالی است که در نظام پیشین، حدود ۴۵۰ هزار کارکنان ملکی و حدود ۳۵۰ هزار تن، در بخش های نظامی مصروف کار بودند و نیز هزاران تن در ادارات غیرحکومتی و دفاتر سازمان ملل متحد کار می کردند.

قابل ذکر است که  ذبیح الله مجاهد معین وزارت اطلاعات و فرهنگ و برخی دیگر مقام ها، همیشه تاکید کرده اند که تمام  کارمندان حکومت پیشین به شمول نیروهای پولیس و اردو، در نظام آینده جذب خواهند شد.

آنان  می گویند که مردم افغانستان دردهای زیادی را متحمل شده اند و بعد از این، هیچ فردی به شمول کسانی که در صف مخالفین با آنان می رزمید، در داخل کشور غیر مصئون نخواهند بود.

بازدیدها: 147

موضوعات مرتبط

تماس با ما

ارسال گزارش

آژانس خبری پژواک علاقمند است تا گزارش های شما را نشر کند. در صورت تمایل با کلیک کردن بر روی این لینک با ما تماس بگیرید.

اپلیکیشن موبایل پژواک

اپلیکیشن پژواک را بر روی تلفن هوشمند خود نصب کنید تا آخرین خبرهای ما را دریافت کنید. بیشتر