<p style="text-align: justify;">[restrict paid="true"]</p>
<p style="text-align: justify;">شبرغان (پژواک، ۲۸ حوت ۱۴۰۰): کودکانی که در روی جادههای شهر شبرغان ولایت جوزجان مصروف کار اند، از حکومت میخواهند که زمینۀ درس و تعلیم برای شان فراهم گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">در حال حاضر، در هر کوچه و سرک در شهر شبرغان دهها کودک از خانوادههای فقیر مصروف انجام کارهای مختلف میباشند.</p>
<p style="text-align: justify;">حمیدالله ۱۱ ساله که باشندۀ ولسوالی کوهستانات ولایت سرپل است و نسبت جنگ و ناامنی در۲۰ سال اخیر، در شهر شبرغان پناه آورده اند، میگوید، پدرش که دهقان بود، در جنگ میان حکومت قبلی و مخالفان کشته شد و اکنون خودش یگانه نانآور خانوادۀ پنج نفری میباشد.</p>
<p style="text-align: justify;">او میگوید، پس ازدست دادن پدرش، جنگ در منطقۀ شان شدت گرفت و خانههای شان طعمۀ حریق شد و آنها نا گزیرشدند، همراه با خانوادۀ کاکایش به شبرغان بروند.</p>
<p style="text-align: justify;">موصوف همه روزه از صبح تا شام در یکی از جادههای شهر شبرغان مصروف بوتپالشی میباشد.</p>
<p style="text-align: justify;">این پسر یتیم که آرزوی رفتن به مکتب را به سر میپروراند، اما نسبت فقر و بیچارهگی و مسؤولیت بزرگی که در این سن بر عهدهاش گذاشته شده نمیتواند، به مکتب برود.</p>
<p style="text-align: justify;">او از حکومت میخواهد: «حکومت باید صدای ما بچههایی که یتیم استیم، بشنود و برای ما کمک کند تا ما به مکتب برویم و درس بخوانیم.»</p>
<p style="text-align: justify;">حمیدالله هرچند از لحاظ سن خُرد است، اما سختیهای روزگار او را پخته ساخته و عاقل ترا از سن و سال خود معلوم میشود؛ او که خود را مسؤول اعاشۀ خانوادۀ خود میداند، به آیندۀ خود و دو خواهر و یک برادر کوچکش، نیز میاندیشد.</p>
<p style="text-align: justify;">او میافزاید: «مکتب رفتن مه، خواهرهایم و یک برادرم ناممکن است؛ چرا که از بوتپالشی تنها پیسه نان ما می برآید؛ مه نمیتوانم که مصرف کتاب، کتابچه و کالای مکتب را پوره کنم.»</p>
<p style="text-align: justify;">اما تنها حمیدالله نیست که نسبت جبر روزگار کار میکند و از رفتن به مکتب باز ماندهاست؛ فضلاحمد۱۲ ساله کودک دیگری است که نسبت فقر در یک ترمیمگاه موتر، کار میکند.</p>
<p style="text-align: justify;">پدر حمیدالله که در حکومت پیشین منسوب پولیس ملی بود؛ در جنگ با مخالفان جان خود را از دست داد و اکنون سه پسر این خانواده که بین ۱۲ تا ۱۵ ساله میباشند، کار میکنند.</p>
<p style="text-align: justify;">حمیدالله پس از کشته شدن پدرش با مادر، دو برادرو یک خواهرش از ولسوالی لولاش ولایت فاریاب به شبرغان پناه آوردند.</p>
<p style="text-align: justify;">او که همه روزه از ساعت هشت صبح تا پنج عصر دراین ترمیمگاه موتر کار میکند، گفت: «در هرهفته ۱۵۰۰ افغانی مزد میگیرم، مجبور استم که همینجا بیایم و مکتب نروم.»</p>
<p style="text-align: justify;">به قول حمیدالله، دو برادرش که از او بزرگتر اند، در «بخدی پارک» شهر شبرغان چای فروشی میکنند.</p>
<p style="text-align: justify;">او از حکومت میخواهد: «از این به بعد نگذارین که هیچ طفلی بی سرپرست شود، برای ما اطفال یتیم زمینۀ درس و تعلیم را برابر کنید.»</p>
<p style="text-align: justify;">موصوف در ادامه میافزاید: «اگر روزی برسد که من به مقامی برسم، تمام خوشیهای دنیا را به اطفالی فراهم میکنم که یتیم استن و هیچ وقتی نمی مانم که کدام یتیم درد بی پدری را ببینید؛ حتا برای شان زمینۀ تحصیلات بسیار خوب را برابر میکنم.»</p>
<p style="text-align: justify;">او که به درس و تعلیم به شدت علاقهمند است، میگوید: «وقتی که به جوزجان آمدیم، مه صنف چهارم مکتب بودم، ولی در دکان مستری شاگرد شدم، از رفتن به مکتب ماندم.»</p>
<p style="text-align: justify;">موصوف گفت: «از حکومت نو میخایم که خانه و زندهگی ماره به ما جور کنند، تا ما پس به خانه و قریۀ خود بُریم.»</p>
<p style="text-align: justify;">سهیلا دختر 13 سالهیی که از ولسوالی درزاب ولایت جوزجان سه سال قبل به شبرغان آمده میگوید: «از وقتیکه به شبرغان آمدیم از مکتب و درس خواندن پس ماندیم.»</p>
<p style="text-align: justify;">سهیلا که حدود سه سال قبل به شهر شبرغان آمده، گفت: «در ولسوالی ما داعشیان مکاتب را سوختاندند و چیزی به نام کلکین و دروازه در آن باقی نماندند.»</p>
<p style="text-align: justify;">موصوف نسبت اینکه از درس و مکتب بازمانده، پریشان است.</p>
<p style="text-align: justify;">سهیلا تصریح کرد: «قبل از سقوط حکومت غنی، با مادرم در بازار بولانی فروشی میکردم و از همی طریق خانوادۀ خوده کمک مالی می کردم.»</p>
<p style="text-align: justify;">موصوف در مورد زندهگی فامیلیاش گفت: «پدرم سرباز حکومت غنی بود؛ در یک جنگ با داعشی گرفتار شد، تاحالی زنده و مردهاش معلوم نیست.»</p>
<p style="text-align: justify;"> وی نیز از حکومت میخواهد که به خانوادههای کودکان بیبضاعت کمک کند تا آنان بتوانند به درس و تعلیم خود ادامه دهند.</p>
<p style="text-align: justify;">در این حال، داکترهلال بلخی رئیس اطلاعات و فرهنگ ولایت جوزجان میگوید: «ما برای اطفالی که در روی جاده مصروف انجام کارهای شاقه اند، برنامههایی روی دست داریم.»</p>
<p style="text-align: justify;">وی افزود: «در جنب ریاست اطلاعات و فرهنگ کورس آموزشی را ایجاد کردهایم که در آن شاگردان مکاتب و اطفال خانوادههای بیبضاعت طور رایگان مصروف فراگیری درس و تعلیم اند.»</p>
<p style="text-align: justify;">هلال گفت، علاوه بر آن در نظردارند تا آنعده از افراد خانوادههای بیجاشده که اکنون در شهر شبرغان به سرمیبرند، در ریاست شرکت دولتی افغان گاز، به کار جذب شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">او افزود، وزارت معادن برنامههای بزرگ کاری را رویدست دارد که با آغاز آن، تعداد زیادی از افراد در شهر شبرغان در ادارۀ هایدروکاربنهای شمال جذب شده مصروف کار خواهند شد.</p>
<p style="text-align: justify;">او خاطر نشان ساخت: «اسکان مجدد خانوادههای بیجا شده از برنامههای دیگر کار ماست که در آیندۀ نزدیک عملی خواهد شد.»</p>
<p style="text-align: justify;">رئیس اطلاعات و فرهنگ علاوه کرد: «خانوادههایی که قصد رفتن به محلات و خانههای خود را ندارند، اطفال شان به مکاتب معرفی میشوند وعدهیی از اطفالی که مصروف انجام کار شاقه اند، جذب برنامههای آموزشی میگردند، تا حد اقل از درس و تعلیم بازنمانند.»</p>
<p style="text-align: justify;">طبق اظهارات رئیس اطلاعات و فرهنگ تا کنون در شهرشبرغان سروی دقیقی صورت نگرفته که چه تعداد از اطفال، مصروف انجام کارهای شاقه اند.</p>
<p style="text-align: justify;">وی خاطرنشان ساخت که در روزها و هفتههای آینده این کودکان نیز مشخص خواهند شد و برای آنها، برنامههای کاری مختلف رویدست گرفته خواهد شد.</p>
<p style="text-align: justify;">[/restrict]</p>