کابل (پژواک، ۲۲ جوزا ۱۴۰۲): رئیس تیم مذاکرهکنندۀ صلح حکومت پیشین میگوید، تا سال ۲۰۰۵ فرصت خوبی برای صلح در افغانستان وجود داشت، اما در آن زمان امریکا و ناتو با آن مخالفت میکردند که این یک اشتباه بود.
وی همچنان گفت که حکومت سرپرست افغانستان به خواستههای افغانها گوش دهد، نه جهان و اگر ممانعتها از بین برده نشود، و با جهان و مردم خود در داخل کشور یک تعامل خوب به وجود نیاید، مشکلات افغانستان به گونۀ روزافزون افزایش خواهد یافت.
محمدمعصوم ستانکزی، رئیس تیم مذاکراتی صلح حکومت پیشین همچنان میگوید، در سال ۲۰۰۱ فرصتهای زیادی برای صلح فراهم شده بود و اگر طالبان در کنفرانس بن دعوت میشدند، بحران به وجود نمیآمد.
توافقنامۀ دوحه در دهم ماه حوت سال ۱۳۹۸ هجریشمسی میان زلمی خلیلزاد، نمایندۀ پیشین امریکا برای صلح افغانستان و ملا عبدالغنی برادر- که اکنون معاون اقتصادی ریاستالوزراء حکومت سرپرست کنونی افغانستان است - با حضورداشت نمایندهگان حدود ۶۰ کشور و سازمانها در دوحه، پایتخت قطر به امضاء رسید؛ بر بنیاد این توافقنامه، نیروهای خارجی از افغانستان خارج شدند.
در این توافقنامه آمدهاست که از تهدید علیه امریکا و متحدانش از خاک افغانستان باید جلوگیری شود و مذاکرت بینالافغانی آغاز گردد؛ مذاکرات بینالافغانی در دوحه آغاز یافت، اما نتیجهیی در پی نداشت و در ۲۴ اسد سال ۱۴۰۰ حکومت قبلی سقوط کرد و حکومت سرپرست کنونی جایگزین آن شد.
محمدمعصوم ستانکزی، رئیس تیم مذاکرهکنندۀ حکومت گذشته در مصاحبهیی با پژواک در پاسخ به این سوال که آیا فکر میکرد نظام جمهوری با این شکل سقوط کند؟ میگوید، چنین نگرانیها زمانی بهوجود آمد که در سال ۲۰۱۸ میلادی امریکا و طالبان بدون حضورداشت نمایندهگان حکومت گذشته، گفتگوهای مستقیم را آغاز کردند.
به گفتۀ وی، این نگرانیها با توجه به تجربۀ سقوط نظام به نبال شکست گفتگوها میان مجاهدین و حکومت داکتر نجیبالله به وجود آمد.
وی میافزاید: «نگرانیها از همان زمان آغاز شد، اما وقتی توافقنامۀ دوحه امضا شد و بر اساس آن چهار موضوع بود که هر کدام به دیگری مرتبط اعلام شده بود، یعنی خروج نیروهای [خارجی] بود، برقراری آتشبس بود، به نتیجه رسیدن آتشبس دایمی و مذاکرات بینالافغانی بود و همچنان تعهدات در زمینۀ مبارزه علیه تروریزم بودهاست.»
اما به گفتۀ ستانکزی، زمانی که ایالات متحدۀ امریکا فراتر از این اصول اقدام کرد و اعلام نمود که نیروهایش در زمان معین خارج میشوند، واضح بود که مذاکرات صلح دیگر نتیجهیی در پی نخواهد داشت.
به بیان وی، تاکید حکومت گذشتۀ افغانستان بر این بود که مذاکرات صلح مشترکا میان حکومت قبلی، طالبان و امریکاییها انجام شود تا دوباره چنین اشتباهی تکرار نشود و چنین تصمیمی ناقص در مورد سرنوشت افغانستان اتخاذ نشود که همه از آن پشیمان باشند.
وی در این باره که چرا امریکاییها به یک حکومت افغانستان که بیست سال به آن کمک کرد و با آن توافق استراتژیک داشت، پشت کردند؟ گفت: «اصل موضوع این است که هر کشور منافع خود را دارد و در محاسبه برای منافع خود تصامیم میگیرد؛ بنابراین ما در چند دهۀ اخیر به وضوح دیدیم که اگر هر توافقنامۀ صلح در افغانستان و یا هر معاهدهیی که برای رفاه و ثبات در افغانستان امضا شدهاست، همه این توافقنامهها در نتیجۀ یک فشار خارجی بوده که بیشتر اهداف آنها در آن مطرح بودهاست، نه خواستها و آرزوهای ما مردم افغانستان برای یک افغانستان باثبات، افغانستانی که در منطقه با همه روابط خوبی داشته باشد و دیگران در امور داخلی آن دخالت نکنند؛ چنین وضعیتی را میخواستند، متأسفانه موضوع این است که تضادهای منطقهیی، منافع دنیا و رقابتهای قدرتهای بزرگ سبب شد تا این تصمیم اتخاذ شود.»
ستانکزی در بارۀ اینکه آیا هیأت مذاکرهکنندۀ صلح حکومت قبلی قدرت، توانایی و صلاحیت گفتگو در مورد همه موضوعات مهم را با طرف مقابل داشت؟ گفت، به این تیم صلاحیتها و اختیاراتی داده شده بود و برخی هدایات و توصیهها نیز در مورد مذاکرات صلح به آنان ارایه شده بود.
وی میگوید، آتشبس، تعدیل قانون اساسی، تشکیل لویه جرگه، ایجاد حکومت موقت و حکومت مشترک، تأمین حقوق همه اقوام و همچنان تأمین حق آموزش و سایر حقوق زنان از جمله خواستههای جمهوریت در مذاکرات صلح بودهاست.
اما به گفتۀ ستانکزی، طرف مقابل تاکید داشت که آتشبس باید اخرین مورد باشد و نخست باید روی چگونگی نظام اسلامی توافق صورت گیرد.
وی افزود: «ما به آنان میگفتیم که حکومت اسلامی داریم و اگر در جایی ملاحضه وجود داشته باشد آن را مشترکا حل میکنیم، روی یک سیستم سیاسی توافق میکنیم که به رضایت تمام مردم باشد.»
ستانکزی میگوید، طرف مقابل طرح حکومت مشارکتی را که از سوی امریکا ارایه شده بود، نیز رد کرد.
اعضا
You need to subscribe to view the full article. Please login or register a new account.










