Language

نقش جرگه‌ها در حل منازعات در جامعه
ارشیف

کابل (پژواک، ۹ حوت ۱۴۰۴): تحلیل‌گران می‌گویند که حل بیش از ۳۵۰۰ منازعه در حدود چهار سال گذشته نشان می‌دهد که نهادهای محلی و بزرگان قومی با یکدیگر هماهنگ شده‌اند و تلاش شده‌است تا اختلافات به‌گونهٔ سریع، کم‌هزینه و صلح‌آمیز پایان یابد و مردم به‌جای خشونت، راه گفت‌وگو و تفاهم را برای حل مشکلات خود برگزینند.

افغانستان از نگاه تاریخی کشور جرگه‌ها و گفت‌وگوها دانسته می‌شود؛ سنتی که از قرن‌ها پیش بخشی از ساختار اجتماعی افغان‌ها بوده و به‌عنوان قابل‌اعتمادترین راه برای حل منازعات قومی، حقوقی و اجتماعی شناخته می‌شود. از همین‌رو، بسیاری از مردم هنوز هم در کنار یا به‌جای محاکم رسمی به جرگه‌ها مراجعه می‌کنند و این سنت در ثبات و آشتی اجتماعی نقش مهمی دارد.

در سال‌های اخیر توجه به این موضوع بیشتر شده‌است.

به گفتهٔ دفتر مطبوعاتی وزارت امور سرحدات، اقوام و قبایل، پس از بازگشت دوبارهٔ امارت اسلامی به قدرت، در سراسر کشور ۱۳۷۲ منازعهٔ بزرگ و ۲۱۹۳ منازعهٔ کوچک از سوی عالمان دینی، بزرگان قومی و مسؤولین محلی از طریق جرگه‌ها حل‌وفصل شده‌است. بربنیاد معلومات این وزارت، در این منازعات ۱۳۳۲ تن کشته و زخمی شده بودند.

محمدیعقوب احمدزی، معین جرگه‌های وزارت امور سرحدات و قبایل در حکومت پیشین، به پژواک گفت که حمایت امارت اسلامی از جرگه‌ها و احترام به تصمیم‌های آن‌ها باعث شده‌است مردم به‌جای خشونت، راه گفت‌وگو و تفاهم را برای حل مشکلات‌شان انتخاب کنند.

به گفتهٔ او، این وضعیت در مجموع می‌تواند یک پیشرفت مثبت و ارزشمند برای جامعه به شمار آید.

وی افزود که تصمیم‌های جرگه‌ها تحمیلی نیست، بلکه پس از گرفتن صلاحیت از هر دو طرف منازعه و با رضایت و قناعت آنان، فیصلهٔ عادلانه صورت می‌گیرد.

به باور او، تصمیم‌های جرگه‌ها با نظام عدلی و قضایی در تضاد نیست، بلکه کار محاکم را آسان‌تر ساخته و می‌سازد.

احمدزی اضافه کرد: «در گذشته نیز هرگاه منازعه یا مشکلی به‌وجود می‌آمد که محاکم قادر به حل آن نبودند، قضایا به جرگه‌ها راجع می‌شد. سپس بزرگان قومی و متنفذان می‌نشستند و راه‌حلی برای حل منازعه می‌یافتند که برای مردم قابل قبول بود. به همین دلیل است که چه جرگه‌های بزرگ، چه کوچک و چه مرکه‌ها، همواره مورد احترام مردم بوده و مردم به تصمیم‌های آن‌ها تن داده‌اند.»

به گفتهٔ او، پس از فیصلهٔ محکمه معمولاً یک طرف خوشحال و طرف دیگر ناراضی می‌ماند، اما جرگه تلاش می‌کند تصمیمی بگیرد که هر دو طرف از آن راضی باشند و منازعه به‌گونهٔ دایمی پایان یابد.

وی پیشنهاد کرد که تصمیم‌های جرگه‌ها باید از سوی اداره‌های محلی تأیید شود تا کارآمدی و اعتبار آن‌ها بیشتر گردد. به گفتهٔ او، اگر تصمیم جرگه از سوی نهاد رسمی تأیید و مهر شود، مردم تعهد بیشتری به آن نشان خواهند داد.

او می‌گوید که پس از بازگشت دوبارهٔ امارت اسلامی به قدرت، بسیاری از دشمنی‌های طولانی‌مدت پایان یافته و اعتماد میان مردم تقویت شده‌است.

به باور او، زمانی که منازعات با رضایت و به‌گونهٔ صلح‌آمیز حل شود، نه‌تنها فشار بر نهادهای عدلی کاهش می‌یابد، بلکه ثبات، برادری و امنیت در جامعه نیز تقویت می‌شود.

نورالله کوثر، عالم دینی، نیز می‌گوید که حل بیش از ۳۵۰۰ منازعه در حدود چهار سال گذشته نشان‌دهندهٔ هم‌آهنگی نهادهای محلی و بزرگان قومی است و بیانگر آن است که تلاش شده اختلافات به‌گونهٔ سریع، کم‌هزینه و صلح‌آمیز پایان یابد.

او تأکید کرد که ثبت منظم، نظارت و رعایت اصول شرعی و قانونی در تصمیم‌های جرگه‌ها می‌تواند کارآمدی و اعتبار این روند را بیش از پیش افزایش دهد.

کوثر می‌گوید که جرگه‌ها و مجالس صلح‌آمیز از دیدگاه اسلام «مجالس خیر» اند و در قرآن کریم نیز از آن‌ها به‌عنوان مجالس خیر یاد شده است.

به گفتهٔ او، مجالس صلح، آشتی و جرگه‌ها به این دلیل مجالس خیر خوانده می‌شوند که در آن‌ها منازعات میان انسان‌ها حل می‌شود، مردم با هم آشتی می‌کنند و مشکلات پایان می‌یابد.

کوثر افزود که در فقه اسلامی نیز باب ویژه‌ای به نام «کتاب الصلح» وجود دارد که در آن احکام و اصول مصالحه و آشتی میان مردم بیان شده است و این خود نشان‌دهندهٔ اهمیت صلح و جرگه است.

او همچنان گفت که افغانستان پیشینهٔ طولانی در برگزاری جرگه‌ها و مجالس مشورتی دارد و افغان‌ها از صدها سال به این‌سو از طریق جرگه‌ها، صلح و مشوره‌ها منازعات زیادی مانند مشکلات حقوقی، اختلافات خانوادگی، حتی قضایای قتل و دیگر مشکلات اجتماعی را حل کرده‌اند.

به باور او، مجالس صلح و اصلاح از آن‌رو ارزش فراوان دارند که دشمنی را در میان مردم کاهش می‌دهند، محبت و الفت را افزایش می‌بخشند، زمینهٔ گذشت و بخشش را فراهم می‌کنند و در نهایت جامعه را به‌سوی خیر و نیکی سوق می‌دهند.