زبان

آیا حساب کاربری در سایت پژواک ندارید؟

برای اشتراک اینجا کلیک کنید.

غور از ولایات مرکزی محروم و فراموش شده است. جغرافیای کوهی، محیطی با اقلیم سرد، دره های صعب العبور، سرک های پُر جمپ و جول، مردان دهقان پیشهٔ‌ غریب ولی مهمان نواز، زنان تحت شکنجه، جوانان تحصیل کردهٔ‌ خوش خط اما بی کار، دیار دور از عمل انکشاف متوازن و نسل محروم از مشارکت سیاسی…! از مؤلفه های بارز آشنایی، معرفت و شناخت ولایت غور محسوب می شوند.

مردم ساده، مهمان نواز، بی آلایش و بی توقع در این دیار زندگی می کند. مردم که تا حال دیگران از اوصاف شاهان و سلاطین غوری نام بُرده و حقوق ایشان را نادیده می گیرند. پی بُردن شریک های تباری و دوستان سیاسی به ترفند های فریب باعث شده تا محرومیت این دیار از حقوق اساسی و قانونی محسوس باشد‌.

ایشان در طول دوره جهاد و مقاومت به احترام دین و به پاس وطن دوستی مبارزهٔ‌ حق نمودند. در جریان دو دهه دموکراسی از قوانین نافذه و فرامین زعیم شان اطاعت نمودند. سرکشی از احکام قانون را جرم دانسته و همیشه حملات ضد دولتی را محکوم نمودند. حضور گسترده در صف کشی انتخابات ها را تمثیل ارادهٔ‌ ملت و رسیدن به قله های شامخ ترقی، انکشاف متوازن و مشارکت همه مردم شمرده و در جلوگیری از تقلب ها می کوشیدند.

غور با اقلیم دشوار نهایت سرد سیر اش طعم زندگی بدون مشکلات را از مردم اش گرفته و ایشان را مصروف پیدا نمودن رزق بخور و نمیر شان می گرداند. زنده ماندن در این قفس جغرافیایی هزینه ریختن عرق، کشیدن مشقت و کمر شکنی می طلبد چه رسد به زندگی کردن و لذت بردن از مزایای طبیعت. این محیط با داشتن زمستان طولانی شش ماهه مردم اش را وا می دارد تا مزد شش ماه کار را غذای شش ماه خواب نمایند‌.

سازش و آمیزش مردم (که پیشهٔ‌ شان زراعت و مالداری است) با شرایط فوق نیز جزی از قناعت ها و توقعات ممکن این مردم بشمار می رفت. بد بختانه؛ جبر زمان خرچ زندگی را برای شان طوری محدود نموده است انگار جان دادن و زحمت کشیدن در شش ماه کاری نتواند خرچ بخور و نمیر شش ماه زمستان را تکمیل نماید‌. درد اینجاست. قصه در اینجا غصه در پی دارد.

در سال های قبل، گذشتن هریرود مست و خروشان از کمر دیار غور به دل طبیعت نوید سبز و بر گله ی چوپان فرصت چریدن چراگاه ها را به ارمغان می آورد. بزرگان این دیار نیکویی سال را از جست و خیز هریرود و سرسبزی دشت ها تعبیر می نمودند و اما امسال دهقان خسته از کشت اش بوده و مالدار بخاطر گرسنگی رمه و پیش بینی احتمالات از بین رفتن مواشی رنج می برد.

مردم که هرگز نتوانستند توجه دولت مرکزی را به حال زار شان جلب دارند. سفر های سران حکومت مرکزی در این ولایت با سر دادن شعار های میان تُهی، تعریف از نسل و بقایای سلاطین نامدار غوری، مردم مهمان نواز و قدر شناس متکی بوده است. مردم این ولایت علی رغم داشتن زندگی دشوار فقط از دولت مرکزی (با راه اندازی حرکت همه شمول مردمی زیر چتر حرکت راه و روشنی) تقاضای احداث و اعمار سرک و بند برق را داشتند که با وعده های دروغین جامه عمل نگرفت و محرومیت مردم حساس دانسته نشد.

حال که گرسنگی و فقر اقتصادی ناشی از بحران قحطی/خشک سالی سال جاری داد می زند. صدای خفته این مردم به فریاد آمده است. فریاد که هرگز گوش شنوای رهبران مرکزی را بخود نداشته است. این مردم تا نهایت کار تلاش می نمایند تا با تلاش و زحمت برای دریافت روزی حلال بار دوش جامعه و دولت شان قرار نگیرند. حال که دشواری طبیعت و بلا های طبیعی مانع در آوردن لقمه نان شان می شود، می باید تا دولت مرکزی در گرفتن دست این مردم و جلوگیری از آفات مالی و جانی اقدام لازم و تدابیر احتیاطی در نظر گرفته و مردم را از منجلاب بد بختی و از ممکنات مرگ‌ تدریجی بر خواسته از حوادث طبیعی نجات دهد تا مردم به راستی باور کنند که دولت ها بخاطر رفاه ملت ها ایجاد می شوند.

بازدیدها: 139

این مقاله بيانگر نظر نویسنده است، پژواک در قبال آن مسووليتى ندارد.

معرفی نویسنده

تماس با ما

ارسال گزارش

آژانس خبری پژواک علاقمند است تا گزارش های شما را نشر کند. در صورت تمایل با کلیک کردن بر روی این لینک با ما تماس بگیرید.

اپلیکیشن موبایل پژواک

اپلیکیشن پژواک را بر روی تلفن هوشمند خود نصب کنید تا آخرین خبرهای ما را دریافت کنید. بیشتر