صبح اول هفته یکی از روزهای سرد زمستانی نیلی که مردم دنبال کارهای شان راه افتاده بودند، جوانی با چهرۀ غمگین که در اثر انفجاری یک پایش را از دست دادهاست، عبور و مرور مردم را تماشا میکرد.