حقوق بشر؛ به معنای روابط حقوق میان دولت و شهروندان میباشد و تطبیق قانون، باعث اجرایی شدن این حقوق ميشود؛ در صورتیکه قانون به صورت عادلانه و کارا تطبیق نگردد، باعث نقض این حقوق میگردد و اجرای قانون به صورت درست آن، به یک دولت کارا ضرورت دارد.
تمامی افراد بشر، آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ منزلت و حقوق با هم برابراند، به آنها عقل و وجدان اعطا شده است و باید به همدیگر روحیه برابری داشته باشند.
حقوق بشر در افغانستان همیشه مورد سوء استفاده از سوی سیاسیون و رژیم های مختلف قرار میگیرد؛ چنانچه در افغانستان مسئله حق و حقوق، تنها در کنفرانس ها و سخنرانی ها مورد بحث قرار گرفته و در عمل هیچگونه فعالیت مثمر در این عرصه صورت نمیگیرد.
یکی از حقوق اساسی انسان ها داشتن کار میباشد، که میتواند باعث جلوگیری از رویداد و حوادث ناگوار در جامعه شود؛ اما متاسفانه در افغانستان یکی از دلایل نا امنی و ناهنجاری ها، بیکاری جوانان است که نیروی با ارزش یک کشور به شمار میروند. عمده ترین دلایلی که امروزه بیشتر رویداد های جنایی و تروریستی در کشور رخ میدهد، ناشی از بیکاری جوانان است که افراد فرصت طلب از این فرصت استفاده کرده و جوانان را به اعمال ناپسند وا میدارند.
یکی از موارد دیگر که بیشتر مورد بحث بوده، حقوق زنان است که در بسیاری موارد از حقوق اساسی شان محروم بوده اند. اگر چه در سال های پسین از سوی نهادهای ملی وبین المللی تلاش هايی برای اعاده حقوق زنان در افغانستان صورت گرفته؛ اما هنوز هم زنان در بیشتر موارد، مورد خشونت در جامعه و فامیل به خصوص در روستا های دوردست قرار میگیرند، که این همه ناشی از عدم آگاهی آنان از حقوق شان که در قانون نافذۀ کشور برای شان مد نظر گرفته شده، میباشد.
در افغانستان بسیارى مردم از داشتن حقوقى که قانون برای شان مدنظر گرفته است، آگاهی ندارند و حتی در بیشتر موارد نهاد هايی که برای رسیدگی به حقوق شهروندان کار میکنند، به هر دلیلی حقوق شهروندان را نقض میکنند.
اگر چه افغانستان با داشتن قوانین خوب در سطح منطقه دست بالایی دارد؛ اما استفاده از قدرت سیاسی و بی اعتنایی به قانون، باعث شده تا مشکلاتی را به وجود آورند که دامنگیر افراد جامعه میشود و باعث پامال شدن حقوق افراد فقیر گردیده و مسایلى که باعث نقض این حقوق میشود؛ چند دهه جنگ، رژیم طالبان، نا امنی، سطح پایین سواد، رواج های ناپسند، عدم تطبیق قوانین عدلی و قضایی و خشونت، از عوامل گستردۀ نقض حقوق افراد در جامعه به شمار میرود. در صورتیکه امنیت تامین شود و سطح سواد ارتقا یابد، قوانین و مقررات قضایی به شکل عادلانه آن تطبیق گردد، باعث بهبود وضعیت افراد در جامعه میگردد، که در زمینه میتوان یادآور شد که در این اواخر، با وجود چالش ها و موانعى که وجود داشت، پیشرفت هايی نیز در این زمینه صورت گرفته و موارد همچون فراهم سازی حق تحصیل و تعلیم، آزادی بیان، حق مشارکت در انتخابات، مشارکت سیاسی زنان در امور کشور، از جمله فعالیت های بی پیشینه در تاریخ کشور میباشد.
کودکان افغان نیز که یکی از سرمایه های با ارزش این کشور به حساب می آید و باید برای آنان حقوقی را که قانون برای شان در نظر گرفته است داده شود؛ اما این حقوق به دلایل فقر، سطح پایین تحصیل میان بزرگسالان و جامعه یی با هنجارهای متفاوت نقض میشود. و آنان نمیتوانند به حقوق شان که همانا تحصیل، داشتن یک دورنمای روشن و تسهیلات رفاهی است دست یابند.
قبلا مردم به این نظر بودند که حقوق بشر؛ یک پدیدۀ تجربی است و چندان باورمند به آن نبودند و با انجام مطالعات گسترده میتوان گفت که این حقوق، ریشۀ دینی و شرعی دارد. از آنجاییکه در دین اسلام نیز برای بشر حقوق فراوانی داده شده؛ اما متاسفانه مردم به دلیل عدم آگاهی از دین اسلام، از این حقوق خود بی خبر هستند و پدیدۀ حقوق بشر را یک تجربۀ بیرونی برای افغانستان میدانند؛ درحاليکه بر حقوق بشر، بیشتر از هر ادیان دیگر، دین اسلام پرداخته و هیچ موردی وجود ندارد که در آن، به حقوق انسان ها در دين اسلام تاکید صورت نگرفته باشد.
يادداشت: این مقاله بيانگر نظر نویسنده است؛ پژواک در قبال آن مسووليتى ندارد.