زبان

طالبانی که کلاشنکوف را با کارگاه قالین بافی عوض کردند

نور العين

۱۷ اَسَد ۱۳۹۳ - ۱۵:۴۹

۱۹۳ بازدید

کابل (پژواک، ١٧ اسد ٩٣): قارى سيدعمر که در مخالفت مسلحانه با دولت قرار داشت، سلاحش را با تار و کارگاه بافندگی عوض نموده و از اين مدرک، براى يافتن رزق حلال تلاش دارد.

“افغانستان تودى”، در مورد سيدعمر و برخى طالبان زندانى ديگر، گزارشى را تهيه نموده و مى نويسد که اين عضو سابق طالبان مسلح (سيدعمر) تحت فرماندهی ملا عبدالرحمن والی نامنهاد طالبان و یکی از فرماندهان ارشد اين گروه، که مسوول حملات مهم بر نیروهای بین المللی است، در قريۀ لالاميدان ولسوالى على آباد کندز فعالیت می کرد.

سید عمر، در این روزها زندگی نسبتاً آرام را اختیار نموده و پس از گذشتاندن یک و نیم سال در محبس کندز، تجهیزات جنگی اش را با تار و کارگاه بافندگی عوض کرده است.

او به جای شانه زدن در مناطق صعب العبور برای حمله بر دشمنان و یا فرار از ترس گرفتارى، حالا بر قالینچه های نیمه تمام در کارگاهش بٌرس می کشد و از تماشای محصول مسلکش لذت می برد.

در بین دیوارهای بلند و به شدت محافظت شدۀ زندان کندز، حدود ۲۸۰ محبوس در یک برنامۀ خلاق و رشد مهارتها شامل است.

هدف این برنامه، ایجاد توانمندی هايى است که مانع برگشت این زندانیان به شورشگری و جرایم گردد.

از هفت ماه بدینسو که این برنامه آغاز شده است٬ ۲۵ زندانی به شمول چندین عضو پیشین طالبان مثل سيدعمر، از آن فارغ شده اند. از این جمع هشت محبوس٬ به شمول چهار عضو پیشین گروه طالبان ٬از بند رها گردیده اند.

يافته هاى افغانستان تودى نشان مى دهد که در این برنامه آموزشی، محبوسین؛ قالین بافی٬ خیاطی و نجاری می آموزند. بسیاری از افرادی که از این برنامه فارغ می گردند، برای محصولات شان در داخل و بیرون از زندان بازار خوبی می یابند.

زندان کندز که در هفت جریب زمین در سرک خیابان در شهر کندز موقعیت دارد٬ هفتاد سال پیش اعمار گردیده و در این اواخر، به کمک مالی دولت آلمان بازسازی شده است.

در این زندان ۷۲۳ تن محبوس است و هر ۱۵ تن آنها در یک اتاق می خوابند؛ اما زندانیان از ازدحام شکایت ندارند.

در زندان يادشده؛ سهولت هايی چون میدان والیبال٬ کتابخانه٬ کلینیک صحی٬ قصابی٬‌ دکان ترمیم بوت و کبابی وجود دارد و یکی از نمونه های خوب رشد نهادهای اصلاحی در کشور به حساب می رود.

با آنکه کمک کننده گان خارجی، ابتدا با این زندان کمک مالی مى کردند؛ اما حالا برنامه های آموزشی این زندان، مسوولیت دولت افغانستان است.

شاه میر امیرپور٬ آمر یک بخش از این زندان گفت که برخلاف دیگر زندانها در زندان کندز، ارتکاب جرایم وجود ندارد.

وى افزود: «محبوسین از این خوشحال اند که در اینجا مصروفیتی دارند و این کار از ناراحتی آنها می کاهد. آنها از این لحاظ هم خوش استند که در اینجا از طریق کار٬ پول هم پیدا کرده می توانند.»

يافته هاى افغانستان تودى، نشان مى دهد که به طور اوسط؛ هر زندانی که در این برنامه اشتراک می ورزد، ماهانه بیش از سه هزار افغانی عاید می کند، ولی باز هم افرادی هستند که بطور رایگان کار می کنند، تا فقط اوقات شان را سپری کنند.

یک گروه از زندانیان اناث، برای ساير زندانيان اين ولايت و برای شمارى از مشتریان بیرون از زندان٬ لباس می دوزند.

در میان آموزش هايی که در این برنامه داده می شود٬‌ نجاری شهرت خاصی دارد. گفته می شود که محصولات نجاری زندانیان، در مقایسه با محصولات نجارهای بیرون از زندان، از کیفیت بالايی برخوردار است.

غلام حضرت باشنده اصلی ولایت ننگرهار٬ به جرم کشتن یک منسوب پولیس ملی افغان و مخالفت مسلحانه بر ضد دولت افغانستان، به ده سال حبس محکوم گردیده است.

پس از یک و نیم سال حبس٬ غلام حضرت به آموزش نجاری علاقه ای خاصی پیدا نموده و می گوید که حالا خوش است که یک کسب به دردبخوری را آموخته است.

حضرت نور باشنده ولسوالی چاردره هم، یک عضو پیشین گروه طالبان است. او از دونیم سال بدینسو در زندان است و قالین بافی را یاد گرفته است.

پیش از پیوستن به طالبان٬ حضرت نور برای هفت سال در مدارس پاکستان آموزش دیده بود. اووى گفت که دور از خانه هرچیز برایش مثل یک رویا بود.

وى علاوه کرد: “وقتی از مدرسه فارغ شدم٬ داشتن یک زندگی بهتر برایم احمقانه معلوم می شد؛ اما حالا می فهمم که نسبت به هرچیز دیگر٬ یک انسان مسوول خود و خانوادۀ خود است. مواظبت از خانواده، مثل عبادت خدا است.”  

قاری نسیم شخصی که از بیم طالبان اسم اصلی خود را نگرفت، در میدان نبرد بر ضد نیروهای افغان و بین المللی دستگیر شده است.

محکمه او را به جرم زخمی نمودن یک پولیس افغان و جنگ بر ضد دولت، به چهار سال حبس محکوم نمود.

قاری نسیم، درحاليکه مدت حبس او در حال به پایان رسیدن است، از جرایم گذشته اش اظهار پیشمانی نموده گفت که از خانوادۀ پولیسی که او زخمی اش کرده بود، پوزش خواسته است.

قاری نسیم، پیش از پیوستن با طالبان، ملکیت زمینش را از دست داده و قرضدار هم شده بود. همچنان او نمى توانست خانواده اش را اعاشه کند.

امیرپور، آمر يک بخش زندان کندز گفت که سپرى کردن حدود چهار سال در زندان، قاری نسیم را تغییر داده و برعلاوۀ آموختن حرفه نجارى، شش زندانی بیسواد را نيز خواندن و نوشتن یاد داده است.

قاری نسیم افزود که حالا از بیکار ماندن نگرانی ندارد؛ اما از اين بابت نگران است که پس از رهایی از زندان، شاید طالبان او را باز مجبور کنند که به آنها بپیوندد.

طالب، همیشه طالب است

برخى خانواده هايى که فرزندان شان به ارتباط همکاری با طالبان زندانى شده اند، از آيندۀ فرزندان شان نگران اند.

نظام الدین، پدر قاری سيد عمر که در زندان قالین بافی آموخته است، زمانی را به یاد دارد که پسرش پس از برگشت از مدارس پاکستان، به حرف های او گوش نمی داد و بالاخره خانواده را ترک گفت و به کوه های لالا میدان رفت.

عليرغم وعده هاى سيدعمر، نظام الدین هنوز شک دارد که پسرش پس از آزادی به او گوش خواهد داد. او بیم آنرا دارد که عمر، باز به طالبان خواهد پیوست.

نظام الدین گفت که بعضی افراد با طالبان یکجا می شوند تا پول چرس شانرا پیدا کنند؛ اما زمانيکه پول پيدا کردند، باز ازصفوف طالبان دور ميشوند، ولى کسانيکه درمدارس پاکستان آموزش ديده اند، هيچ گاه طالبان را رها نميکنند.

مولوی نورالهدا مولوی زاده کریمی، یک عالم دینى در کندز، نگرانی مشابهی دارد.

وى گفت طالبانی که برای سالها “شستشوی مغزی” شده اند و مردمان بیگناه را کشته اند، در تفکیک خوب و بد مشکل دارند.

وى افزود: “آنهایی که از پاکستان برگشته اند، حالا طالب شده اند. مهم نیست که برای چه مدت آنها در زندان باشند، آنها بازهم طالب خواهند ماند.” این گزارش توسط افغانستان تودی تهیه شده است