زبان

اطفال افغان از “روز جهانی کودک” بیخبراند

ناهید بشردوست

۱۱ جَوزا ۱۳۹۲ - ۱۸:۵۵

Views: ۱۷۱

کابل (پژواک،١١ جوزا ٩٢): “کُل زندگى ما آلوده با بوى سرگين اس؛ او چه زندگى اس که ده زمستان از خنک و ده گرمى از مگس و پشه، جان ما میبرايه.”

اين گفتۀ رزماى ١٢ ساله است که امروز مصادف با روز جهانى کودک، در ساحۀ ده افغانان شهر کابل با لباس چرکين، پاهاى برهنه و موهاى آشفته، که شايد ماه ها آنرا شانه نزده باشد، مصروف فروختن خريطۀ پلاستيک بود.

وقتى اين دخترک معصوم را با چنين وضعيتى ديدم، نزد خودم مجسم کردم که اگر وى پاک و نظيف مى بود، چقدر زيبا معلوم ميشد.

اين دختر را به بهانۀ خريدن پلاستيک ايستاد کردم؛ درحاليکه بالاى پنجه هاى يک پايش اندک اندک ميچرخيد و بى باکانه  ساجقش را مى جويد و پوقانه ميکرد، يک پلاستيک را برايم  داد و گفت که آنها در خيمه هاى ساحۀ پروان دوم شهر کابل زندگى ميکنند.

رزما گفت که بخاطر کمک اقتصادى به فاميل، در روى سرک پلاستيک ميفروشد. معمولاً روز ٣٠ افغانى فايده ميکند؛ اما بعضى روزهايى که يکصد افغانى هم به دست مى آورد، نهايت خرسند شده و آنرا به خانوادۀ خود ميبرد.

وى درحاليکه چادرش را بالاى پيشانى اش کشيده و افرازات بينى اش را بالا ميکشيد، افزود که در ساحۀ پرون دوم، زير خيمه زندگى مى کنند؛ اما اين خيمه ها آلوده با بوى فضلۀ حيوانات بوده و آنها درزمستان از سردى و در تابستان از گرمى و مگس و پشه، به تکليف هستند و اين نوع زندگى براى شان طاقت فرسا است.

 اين دخترک علاوه کرد که تنها يک برادرش کار ميکند و وى هم ميخواهد که از طريق پلاستيک فروشى به اقتصاد خانواده اش کمک کند.

رزما که براى فروش پلاستيک هايش عجله داشت، گاهگاه چشمهايش را در اطراف ميچرخانيد و يگان  مرتبه صدا هم ميزد؛ اينه پلاستيک… پلاستيک بگيرين خاله!

وى از برادر بزرگش که قطى هاى پيپسى و کوک را ميفروشد حکايت نموده، گفت: “بيادرم صبح وخت مى خيزه، کراچى ره ده خر بسته کده ميره… وختى ميپرسم چه کار ميکنى! ميگه: خس جمع  ميکنم!”

اين دخترک افزود که برادرش زندگى اش را در درون زباله دانى ها جستجوميکند، او صبح ها ميرود و عصر ها با لب و دهن زنگ بسته و صورت زرد و استخوانى با محموله اى از کاغذ، پلاستيک و قوطى هاى پيپسى برميگردد و آنها از فروش آن امرار معيشت ميکنند.

رزما حکايت کرد که مادرش در وقت برگشت و شنيدن صداى پاى برادرش (شير آغا) مى دود و محموله را ميگيرد و در زير آفتاب که ساحۀ خيلى محدود ازحويلى شانرا احاطه کرده، هموار ميکند تا خشک شود و براى فروش آماده گردد.

اين درحالى است که در ماده ٣٢ کنوانسیون بين المللى حقوق اطفال، از دولت ها خواسته شده است که باید از استثمار اقتصادی کودک و هرگونه کاری که برایش زیانبار بوده و یا موجب توقف در تحصیل او شده و یا برای صحت جسمی، روحی، اخلاقی و اجتماعی او مضر باشد، جلوگیری نمایند.

 همچنان محمد عمر پسر ١٠ ساله که در ساحۀ شهر نو، ساجق ميفروخت، صدا ميکرد که ساجق بخريد، ساجق!

زمانى که از او پرسيده شد که آيا ميدانى که امروز روز جهانى کودک و روزت است؟ خنده کنان گفت: “روز کودک چه معنى، مه فقط ساجق ميفروشم و ده فکر ازى استم که چطو به خانۀ خود چند روپيه ببرم و شکم ما سير شوه.”

اين درحالى است که امروز از روز جهانى کودک در کابل، از سوى وزارت کار و امور اجتماعى تجليل شد و آمنه افضلى وزير اين وزارت گفت: “در افغانستان از روز کودک درحالى تجليل ميکنيم که هنوز دروازه هاى مکاتب به روى کودکان بسته است، معلمين تهديد به مرگ ميشوند و مادران و اطفال در اثر حملات انتحارى معلول ومعيوب ميگردند.”                                                

  همچنان در پيام محمد کريم خليلى معاون دوم رياست جمهورى که به مناسبت روز جهانى کودک به خوانش گرفته شد، کودکان قشر آسيب پذير جامعه خوانده شده و تذکر رفته که تمرکز بالاى زندگى اطفال از جهات مختلف ارزش دارد و بايد به  مشکلات  آنان رسيدگى شود.

وى گفته است که افغانستان کنوانسيون طفل را امضا کرده؛ اما علىيرغم آن ،توجه و تطبيق قوانين با آن دشوار است.

محمد عمر گفت که در زير خيمه هاى چمن حضورى زندگى مى کنند، يک پاى پدرش در حادثۀ ترافيکى قطع شده  و کراچى رانى مى کند؛ اما عايد او تکافوى آنها را نمى نمايد، او مجبور است که ساجق بفروشد و به فاميل خود کمک کند.

محمد عمر گفت که در کنار ساجق فروشى که روزانه تا يکصد افغانى عايد ميکند، صبح تا چاشت در مکتب آشيانه درس ميخواند و نمى خواهد که از تعليم باز بماند.

اين طفلک در پاسخ به اينکه در آينده ميخواهد چه کاره شود؟ چهره اش از حالت عادى به جديت گراييد و گفت: “مه ميخايم يا داکتر و يا وزير شوم.”

گفتنى است که قرار آمار وزارت کار و امور اجتماعى در افغانستان، از جمله ١،٩ ميليون طفل کارگر؛ بيش از ١،٢ ميليون تن کار هاى شاقه از جمله در فابريکه هاى توليد خشت، معادن ذغال سنگ، زراعت، مالدارى، قالين بافى وغيره انجام مى دهند.

متباقى، به انجام کارهايى چون پلاستيک فروشى، گدايى، بوت پالشى وغيره مصروف اند.