زبان

یک زن در دایکندی به خاطر به دنیا آوردن پیهم سه دختر، طلاق داده شده است

نیلی(پژواک، ۲۱ قوس ۹۷): بانویی در دایکندی می گوید با آن که انتخاب جنسیت کودک در دایره اختیار انسان ها نیست؛ اما شوهرش او را به خاطر به دنیا آوردن پیهم سه فرزند دختر، طلاق داده است.

جمیله (نام مستعار) باشنده اصلی مرکز ولایت دایکندی، در صحبت با آژانس خبری پژواک گفت: «هفده سالی بیش نداشتم و متعلم مکتب بودم که به عقد نکاح کسی درآمدم که او را از دل و جان دوست داشتم و برای آفرینش لحظه های خوش در زنده گی، هیچ گونه کوتاهی نمی کردم و تمام وقتم را وقف رضایت شوهر و خانواده شوهرم می نمودم.»

موصوف افزود از اینکه شوهرش شخص با سواد بوده است، او (جمیله) همه سعی و تلاشش را معطوف به بلندرفتن دانش شوهرش می کرده است تا در آینده، زنده گی مرفه و بدون دغدغه اى داشته باشد.

وی علاوه کرد که دیری از وصلت شان نگذشته بود که باردار شد و خداوند برایش فرزند دختری اعطا فرمود؛ اما به دنیا آمدن این کودک معصوم، هیچ خوشی را در خانوادۀ شوهرش به همراه نداشته است.

او گفت: «یک دانه دختر به دنیا آوردم و همین که دیدم صحتمند و سالم در پهلویم خوابیده، خوشحال شدم؛ اما شوهرم و اعضای خانواده اش از دیدنش خیلی غمگین شدند و لب به خنده نگشودند... لحظه اى مات و مبهوت شدمُ به شوهرم نگاه کردم گفتم خیر است، من که هنوز جوانم و این هم اولین فرزند ماست و دفعه بعد حتماً به خیر، پسر به دنیا می آورم.»

جمیله افزود که شوهرش با شنیدن این حرف، دمی به سکوت رفت و قبول کرد؛ اما دیری نگذشت که گفت: «اگر پسر به دنیا نیاوردی، زن دوم خواهم گرفت.»

او با بیان اینکه دخترش آهسته آهسته در حال بزرگ شدن بود و بازی های کودکانه اش را آغاز می کرد، که جنینی در وجودش شکل گرفت؛ اما نمی دانست که دختر و یا پسر است.

موصوف افزود: «شوهرم با اطلاع از این وضعیت، خواست تا بداند که این فرزند ما چه جنسیتی دارد، غافل از اینکه انسان در انتخاب جنسیت هیچ نقشی ندارد؛ چند ماه بعد مرا به یکی از شفاخانه ها برد تا بعد از معاینه بداند که جنسیت کودک چه است؛ اما داکتر به شوهرم گفت اگر طفل معاینه شود، ممکن مشکلی پیش بیاید و او را قناعت داد تا از معاینه منصرف شود.»

به گفته او، با گذشت هر روز زمان موعود برای به دنیا آمدن کودک نزدیک می شد و کسی نمی دانست که جنسیت کودک چه است؟

با وصف این، درد زایمان سراپای جملیه را فرا گرفت و به طرف شفاخانه حرکت کردند و در عرض راه خشو و شوهرش گفتند که اگر کودک پسر نباشد، طلاقش می دهند و دختر را هم نمی گیرند و باید با خودش به خانواده پدرش ببرد.

وی گفت: «با این سخنان ترس تمام وجودم را فرا گرفت، درد زایمان را فراموش کردم، به فکر این فرو رفتم که اگر دختر باشد، خانواده ام را از دست می‌دهم و این تشویش ها سبب شد تا درد زایمانم را گم کنم و ولادت به تعویق افتاد؛ اما تا دو روز دیگر درد داشتم؛ طفل به دنیا نمی آمد؛ انگار طفلم احساس کرده بود که به دنیا آمدنش، باعث از دست دادن زندگی مادرم می‌شود.»

موصوف افزود که این ناراحتی باعث آن شد، تا کودک طبیعی به دنیا نیاید و داکتران را مصمم ساخت تا نوزاد را از روی شکم بردارند؛ چون احتمال از دست دادن مادر و نوزاد حدس زده می شد؛ اما هیچکس اجازه عملیات (سزارین) را نمی داد؛ تا اینکه شوهرش به این کار رضایت نشان داد.

login or register a new account.