وقتی امریکا با اتکا به گروههای خاص که پیشینه جنګی و نقض حقوق بشری داشت، وارد افغانستان شد، در هر جا جزیره های قدرت توام با انباشت پول و فساد را ایجاد نمود و به نقض سیستماتیک حقوق بشر مردم ادامه میدادند، روشنفکران امروزی فیسبوکی در آن زمان مصروف گرفتن پروژه های جندر و حقوق بشری بودند، و برای ما مژده یک جامعه عاری از خشونت ليبرال میدادند، وقتی صدها هموطن ما در ادارات دولت بخاطر چهره، زبان و پوشش خاص محلی شان مورد تبعیض و ازار و اذیت قرار میګرفتند این روشنفکران میګفتند ما در مرحله عبور از جامعه یکنواخت به جامعه کثرت ګرا هستیم و این حالت را باید تحمل کنیم. حتا داکتر سپنتا با ګرایشات چپي و به اصطلاح ضد امپریالیستی خویش یګانه راه نجات افغانستان را تعامل با امریکا میدانیست.
وقتی قانون اساسی و نظام دموکراتیک به وجود امد و به نمایندګی از این نظام در ولایات و ولسوالی ها افرادي که پیشنه خوب و به ارزش های دموکراتیک باور نداشتند، ګماشته شدند، دموکراسی و ارزش های دموکراتیک را چنان بدنام ساختند که حتا مردم دوباره به طالبان برګشتند و بجای محاکم دولتی محاکم صحرایی طالبان را ترجیح دادند.
در تمام این دوره و نابسامانی ها هیچ ګروه از روشنفکران و دموکرات ها از جای تکان نخوردند و افزون بر ان در تلویزیون ها از ارزش های غربی و دموکراتیک حرف های میزدند و به استناد از کتاب های روسو و جان لاک لکچر میدادند، امروز که بالایشان پروژه های جندر و بازار جامعه مدنی محدود و دسترخوان جهادی ها کمی ضعیف شده، همین روشنفکران یک دفعه ای بنام تمرکز زدایی و جلوګیر از تمرکز قدرت تیوری پردازی میکنند و عمدا به نفع زورمندان محلی قلم میزنند حکومت و جامعه را به چالش میکشانند و مانع اصلاحات و راه اندازی پروژه های بزرګ ملی مانند توزیع تذکره میشوند. من می پذیرم که انباشت قدرت باعث انباشت بیشتر فساد میشود، ولی وقتی حساب دهی و جامعه فعال مدنی وجود داشته باشد این انباشت قدرت بجای فساد به یک نیروی کارا تبدیل میشود، برعکس مرکز ګریزی و انباشت قدرت در حاشیه های مهار کردن فساد را از کنترول مرکز میکشد و به جزیرهای قدرت تبدیل میشود مانند بلخ و کندهار که تمام انرژی و وقت دولت و مردم در کشکمش مرکز و حاشیه تلف میشود. در ان زمان سیاست امریکا که باعث نارضایتی اکثریت مردم و نقض ګسترده حقوق بشر مردم عادی شد و زورمندان محلی بالای اطفال و زنان تجاوز میکردند از این روشنفکرنماها هیچ خبری نبود، ولی حالا که برعکس امریکا ګفته ما بجای قدرتمندان محلی از حکومت و قانون اساسی افغانستان حمایت میکنیم، این فرمایش به مزاج این روشنفکران خوب نخورده و حکومت را دست نشانده امریکا میدانند و حتا متوسل به ادبیات جهادی و لندغری شده اند و یکشبه اکت های مسلمان بودن و ازادی خواهی را میکنند.
يادداشت: این مقاله بيانگر نظر نویسنده است، پژواک در قبال آن مسووليتى ندارد.