کابل (پژواک،٢١حوت٩١): شمارى از آگاهان امور مى گويند که اظهارت اخير حامدکرزى رييس جمهور، احساساتى و بخاطرى بود که برخى خواست هايش از سوى امريکا پذيرفته نشده است.
حامدکرزى روزگذشته گفت که امريکايى ها و طالبان، همه روزه در کشورهاى عربى و غربى باهم گفتگو مى کنند.
به نظر وى، هدف اخير حملات طالبان اين بود که مردم را بترسانند؛ تا از نيروهاى خارجى بخواهند که افغانستان را بعدا از سال ٢٠١٤ ترک نکنند.
از گفته هاى کرزى چنين استنباط ميشود که امريکايى ها و طالبان، همدست شده و ميخواهند جنگ را به هدف منافع يکديگر در افغانستان ادامه دهند؛ اما طالبان مسلح و مقامات امريکايى، اين گفته هاى کرزى را نادرست خواندند.
محمدحسن حقيار کارشناس مسايل سياسى، گفته هاى رييس جمهور کرزى را احساساتى خواند و گفت: “روابط بين مقامات طالبان امريکا وجود دارد؛ اما مذاکرات نيست.”
به گفتۀ حقيار؛ اظهارات احساساتى رييس جمهور کرزى، دو روز قبل بخاطرى صورت گرفت که امريکايى ها زندان بگرام را به دولت افغانستان تسليم نکرده و نيروهاى ويژۀ امريکايى نيز مطابق خواست و ضرب الاجل تعيين شدۀ کرزى، ولايت ميدان وردگ را ترک نکردند.
قرار بود که تمامى امور زندان بگرام، شنبه گذشته بنا به خواست مکرر رييس جمهور کرزى، به جانب افغان سپرده شود و علاوه بر آن نيروهاى ويژۀ امريکا، ولايت ميدان وردک را تا روز يکشنبه ترک نمايند.
کرزى، بعد ازشکايت مکرر مردم از نيروهاى خاص امريکا مستقر در ولايت ميدان وردک، دو هفته قبل حکم کرد که اين نيروها بايد از ولايت ميدان وردک خارج شوند.
حقيار اين اظهارات کرزى را که گويا حملات طالبان به هدف حضور نيروهاى امريکايى بعد از سال ٢٠١٤در افغانستان است، نيز درست ندانست.
حقيار گفت: “اگرچنين است، پس دولت افغانستان چرا به مردم و جهانيان نمى گويد که امريکايى ها حامى مانيستند، بلکه از طالبان حمايت مى کنند.”
کبير رنجبر آگاه امور سياسى نيز باحقيار نظر مشابه داشته گفت که عدم طبيق خواست کرزى توسط امريکايى ها، باعث شده تا کرزى،عکس العمل احساساتى در محضر عام در مقابل امريکا نشان دهد.
رنجبر افزود که ممکن است مريکايى ها مذاکرات پنهان با طالبان انجام دهند؛ اما اين گفتگو براى رسيدن صلح و آشتى در افغانستان کدام هدف پنهان ديگر ندارد.
رنجبر گفت که باور ندارد امريکا توطئه ساخته و يا با طالبان همدست شده باشد، که آنها به هدف ترساندن مردم، حملات انتحارى انجام دهند و از خارجيها به ويژۀ از امريکا بخواهند که بعد از سال ٢٠١٤ در افغانستان باقى بمانند.
کرزى گفته است که اگر کشورهاى خارجى ميخواهند بعد از سال ٢٠١٤ در افغانستان حضور داشته باشند، نمى توانند که زيرچتر ناتو باقى بمانند؛ حضور آنها بايد به سندهاى جداگانه و براساس شرايط افغانستان باشد.
رنجبر نيز در اين بخش موضع کرزى را تاييد کرد و گفت لازم است که ادامۀ حضور خارجيها بعد از سال ٢٠١٤ در افغانستان، اجازۀ دولت افغانستان را داشته باشد، نه به اساس قرارداد جمعى از طريق شوراى امنيت ملل متحد.
به باور رنجبر، کرزى ميخواهد که از طريق همچو اظهارات، خود را به مردمى که سطح آگاهى سياسى شان بسيار پايين است، نزديک نمايد که گويا يک شخصيت مستقل و وطندوست است و در مقابل منافع ملى پرواى هيچ کس را ندارد.
اما وى افزود که همچو اظهارات، از يکسو بر روابط هردو کشور اثرات منفى دارد و از سوى ديگر، مردم را با امريکايى ها بدبين مى سازد و آنها را بر ضد امريکايى تحريک مى کند: “اين کار را طالبان و گروه تندروان نيز انجام مى دهند.”
احمدسعيدى کارشناس مسايل سياسى نيز اين اظهارات کرزى را معقول نخواند که مى گويد طالبان حملات خود را براى حضور خارجيها انجام مى دهند.
وى گفت که اگر خارجيها خواهان حضور در افغانستان اند، پس اين کار تنها با موافقۀ دولت افغانستان صورت ميگيرد، نه به اساس معامله با طالبان.
وى افزود که اظهارات کرزى در مورد طالبان و امريکايى ها نيز دور از حقيقت است.
وى علاوه نمود: “من فکر مى کنم که گفته هاى کرزى، احساساتى است و به اثر همچو گفته ها کشور به تشنج کشانده ميشود.”
به نظرسعيدى، کرزى تلاش دارد تا شانه هاى خود را از مسووليت مشکلات جارى در کشور، از طريق همچو اظهارات، سبک نمايد و آن را به دوش خارجيها بيندازد.
وى نيز به اين باوراست که امکان دارد عدم سپردن زندان بگرام به جانب افغان و حضور نيروهاى امريکا بعد از پايان ضرب الاجل وى در ميدان وردک، يکى از دلايل اظهارات احساساتى کرزى باشد.










