زبان

زنان متاثر از جنگ در جوزجان خشتمالى ميکنند

توسط حامد " تمکين "

ژوئن 4, 2014 - 2:44 ب.ظ

Views: 101

شبرغان(پژواک،١٤جوزا٩٣): بيش از ١٢هزار خانواده، از اثر جنگ و حوادث طبيعى به شهر شبرغان مرکز ولايت جوزجان بيجا شده و ده ها زن به علت مشکلات اقتصادى، خشتمالى ميکنند.

اين خانواده ها از يک الى دوسال بدينسو از ولايات همجوار بيجا گرديده و در نواحى مختلف شهر شبرغان، در منازل کرايى و خانۀ دوستان و اقارب خود زندگى ميکنند.

بيشتراز همه وضعيت ٣٠ خانوادۀ جنگزده که از ولسوالى قيصار فارياب و کوهستانات سرپُل در قريۀ خاتون قلعه در حومۀ شهر شبرغان زيست دارند، نگران کننده تر است.

آنها در کنار داش هاى خشت پزى، اتاق هاى کوچک از خشت بدون مصاله درست نموده و سقف آنرا با چوب و تکه هاى کهنه پوش نموده اند.

اين خانواده ها به آب صحى دسترسى ندارند و آب جوى را در يک چقورى که سر آنرا با پلاستيک پوشانيده  اند، ذخيره ميکنند و توسط پيپ آب را در سطل ها گرفته و مصرف مينمايند.

زنان اين خانواده ها به علت  فقر، خشت مى مالند و ازينطريق يک لقمه نان براى اطفال شان پيدا ميکنند.

در هرگوشه وکنار اين محل، زنانی دیده میشوند که با لباس های مندرس، چهره های آفتاب خورده و لبان ورم کرده مصروف ریختن خشت ميباشند.

زنی که در پاهايش بوت نداشت؛ رویش را با چادرش پوشانده و قالب خشت به دست داشت و  با مهارت خاص مصروف جابجا کردن گل به داخل قالب بود و با سرعت کار میکرد؛ گویی میخواست تا  پسمانی اش را از روزگار در این کار زار جبران کند.

درحالیکه حیای زنانه اش اجازه نمیداد صورتش را کسی ببیند؛ به او نزدیک شدم، با اجازه شوهرش  حاضر به صحبت شد؛ خودرا شاه گل معرفی کرد و گفت که  به علت شدت فقر، با  شوهرش یکجا خشت میریزد.

شاه گل که درد روزگار در سیمایش مشهود بود، افزود که بیست سال را در پاکستان سپری کرده و  هشت سال قبل دوباره به ولسوالی قیصار برگشتند؛ اما به علت جنگ طالبان با دولت، مجبور به ترک خانه و کاشانۀ خود گرديده و از يکسال بدينسو در قريۀ خاتون قلعۀ شبرغان به سر میبرند.

شاه گل به آژانس خبرى پژواک گفت: “دیگه کار وبار پیدا نمیشه، غریب مردم استیم، مجبور شده کت شویم (شوهرم) یکجای خشتمالى ميکنم.”

اين خانم افزود که در یک روز میتواند یک تا یک و نيم هزار خشت بریزد و از این بابت ٣٠٠ تا ٥٠٠ افغانی پول به دست آورد.

غلام یکتن از مردان که با دو خانمش یکجا کار میکند، گفت که طالبا ن مجبورش کرده که خانه و زندگی اش را در ولسوالی قيصار ترک کند.

وى گفت: “دو زنم و یک دخترم همراه  مه  یکجای خشت میزنند و ما از همی طریق، زندگی خوده پیش میبريم. “

غلام؛ درحاليکه به دخترش هدايت ميداد که چگونه گل را کلوله کند و در قالب بيندازد، اضافه کرد که هر چند کاری که زنان و دخترش میکنند، برای  آنها طاقت فرسا است؛ اما آنها ناچاراند تا خشت بریزند.

موصوف علاوه نمود که اگر به قریه و خانه خود برگردند، طالبان مجبور به جنگش میکنند و اگر به طرفداری دولت کار کند، اورا ميکُشند.

وی گفت: “ده هر جای غریب پایمال اس، یکیش میگه دولتی استی، دیگیش میگه طالب استی،  ده قات، ما مردم دربدر.”

غلام در مورد اينکه تا کنون از مراجع دولتی به آنها  کمک شده است؟ گفت: “هیچ کس به  پیش ما مردم  نامده ومه به جز از  بای خود (مالک داش خشت پزی) کسی ره نمیشناسم.”

محمد امان زرگر، مالک داش های خشت پزی در قریه خاتون قلعه گفت که سی خانواده از سرپل و فاریاب، به علت جنگ به اینجا پناه  آورده اند و چهل تن از زنان خانواده ها خشت ميمالند و در برابر يکهزار خشت، ٤٣٠ افغانى مزد دريافت ميکنند.

وى گفت: “از کار اين زنان راضى هستم، به هر شکلی که  باشد کار خوده پیش میبرم، چه این کار توسط مردان باشد یا زنان، ولی اینها خوب کار میکنند.”

زرگر افزود که این خانواده ها از ماه حمل  تا  آخر ماه  میزان،  خشتمالى ميکنند و امور داش خشت پزى وى، از درک کار آنها به خوبى پيش ميرود.

در جمع زنانی که مصروف ریختن خشت بودند،  یک جفت جوان تازه عروسى شده نيز ديده ميشد.

 اين زن و شوهر که پانزده روز از عروسی شان ميگذرد، برای صحبت کردن حاضر نشدند؛ اما مادر این تازه داماد گفت: “بچیم ده طوی خود، یک لک روپه قرضدار شده و حالی ناچاراس که بخاطر دادن  پیسه  قرض خود، کت زنش یکجا خشت  بزنند  تا  قرض های  خوده  خلاص  کنن. “

این خانم افزود از اینکه پير است، فقط در قسمت چیدن خشت، پسر و عروس خود راکمک ميکند.

وى در مورد اينکه از دولت در قسمت رفع مشکل شان چه میخواهند؟ گفت: “از دولت هیچ چیز نمیخواييم.”

مرد دیگری که خود را محمد  رسول  و باشنده ولسوالی صیاد ولایت سرپل معرفى کرد، گفت که جنگ باعث شده که منطقه و خانه خود را ترک کند.

وی افزود: “ما برای پنج- شش ماه کار میکنیم و در زمستان از بای خود پول قرضۀ پیشکی میگیریم و با آن روزگار خود را سپری میکنیم و در تابستان، باید این پول را بپردازیم و بیشتر کار کنیم که یک مقدار پول ذخیره هم داشته باشیم.”

اين خشتمال گفت که علاوه بر زنان، اطفال شان نيز در قسمت ریختن خشت با آنهاکمک میکنند. اگرچه اطفال شان از مکتب و مدرسه مى مانند؛ اما از نهایت نا چاری به این کار رو آورده اند.

راغبه ١٢ ساله که با پدر خود خشتمالى ميکند، گفت که علاقه دارد به مکتب برود و درس بخواند؛ اما مشکل اقتصادى خانواده، وى را مجبور ميسازد که با پدرش خشتمالى کند.

اين دخترک افزود: “حيران هستم که چه کنم، مکتب هم ده اينجه نيس و اگه مکتب باشه، ميخوايم درس بخانم و معلم يا داکتر شوم و پدر خوده از خشتمالى نجات بتم.”

اين درحالى است که مطابق کنوانسيون ملل متحد، اطفال در هر جامعه از هر نوع تعرض مصوون بوده و حق تعليم و زندگى مرفه را دارند و دولت ها موظف هستند که درين راستا مجدانه بکوشند.

وزارت کارو امور اجتماعى ميگويد که نيم نفوس کشور را اطفال تشکيل ميدهند، بيش از ٩ميليون طفل به مکتب ميروند؛ اما اضافه از ٦،٥ميليون طفل ديگر در معرض خطر قرار دارند.

به گفتۀ اين وزارت ١،٩ميليون طفل از ٦ـ١٧سالگى کار مى نمايند که از آن جمله ١،٢ميليون آن به شمول٩،٤ درصد شان دختران بوده و مصروف کارهاى شاقه مى باشند.

اين خانواده هاى جنگزده، از دولت میخواهند که زمينۀ برگشت آنها را به مناطق اصلى شان فراهم کند.

اما انجنیر عبدالکریم ریيس عودت مهاجرین جوزجان گفت که تا حال کسى از خانواده هاى جنگزدۀ فارياب و سرپل به آنها مراجعه نکرده است که براى شان کمک صورت بگيرد.

وى افزود که براى خانواده هاى بيجا شده، هر سه ماه بعد، موادغذايى کمک ميشود و اعمار سرپناه را نيز براى شان در پلان دارند.

ریيس عودت مهاجرین جوزجان گفت که در مجموع ١٢ هزار خانواده از ولایات غور، فاریاب، سرپل و ولسوالی های قوش تپه، درزاب، قرقین، خمآب و فیض آباد جوزجان، به شهر شبرغان بيجا شده اندکه ١٠ هزار خانواده به علت حوادث طبیعی و دو هزار ديگر، به علت جنگ بین دولت وطالبان مجبور به ترک منازل شان گرديده اند.