رفتن به محتوا
جمعه ۳۰ اکتوبر ۲۰۲۶ · کابل ۶:۲۸ ب.ظ
دربارۀ ماتماس با ماورود
۱۳° — وضعیت هوا در همه ولایات
نیمه‌ابری · ↑۱۸° ↓۶°
کیفیت هوا: متوسط

“دستان قدسيه به جاى خينه با خون رنگ شد”

· ۴ دقیقه مطالعه · ۱۱۵ بازدید

کابل (پژواک، ٢٦عقرب٩٣): “قُدسيه خينه راخوش داشت و دشمنان ملت و وطن دستهايش را باخون خودش سرخ کردند.”

اين، گفته عمۀ  قُدسيه است که در ميان ضجه و نالۀ فاميل، دوستان و اقاربش، انتظار آوردن جنازۀ وى را از شفاخانه ميکشيدند.

قدسيه که ٢١ بهار زندگى خود را سپرى کرده بود، در حملۀ انتحارى ديروز در کابل کشته شد.

دراين حمله که در سرک دارالامان در مقابل ليسۀ حبيبيه و نزديک پوهنتون خصوصى کاتب صورت گرفت، سه تن به شمول قدسيه جان باخت و ٣٢ تن به شمول شکريه بارکزى عضو ولسى جرگه جراحت برداشت.

قدسيه محصل سال سوم پوهنځى روانشناسى پوهنتون کاتب در يک خانواده متوسط با دو برادر، دو خواهر و مادر و پدرش که يک دکان کوچک دارد، زندگى ميکرد.

عمۀ اين محصل درحاليکه موهايش رابا انگشتانش مى کند، ميگفت: “برادرزاده ام دل خوش از زندگى نداشت، او جوان نامراد هروخت ميگفت: “مه زياد خوش دارم از اى ملک برايم، اى ملک جاى زندگى نيست، اينجه کل ما جنازه هاى روان استيم؛ ما کشته ميشويم.”

خبرنگار آژانس خبرى پژواک، ده دقيقه قبل از آوردن جنازه قدسيه وارد خانه شان شده بود؛ جايى که صدها مرد وجوان وهمسايه ها  درکوچه و ده ها دختر و زن شامل خويشاوندان وهمصنفى هاواستادان در خانه، انتظار آوردن جسد سوختۀ اين محصل را داشتند.

لحظه اى که تابوت گلگون اين دختر جوان را وارد محوطه حويلى کردند، گويى قيامت برپا شد و همه ضجه و فرياد را سردادند.

ام البنين، دوست و همصنفى پوهنتون قُدسيه، درحاليکه زار زار ميگريست، ميگفت که قدسيه دوم نمره صنف بود؛ هر وقت ميگفت يک آرزو دارد که خود و فاميلش را از اين کشور بيرون کند.

وى افزود که قدسيه ميگفت صبح وقتى از خانه بيرون ميشوى، ديگر اطمينانت از زندگى سلب ميشود که آيا تا شب دوباره به خانه بازخواهى گشت يانه؟

بۀ گفتۀ ام البنين، قدسيه هميشه از زندگى رنج ميبرد و ازغربت و بيچارگى که دامنگير آنها بود؛ شاکى بود.

سوسن همصنفى مدرسه قُدسيه که در سيمايش حالت پريشانى به وضاحت تصوير شده بود و در مقابل دروازه مدرسه “حاجى خالق صادق” در ساحۀ کارتۀ سه شهر کابل ايستاده بود، گفت باوجودى که قدسيه چند روز ميشد به مدرسه آمده بود، ١٠ سپاره قرآن را حفط کرده بود.

وى افزود که قدسيه، يک استعداد خارق العاده داشت و قرار بود درچند روز آينده، همه قرآن پاک را حفظ کند.

محمد انور پدر اين محصل با سر وريش سفيد؛ درحاليکه ماماى قدسيه بازوهاى او را محکم گرفته و اشک در چشمانش خشکيده بود؛ گفت: “ازاى دولت چه خاطره خوش داريم که همراه تان مصاحبه کنم، دخترم رفت چه به درد ميخورد مصاحبه… “

اين پدر داغديده علاوه کرد که هيچکس در فکر غريب نيست و در فکر چوکى و منصب هستند، آنها در موترهاى زره ميگردند و افراد غريب و بيچاره قربانى حملات انفجارى و انتحارى ميشوند.

وى با سيماى نگران کننده، چهار طرفش را نگاه کرده گفت که ميخواست که تمام اولادهايش تحصيل يافته شوند، تا به مملکت خدمت کنند؛ امااينک مرگ دختر جوانش کمرش را شکست.

مسيح الله ١٨ ساله برادر قدسيه  با چشمان سرخ شده و سراسيمه، در حاليکه بالاى جنازه خواهرش زار زار ميگريست، گفت که خواهرش ديروز ساعت ١٠ کشته شد؛ اما جسدش را ساعت ٦ شام از شفاخانه وزير اکبر خان يافتند.

وى شاکى بود که کسى براى انتقال جنازه، يک موتر نميداد و آنها با استفاده از موتر تکسى، جنازه را به خانه انتقال دادند.

هدايت الله ماماى قدسيه گفت:  “يگانه گله ما از دولت همين است؛ در اين راهى که وکلاى پارلمان رفت و آمد دارند، بايد چند نفر را موظف ميساختند.”

وى ادامه داد که اگر يکى از وکلازخمى است، ده نفر طرف شفاخانه ميروند و يکنفر از مسوولين دولتى به دلجويى آنها نيامده اند.

در ساحه اى که حمله انتحارى رُخ داده ده ها دکان، خانه، رستورانت، نانوايى و ليسه حبيبيه خساره برداشته است.

دريک حويلى که در مقابل آن حمله انتحارى صورت گرفت، يک موتر تخريب شده، شيشه هاى خانه  شکسته و موبل و فرنيچر همه اتاق ها، شکسته و ريخته بودند.

وحيد وارسته که خود را مالک اين خانه معرفى کرد؛ گفت که خانم برادر و برادر زاده اش توسط شيشه زخم برداشته و خانواده همه به جاى ديگر انتقال داده شده و ميليون ها افغانى به آنها خساره رسيده است.

وى درحاليکه آه گرمى از سينه اش بدر کرد، گفت:  اين خساره مارا کى  ميپردازد، گناه ما در اين حادثه چه بودکه بايد همه داروندار خود را از دست بدهيم؟”

فردين که پيشانى اش پلاستر شده و در رستورانت “نان و نمک” مصروف جمع کردن شيشه ها بود،  گفت هر کس که اين کارهارا ميکند، به مردم بيگناه و بيچاره ضررميرساند و تيربه هدف نميخورد.

اين پسر جوان که پايش نيز در اثر اصابت شيشه زخم برداشته است، افزود: “ما از رئيس جمهور ميخواهيم که در تامين امنيت کوشش کند. در اين ملک هميشه قتل و کشتن جريان دارد. ما از اين دولت يک اميدى داشتيم؛ اما فکر ميکنم نميتوانند کار کند.”

رييس جمهور اشرف غنى، اين حملۀ انتحارى موتربم را به حيث يک عمل تروريستى  شديداً محکوم کرده و به مسوولان امنیتی دستور داده که چگونگی وقوع حمله را، مورد تحقیق و بررسی جدی قرار دهند.

مسووليت اين حمله را تا حال کسى به دوش نگرفته است.