کابل (پژواک،٢٤حمل٩٤): "هرچند تیاتر، مظهرهمدلی و برادری بوده و با آوردن لبخند برلب های مردم، به تمام ناهنجاری هاى جامعه انگشت انتقاد ميگذارد؛ اما اين هنر ديرينه در کشور باچالش هاى امنيتى مواجه است."
يکى ازاين حوادث تکاندهنده، حملۀ انتحارى يک نوجوان بودکه دراثناى اجراى نمايشنامه اى تحت عنوان "تپش قلب و سکوت بعد از انفجار" در مرکز فرهنگى فرانسه در ليسه استقلال کابل رخ داد .
دراين حملۀ انتحارى که شام ٢٠ قوس سال١٣٩٣ صورت گرفت، يک تبعۀ خارجى وزبيرحاتمى خبرنگار تلويزيون ميترا، جان باخت و٢٠ تن به شمول تعدادى از فرهنگيان زخم برداشت.
شمس الدين" يوسفزى" آمرنمايشات رياست تياترملى افغانستان ميگويد که قبل ازاين رويداد، آنها نمايشات تياتررا در سالون ها، مکاتب وادارت دولتى اجرا مى کردند؛ اما رويداد ليسۀ استقلال، برنمايشات آنها اثرمنفى گذاشته وزمينه براى اجراى چنين نمايشات تاکنون مساعد نشده است.
وى ازتیاتربه عنوان مظهر همدلی وبرادری نام بُرده، مى افزايد که هرچند تیاتر مظهرهمدلی و برادری بوده با آوردن لبخند بر لب های مردم، با زیبایی بر تمام ناهنجاری هاى جامعه انگشت انتقاد ميگذارد؛ اما اين هنر نيزدر کشورما با چالش هاى امنيتى مواجه است .
يوسفزى به آژانس خبرى پژواک گفت براى اينکه تماشاچى تشنه تياتر به پاى سالون هاى تياترکشيده شود، بارها به وزارت اطلاعات وفرهنگ پيشنهادنمودند که زمينۀ اجراى نمايشات را فراهم نمايد؛ اما اين وزارت، لازم نديده وميگويد که حملۀ انتحارى ليسه استقلال براى آنها انتباه شده است.
آمرنمايشات رياست تياترملى افغانستان، ازحکومت خواست که درقسمت تامين امنيت هنرمندان توجه جدى کند تاآنها بتوانند نمايشات تياتررا درفضاى باز اجرا نموده واين هنر ديرينه را زنده نگهدارند.
وى افزود که هرگاه اين هنردرستيژهاى آزاد به نمايش گذاشته شود وهمه مردم بگونه آزاد از آن ديدن نمايند، ميتواند بگونۀ مستقيم تاثيرات انتباهى بر بيننده داشته باشد.
يوسفزى افزود: "هم اکنون درهیچ یک از ولایات کشور، یک سالون مصوون برای اجرای نمایش وجود ندارد."
تياتر نوعى ازنمايشات هنرى راگويند که هنرپيشه در آن، احوال جامعه را درمقابل تماشاچيان بدون سانسور منعکس و تمثيل مى کند.
تياتر به شکل ابتدايى آن، به حيث يک وسيلۀ طنز و تفريح در مراسم ويژۀ خوشى، در فرهنگ بومى مردم افغانستان سابقۀ ديرينه دارد؛ اما تياتر به حيث وسيلۀ اصلاح اجتماعى و نقد جريانات حاکم بر جامعه، به شکل رسمى در زمان امير امان الله خان شکل گرفته است.
يوسفزى گفت که تياتريک هنرحقيقى است نه تصنعى که ميتواند خواننده را به گونه حقيقى بخنداند وهم بگرياند.
وى علاوه کرد که درجنگهاى خانمانسوزى که افغانستان دربيش ازسه دهه با آن مواجه بود، هنرها بخصوص تياتر، نشيب وفراز زيادی ديده است. درزمان طالبان تياتر صدمه بزرگى ديد؛ تعميرکابل نندارى آتش گرفت وکاملاً از بين رفت وهنرمندان درهرگوشه و کناردنيا پراکنده شدند.
اما يوسفزى افزود که با آنهم دست اندرکاران تياتر، دست زيرالاشه ننشستند.
آمرنمايشات رياست تياترملى افغانستان گفت: "اسال گذشته درحدود ٤٠ نمايش داشتيم که هم به تلويزيون ملى داديم تا از طريق تلويزيون به نمايش گذاشته شود وهم از طريق ستيژ آنها را به نمايش گذاشتيم ."
موضوعات عمده نمايشات شانرا مسايل گرم روز، قهرمانى ها ورشادت هاى مردم، مسايلى که جنبه هاى مواد مخدر داشته باشد، حقوق زن و حقوق کودک تشکيل ميدهد .
وى افزود که سال گذشته، ده ها هنرمند ازولایات فراه، بغلان، ننگرهار، بغلان، هرات، باميان، کندهار، خوست وبلخ درهشتمین جشنواره تیاتردرکابل شرکت کردند و طی سه روز هنرنمایی نمودند.
يوسفزى تاکيد کرد که دراین جشنواره، نمایشنامه های "هنرمند بى کفن، د گلونو ښاپيرى، فساد ادارى، تضاد، نيمه رخ ديگر، ځانمرگى، کيفر، دلاوران، ریيس جمهور، شيرى که نمی توانست بنويسد، نوربندک مه خواستگارى ميرود، کاليگولا، خشونت تا رهايى، تنهای گم شده وخرس" اجرا شد که مورد استقبال تماشاچيان قرار گرفت.
آمرنمايشات رياست تياترملى افغانستان علاوه کرد که آنها براى احياى مجدد هنرتياتر درکشور، اولین بارتوجه یونان راجلب کردند، ناروی وگويته انستيتيوت آلمان تاهنوز باآنها درعرصههای تخنیکی، وسایل و تجهیزات و تدوير ورکشاپهای آموزشی همکاربوده است.
موصوف ابرازاميدوارى نمود که با روى کار شدن حکومت وحدت ملى، بتوانند پلان هايى را که در پيشرو دارند به منصه اجرا قرار داده و تماشاچى تشنه خودرابه پاى تياتربکشانند.
منبع دررابطه با وضعيت اقتصادى هنرمندان گفت که بدون شک زيربناى يک جامعه را اقتصادش ميسازد؛ ولو اين اقتصاد براى هنرمند، براى مردم عادى يا براى هرکى که باشد خيلى اثرگذار است .
وى افزود: "هنرمندان ما در مجموع خيلى بيچاره استند، هيچ مدرک ديگرهم ندارند و پنجهزارمعاش کفايت شان را نميکند؛ اما چون عشق به مسلک خود دارند، صادقانه همينجا آمده عرق ميريزند و کارميکنند؛ باورکنيد نان چاشت شان هم بالاى شان تاوان است."
يوسفزى علاوه کرد که اگرهنرمند آرام نباشد، مشکل اقتصادى، بى خانگى، مريضى وتشويش داشته باشد، باعث ميشود که خلاقيت وپشتکار درست نداشته و کارش به کُندى کشيده شود.
ويس الدين حکيمى يکى از ممثلين تياتر ملى نيز گفت که هنرمندان تياتر ماهانه چهارتاپنجهزار افغانی معاش در یافت می کنند؛ اما به دلیل عملی نشدن برنامه اصلاحات اداری در این بخش، سطح کنونی معاش افزایش نیافته و آنان با مشکلات زیادی مواجه اند.
وی با بیان هشت سال سابقه خود دراین عرصه، از شیوه رسیدگی به نیازمندی های اداری هنرمندان نیز انتقاد کرده، گفت: "اگر پيشنهاد شودکه يک بادپکه کار است، در وقت بخارى(فصل سرما) براى شان داده می شود و اگر يک بخارى بخواهند، دروقت بادپکه(فصل گرما) براى شان داده می شود. "
براساس معلومات يوسفزى، تشکيل تياترملى هم اکنون به ٤٦ تن به شمول ٢٦ محصل پوهنځى هنرهاى زيباى پوهنتون کابل ميرسد که ٧٥ درصد آنها مسلکى و٢٥ درصد ديگررا جوانانى تشکيل ميدهد که علاقمند اند وافتخارى ميخواهند درتياتر کارکنند، صرف در بدل کارشان ماهانه ١٥٠٠ افغانى حق الزحمه داده ميشود.
وى هنرتياتررا نسبت به سينما ترجيح داده، به اين باوراست که تياتر، هنرزنده است، با تماشاچى زنده و با روح و روان زنده سر و کاردارد.
آمرنمايشات رياست تياترملى افغانستان گفت: "هنرسينما بيشتر تصنعى وکمپيوترى است؛ اماتياتر چنين نيست، تماشاچى مارا احساس ميکند؛ اگرنمايشنامه تراژيد باشد، از تۀ دل گريه ميکند و هرگاه کميدى باشد؛ از تۀ دل ميخندد ."
وى اظهار تاسف کردکه اگر مسايل امنيتى نباشد، تشويش و دلهره وجود نداشته باشد وتماشاچى به تماشاى صحنه تياتر درفضاى باز کشيده شود؛ به هنرسينما آنقدر کسى فکر نخواهد کرد.
يوسفزى افزود که درچند سال اخير نمايشات تياتر را درولايات باميان، بلخ و تخاراجرا نموده وآنقدر مورد تشويق قرار گرفته که ازحد تصور بالابوده، به دليل اينکه امکانات ماهواره و تلويزيون درآنجا اندک است.
درگذشته مردان و زنان در بخش تياتر کشور نقش برازنده داشتند که به عبدالقيوم بيسد لقب پدر تياتر افغانستان داده شده است و مى توان از حاجى کامران، حکيم اطرافى، ف فضلى، ف عبادى و قادر فرُخ به حيث ممثلين ورزيده و با سابقۀ تياتر نام بُرد.
تاريخچۀ تياتر، حکايت از آن دارد که تياتر در افغانستان در سده سیزدهم سنت تمثیل؛ یکی از پرطرفدارترین شیوه های نمایش افغانی در دربار بود.
تياتر به شکل امروزی، همزمان با استقلال افغانستان به ویژه در شهرهاى کابل و هرات، زمینه های شکل گیری و تکمیل خود را طی کرد. بسیاری از مورخان فرهنگ افغانستان، "صلاح الدین سلجوقی" را که در هرات زاده شده است، بنیانگذار تياتر در هرات و کابل می خوانند.
از پیشگامان هنر نمایش در افغانستان، می توان "عبدالغفور برشنا" کارگردان و نمایشنامه نویس معروف را نام برد.
اعضاYou need to subscribe to view the full article. Please login or register a new account.










