پلخمرى(پژواک، ٢٣حوت٩٤): بازماندگان انفجار فابريکۀ قند بغلان که بيش از ١٨٠ کشته و مجروح برجا گذاشت، از بى توجهى دولت انتقاد نموده ميگويند که با گذشت هشت سال، هنوزهم زندگى مشقت بار دارند و برخى اطفال از تکاليف روحى و فلج رنج مى برند.
در رويداد ١٥ عقرب سال١٣٨٦که نزديک فابريکۀ قند ولسوالى بغلان مرکزى ولايت بغلان صورت گرفت، ٨٠ تن به شمول شش عضو کميسيون اقتصاد ملى ولسى جرگه، کشته شدند.
در جمع کشته شدگان، سيد مصطفى کاظمى رئيس کميسيون اقتصاد ملى ولسى جرگه، حدود٦٠ شاگرد مکتب و پنج معلم نيز شامل بودند.
دراين واقعۀ خونين، بيش از يکصد تن ديگر جراحت برداشتند که بيشتر آنها را شاگردان مکتب تشکيل ميداد.
اين رويدادکه نخست انفجاروبعداً حملۀ انتحارى خوانده شد، هنگامى رُخ دادکه هيئت ولسى جرگه از فابريکۀ قند دیدن مینمود و تعدادزيادى مردم به شمول شاگردان مکتب براى استقبال هيئت در دوطرف سرک صف بسته بودند.
به گفتۀ شاهدان عينى، پس ازانفجار، برخى ازشاگردان وافرادمُلکى ديگر براثر وارخطايى و فيرمحافظان مسوولان دولتى و اعضاى ولسى جرگه نيز جان باختند و مجروح گرديدند.
مردم ساحۀ فابريکۀ قند، باوجود گذشت هشت سال ميگويند که هنوزهم صداى انفجار وفيرها درگوش هاى شان طنين انداز است و غم واندوه جگرگوشه هاى شان را فراموش نکرده اند.
اسدالله ٦٠ ساله يکى ازبازماندگان قربانيان اين سانحه است که سه پسرجوان خود رادراين واقعۀ دردناک و تکاندهنده ازدست داده است.
وى به آژانس خبرى پژواک گفت: "چهارفرزند داشتم که سه تن شان را درحمله انتحاری سرک فابريکۀ قند ویک فرزند بزرگم را دوسال بعد ازآن، ازدست دادم که از دست دادن فرزندانم کمرم را خم کرده، توان راه رفتن را از من گرفته و دیگر هیچ امیدى برای زندگی کردن ندارم. "
اين پدرداغديده که اکنون در فابریکه قند بغلان صنعتی ماهانه دربدل شش هزار افغانى کارمیکند، درخانه اى زندگى ميکند که از طرف شرکت قند برایش داده شده؛ اما در و دروازۀ آن قديمى وديوارهاى آن نمناک وشاريده است.
در داخل خانه، یک فرش فرسودۀ ایرانی و چند دوشک وبالش وتعدادى ازظروف کهنه به چشم ميخورد.
پسر بزرگش، نقیب الله وديگران احمد وصال متعلم صنف دوازدهم، حشمت الله متعلم صنف دهم و احمد سیر متعلم صنف هشتم بودند.
وى که اشک چشمانش به علت گريۀ زياد خشک شده بود، گفت: "نقیب الله جان بچه کلانم که بعد از کشته شدن سه برادرش، من و مادرش را بسیار دلداری میداد و درتمامی کارهای خانه مراکمک میکرد و یگانه امیدما بود، سه سال قبل به صفوف پولیس ملی پيوست وبعد از یکسال که به رخصتی آمده بود، طالبان وى رادر بغلان مرکزی گرفته و به قتل رسانيدند."
اسدالله افزود که مرگ نقیب الله، غم ديگرى بود که باور کردنش غیرممکن بود وازآن روز وى توان کار کردن را ازدست داده ومادرش همه روزه گریه و ناله میکند وگليم خوشى ازخانۀ شان جمع شده است.
اين پدر داغ ديده افزود: "من آن وقت ها رافراموش نمیتوانم که نقیب الله جان ، وصال جان و حشمت جان وسیرجان، شام که میشد هر کدام یک چیز را گرفته به خانه مى آمدند، برای من و مادرشان سلام میدادند و بعد از خوردن غذا هر کدام مصروف خواندن درس های شان میشدند وتمامی خانه از لطف ومهربانی شان لذت میبُرد. "
وى گفت که ناگهان، طوفانى به نام حمله انتحارى آمد وتمامی امید های آنها را با خاک يکسان نمود واکنون تنها پسرش ناصر شش ساله، يگانه اميد زندگى شان است.
حمیرا خانم اسدالله که درحويلى کوچک در زیردرخت بيد نشسته ودر فکر فرورفته بود، با دیدن خبرنگار پژواک حیران شده چادرش را به صورت کشید وگفت که کشته شدن چهار فرزند، داغ هميشگى به دل آنها گذاشته است.
وى که به مشکل حاضر به مصاحبه شد؛ درحالیکه اشک درچشمانش حلقه زده ، بُغض گلویش را گرفته وجرئت داخل شدن به خانه را که تصاویر چهار فرزندش درديوارنصب بود، نداشت، چشم هایش را بسته کرده، گفت: "اگر شما چهار فرزند تان را که جوان، با ادب، مهربان وچراغ خانه تان باشند، به یکبارگی ازدست بدهید، آيا توان راه رفتن وسخن گفتن برای تان میماند؟"
اين مادرماتم زده افزود که درخانه اى که عکس فرزندانش است داخل شده نمیتواند، هرزمانی که جگرگوشه هايش به يادش مى آيد، آسمان بر سرش تاریک میشودوازهوش ميرود.
حميراگفت: "مه ازدولت قاتلان پسرانمه ميخايم، مگرتاحالى معلوم نيس که درحملۀ انتحارى کشته شدن يا درانفجار؟ وکى اين ظلمه سر ما مردم کد؟"
بعد ازچند دقیقه اى که گريه و ناراحتی اسدالله وحمیرا فرو نشست، از آنها پرسيده شد که دولت با شما چه کمکى نموده است؟ آنها گفتند که دولت تا جايی کمک کرده و تاجای نکرده، در اوایل حادثه، یکمقدار پول نقد برای شان داد و وى (اسدالله) را به بیت الله شریف فرستاد؛ اما اين مساعدت ها دوام نکرد.
وى گفت: "دولت در آن زمان برای ما وعده نموده بود که برای خانواده های شهداء کارت داده میشود که ماهانه براى شان معاش تاديه گردد، مگر با جودیکه بيش ازهشت سال میگذرد، تاحال برای ما ماهوار چیزى داده نمیشود، من پیر و ناتوان شدم، دیگر توان کار کردن را ندارم و دولت آنها را فراموش کرده است. "
در رويداد ١٥عقرب تعدادى ازاطفال به تکاليف روانى وعصبى مصاب شده اند که تاحال ازآن رنج مى برند.
محمد نسیم ٥٠ ساله باشنده فابریکه قند گفت که پسرش رفيق الله ١٢ سال داشت و متعلم صنف پنجم مکتب بود که بعدازانفجار، دو مرمی بر سرش اصابت کرد ومجروح شد، یکسال تحت تداوی بود، بعد کمی خوب شد؛ اما تاکنون پسرش بصورت درست خوب نشده، یکبار حمله عصبی بالایش می آيد و بیهوش میشود وکار کرده نمیتواند، تمامی خانواده همیشه به فکر وی بوده و هرطرفى که میرود یک نفر حتمی با او میرود که کدام مشکل برایش پیش نشود.
وى علاوه کرد که اگر چه دولت در تداوی پسرش کمک کرد، ولى این کمک به اندازه اى نبود که پسرش صحتیاب شود، حالا رفيق الله جوان شده و با ديدنش رنج مى برند و از تداوى اش خود را عاجز ميدانند.
محمد نسيم با عصبانيت گفت: "در روز های اول حادثه، بسیار مقامات دولتی به فابریکه آمدند و وعده های زیاد برای ما دادند ، مگر به وعده های شان وفا نکردند، آنان گفته بودند که به خانواده های قربانيان ماهوار کمک میکنند؛ اماتاکنون اسناد ورثه قربانيان تهيه نگرديده، با آنکه نماینده ما مردم هر روز آن را پيگيرى ميکند، مگر دولت بی توجه است."
وى علاوه نمود که مقامات دولتی گفته بودند که عاملان انفجار و کسانی را که در این حادثه فیرکرده اند، مجازات میکنند و چهره آنان را برای مردم افشا مى نمايند؛ اما تاحال دولت قاتل فرزندان آنها را نشناخته است، چه رسد به اينکه آنها دستگير ومجازات کند.
رويداد١٥ عقرب، باعث فلج شدن برخى از اعضاى اطفال نيزگرديده است.
شمس الدین ٢٢ ساله که از ناحیه سر وصورت زخم برداشته بود، حالا دستانش مى لرزد ودهنش کج ميشود ودرست راه رفته نمیتواند.
وى خود را کشان کشان نزد خبرنگارپژواک رسانيد و درحالیکه گپ زدن برایش مشکل بود و نمیتوانست که ايستاده شود، گفت: "خبرنگارصاحب! مرا مى بينى، يکى از قربانيان انفجار فابريکه قند هستم. برادرم جاوید که کوچکترازمن بود درانفجار تکه تکه شد وداغ وى براى هميش به دل پدر پیرم مانده، پدرم توان کارکردن را ندارد و نیاز به کمک داریم."
محمد داوود پدر شمس الدین که درمقابل یک دکان، موچيگرى ميکند گفت که روزانه يکصد تا دوصد افغانی کار میکند؛ اما اين پول نفقۀ پسر، دو دختر وخانمش را تامين کرده نمى تواندو اکثر روز ها و شبها را با شکم گرسنه سپری مى نمايند.
وى علاوه نمود که دولت برای خانواده های کشته شدگان، دوصد هزار افغانی پول نقد و برای زخمی ها ١٥٠ هزار افغانی و یک یک نمره زمین کمک کرد؛ اما وى توان ساخت خانه در یک نمره زمینى را که در منطقه چهل جریبۀ بغلان مرکزى به وى داده شده است، نداردو اگر دولت کمک نکند، هرگز خانه آباد کرده نمى تواند.
خلیل "نرمگوی" داکتر بخش جراحی شفاخانه بغلان مرکزی ویکتن از شاهدان عینى رويداد١٥ عقرب گفت: "زمانیکه هیئت ولسى جرگه داخل فابریکه قند شد، شاگردان مکاتب به پذیرايی آنان در کنار سرک ايستاده بودند، مصطفی کاظمی وديگران از موتر های شان پایين شدند و با شاگردان احوالپرسی نموده وبه طرف شرکت قند روان شدیم، من در فاصله ده تا بيست متری شان قرار داشتم که ناگهان انفجار شد وبعد از انفجار، ده ها مرمى فيرگرديد."
اين عضو شبکه نهادهای مدنی بغلان ميگويد که آمر و معاون حوزه امنيتى فابریکۀ قند و یک نفر دیگر بعد ازانفجار، با فير مرمی هاى متفرقه، کشته شدند و چهار تن دیگر زخم برداشتند و خودش يک مرمی را از پای یکی از شاگردان به اسم فرید بیرون کرده و آن را به ضراراحمد مقبل وزیر داخلۀ وقت، داد.
نرمگوى علاوه نمود که رويداد فابریکه قند، از خطرناکترین رويدادها درکشوربود که بیشتر مردم ملکی را قربانى گرفت؛ اما دولت در گرفتاری و مجازات عاملان آن کوتاهی کرده و تا کنون به ملت هیچ نوع معلوماتى پيرامون پيگيرى اين قضيه نداده است.
به ادعاى وى، برخى مقام هاى محلى، قوماندانان واعضاى شوراى ولايتى، ازتوزيع نمرات زمين به بازماندگان قربانيان اين حادثه، سودبردند و نه تنها که مکتب فابریکه قند که دراين رويداد تخريب شده، بازسازى نگرديده، بلکه ميز وچوکى هم ندارد.
تمامی صنف های آن مخروبه بوده ودر ودیوار مکتب، قابل دیدن نیست و شاگردان چهارده صنف در بیرون در فضای باز، روى زمين درس ميخوانند. اين مکتب حدود دوهزارشاگرد دارد.
عبدالقادر"رسولی" سرپرست ریاست معارف ولایت بغلان، مشکلات دراين مکتب را تاييد کرد وگفت چند ماهى ميشودکه دراين سمت کار ميکند ومشکلات را به مقام هاى وزارت معارف مطرح نموده؛ اما تا کنون کدام هدایت خاص به دست نیاورده اند.
شکریه "عیسی خیل"نماینده مردم بغلان درولسى جرگه که در رويداد١٥ عقرب ازناحیه هردوپا زخم برداشته بود، گفت: "زمانیکه زخمی شدم، به یکی ازشفاخانه های کابل منتقل گرديدم و وقتى که به هوش آمدم، اول از وضیعت زخمی های حادثه پرسان کردم، بعداً در تماس با مسوولين، آخرین تلاش های خود را به خرج دادم که تمامی زخمی ها باید به وقت وزمان آن تداوی شوند. "
اما وى افزود که يکتعداد اطفالى که دراين رويدادزخم برداشته وشمارى ازمادرانى که فرزندان شان را ازدست داده اند، مصاب به تکالیف روحی وعصبی گرديده اند.
خانم عيسى خيل گفت که درحمله انتحاری فابریکه قندبغلان، مردم به شدت آسیب دیدند وعلاوه برآن لازم بود که فابريکۀ قند بغلان تاحال به شکل اساسی بازسازی و فعال میشد و برای مردم زمینه کار مساعد ميگرديد، ولى دولت دراين عرصه نيز بى توجه بوده است.
اين عضوولسى جرگه افزود که درموردترتیب اسنادبرای قربانيان اين رويداد، کارهايی صورت گرفته، ولى وزارت کاروامور اجتماعی تاکنون برای بازماندگان قربانيان، کدام امتیاز و حقوق پرداخت نمیکند .
درجلسات عمومى شوراى ملى همه ساله در١٥ عقرب، قضيۀ رويداد فابريکۀ قند بغلان بررسى گرديده و آنها خواهان پيگيرى اين قضيه شده اند؛ اما تاحال اين قضيه درابهام باقى مانده است.
درکنار آن، طالبان مسلح که دولت آنها را مسوول اين رويداد خوانده، مسووليت آن را به دوش نگرفته اند.
اما مقام هاى وزارت امور داخله ميگويند که اقدامات وتحقيقاتى را درهمان زمان انجام داده وتعدادى از افراد را درپيوند به انفجار فابريکۀ قند بغلان دستگير نمودند.
درگذشته صدیق صدیقی سخنگوی اين وزارت، به پژواک گفته بود پولیس ملی که عملاً درگیرجنگ با تروریزم بوده، دسیسه های متعددی را کشف نموده که عاملان آن دربازداشت نهادهای عدلی به سرمی برند.
وى افزوده بود: "ما توطئه های زیاد طالبان مسلح و شبکۀ حقانی را که به هدف از بین بردن مقامات حکومتی، شخصیت های ملی وحتی متنفذین طرح ریزی شده بود، کشف کردیم و مجرمین، هم اکنون درعقب میله های زندان هستند."
گفتنى است که پانزدهم عقرب، بعد ازبحث و مخالفت برخى نمايندگان ولسى جرگه، در نشست ٢٢ ميزان سال ١٣٩١، به نام "روز وحدت ملى و شهادت نمايندگان منتخب مردم"، درج تقويم کشور شده است.
اعضاYou need to subscribe to view the full article. Please login or register a new account.










