رفتن به محتوا
شنبه ۳۱ اکتوبر ۲۰۲۶ · کابل ۱:۱۳ ق.ظ
دربارۀ ماتماس با ماورود
۹° — وضعیت هوا در همه ولایات
ابری · ↑۱۹° ↓۷°
کیفیت هوا: متوسط
اعضا

سيف الرحمن: “مرگ دخترانم قامتم را خم کرد”

· ۳ دقیقه مطالعه · ۱۰۶ بازدید

 محمود راقى(پژواک،٢٦ حمل ٩٥): معلم سيف الرحمن باشندۀ ولسوالى تگاب ولايت کاپيسا مى گويد در جنگها دو دخترش کشته شد و غم آنها را هرگز فراموش نه خواهد کرد.

معلم سيف الرحمن که ٥٥ سال عمر دارد، باشندۀ منطقۀ ملايان ولسوالى تگاب مى باشد، ١٢ دختر دارد، اما مى گويد که خداوند "ج" تاکنون برايش پسر اعطا نه کرده است.

نامبرده در مصاحبه اختصاصى با آژانس خبرى پژواک گفت که در تگاب مردم عادى کشته مى شوند و آنها قربانى جنگهاى مخالفين مسلح و نيروهاى دولتى اند.

موصوف افزود:" مردم عادى در منازل و خارج از منازل خود کشته مى شوند."

 قرارگفتۀ موصوف، مخالفين مسلح از منازل اهالى منطقه بر نيروهاى امنيتى فير مى کنند و سپس نيروهاى دولتى قريه را هدف تيراندازى قرار مى دهد که در جنگهاى آنها مردم عادى متضرر مى شوند.

سيف الرحمن مى گويد:" صبح يکروز در منطقه جنگ آغاز گرديد، خانم ام به خانۀ پدرش رفته بود و من درخانه بودم، به کرات براى دخترانم گفتم که امروز وضعيت ناگوار است، از منزل خارج نه شويد، درگيرى از منزل ما دور بود، من براى يک کار ضرورى به بازار رفتم."

به گفتۀ موصوف، جنگ ساعت ١٠ روز شدت گرفت، آنها به تعقيب مادرشان به خانۀ ماما خود حرکت کرده بودند،زمانيکه نزديک دريا رسيده بودند، مرمى راکت به هردو دخترم که بين سنين ٨- ١٠ سال بودند اصابت کرد و هردو پارچه پارچه شده بود.

 موصوف علاوه کرد:" من ازطريق تيليفون اطلاع يافتم، بلادرنگ به خانه خود را رساندم، ديدم که هر دو دخترم در خون غلتيده بودند، موى هاى شان با خون چسپيده بود، ديگر از حال رفتم."

اين معلم مى گويد، مادرش از کشته شدن دختران خود بى خبر بود، خواهران ديگر با مادر خود رفته بودند، آنها نيز خبر نه بودند، درگيرى هنگام ديگر فروکش شد، اطمينان اندک آرامى دست داد و چند تن نيز پيدا شدند، در قبرستان قريه قبرحفر کردند، هنگام عصر مادرش نيز خبر شد و شام هنگام آنها را دفن کردند.

موصوف مى گويد :" من همرايم مى گفتم، باکى نيست اگر پسر ندارم، اما جوان استم کارکرده مى توانم، مرگ دو دخترم کمر را شکست، موهايم را سفيد کرد، اکنون از زندگى لذت نه مى برم، اگر عيد باشد و يا روزهاى ديگرى خوشى، اما من هردو دخترم را فراموش کرده نه مى توانم."

 به گفتۀ موصوف، زمانيکه در چپرکت دراز مى کشد، خوابش نه مى برد، از بستر برميخيزد و دردها در قلبش پديدار مى شود، چنين فکر مى کند که گويا قلبش مى کفد.

سيف الرحمن مى افزايد، چند روز پيش يک دست و پايش از کار افتيدند، اما بعد از تداوى زياد اکنون کمى بهبود يافته است.

نامبرده گفت، بعد از رويداد متذکره، دولت صرف اين قدر کمک کرد که وى را به اداى فريضۀ حج فرستاد، اما وى علاوه مى نمايد:" اگر تمام دنيا به کس داده شود، مرگ فرزندان خود را فراموش کرده نه مى تواند."

 نامبرده مى گويد، خداوند جنگها را از کشور دور کند، تا هموطنان در فضاى صلح آميز زندگى کند و کشور به سوى ترقى حرکت نمايد.

سيف الرحمن گفت، بسا اوقات درجنگ هاى بين نيروهاى دولتى و مخالفين مسلح افراد عادى قربانى مى شود، وى از طرف هاى درگير مى خواهد تا به مصوونيت افراد ملکى توجه نمايد.

اعضا

You need to subscribe to view the full article. Please login or register a new account.

خبرهای مرتبط

همه امنیت و جرايم