ترينکوت (پژواک، ٧ اسد ٩٥): برادر بزرگ احمد اميد خپلواک خبرنگار کشته شده پژواک و باشنده ارزگان مى گويد که کشته شدن يگانه برادرش همه خوشى زندگى اش را از وى گرفت.
احمداميد خپلواک که به عنوان خبرنگار با آژانس خبرى پژواک کار می کرد، پنج سال پيش در اثر حملۀ گروهى مخالفين مسلح بر ساختمان راديو تلويزيون ملى اين ولايت، در جريان عمليات از سوى نيروهاى خارجى کشته شد.
جاويد خپلواک برادر بزرگ اميد خپلواک امروز در پنجمين سالروز قتل وی در مصاحبه با آژانس خبرى پژواک گفت که صدای احمد اميد هنوز در گوش هايش طنين انداز است و هر روز با دیگر اعضاى ديگر خانواده درمورد خاطره هاى وى صحبت مى کند.
وی افزود:" اميد از من دو سال کوچکتر بود از دوران طفوليت تا شهادت وى ما منحيث رفيق، دوست و مشاور خوب باهم زندگى مى کرديم."
به گفته جاوید، در اين رويداد نه تنها برادرش را از دست داد، بلکه خوشى هميشگى از زندگى آنان رخت بسته است.
وی در مورد این رویداد گفت که در جريان حمله بر ساختمان راديو تلويزيون ملى، اميد خپلواک نيز در این ساختمان حضور داشت، زيرا در آن جا نیز کار می کرد.
برادر امید گفت که بعد از حمله تلاش کردند تا با اميد تماس برقرار نمايند، اما موبايل وى مصروف بود و پاسخ نمی داد. وی افزود بعداً از موبايل پيام دريافت کردم:" اگر من کشته شدم برايم دعا کنيد."
جاوید گفت که بعد از حصول پيام دوباره کوشش کرد تا تماس برقرار شود، اما موفق به تماس گرفتن نشد.
برادر بزرگ امید خپلواک گفت می خواست خود را زودتر به محل رويداد برساند، اما شهر سيماى نظامى به خود گرفته بود واز هر طرف که برای رفتن تلاش می کرد هدف تيراندازى قرار مى گرفت.
جاوید افزود :" بالاخره به کمربند پوليس که نزديک محل رويداد بود خود را رساندم و از آنها طالب کمک شدم، نيروهاى ناتو وارد محل رويداد شده بودند و هیچ کسی اجازه نزديک شدن به محل رويداد را نمى دادند."
وی خاطر نشان کرد که تلاش نمود تا با برادرش بار ديگر تماس برقرار نمايد و جوياى احوال وى شود، اما موبايل را نمی گرفت.
جاويد گفت:" روز بد، اوقات بدی دارد، چيزى که برمن گذشت، هرگز فراموش کرده نمى توانم، از هرکسی کمک طلب مى کردم؛ از نيروهاى خارجى مستقر در منطقه نيز خواهان کمک شدم و به آنها گفتم که خواستار نجات برادرم هستم، اما اجازه ندادند."
نامبرده افزود بعد از ختم درگيرى وارد ساختمان شد و برادرش را در تشناب ساختمان درحالى که کارت خبرنگارى به دستش بود، کشته یافت.
جاويد درحاليکه اشک از چشمانش جارى بود، گفت:" اميد را در آغوشم گرفتم، اما جان داده بود، بعد از آن از حال رفتم."
به گفته ویف مسؤليت کشته شدن برادرش را کسى به عهده نگرفت و همه جناح هاى درگير پيام ارسال کردند که در قتل وى دخيل نيستند.
وى گفت:" در چند ثانيه مرمى ها از بدنش خارج شده بود، تا علايم آن باقى نماند، اما من در ديوار سرگلولۀ مرمى ها را يافتم که بعد از خارج شدن از بدن وى بر ديوار اصابت کرده بود."
به گفتۀ جاويد خپلواک، سرگلوله هاى اين مرمى ها را به مراجع مختلف برد تا مشخص شود که برادرش در تيراندازى کدام گروه کشته شده است.
وی گفت:" در فرجام بعد از ٤٠ روز از شهادت اميد، امريکايى ها پذيرفتند که امید توسط آنها کشته شده است."
به گفتۀ جاوید، احمد اميد تازه ازدواج کرده بود و یک دختر سه ماهه از وى ماند که اکنون پنج ساله است.
وى مى گويد که بعد از کشته شدن برادرش خوشى هاى از خانواده وى رفت.
به گفتۀ جاويد، بعد از کشته شدن جاويد مادرش چندبار به وضعيت کوما رفت، خواهر بزرگش دچار تکليف عصبى شد و همه اعضاى خانواده اش با مشکل مذکور مواجه شده اند.
وی تصریح کرد که اميد به عنوان پسر بزرگ خانواده، عصاى دست خانواده بود، و با اجراى وظيفه همه اقلام مورد ضرورت خانه را تامین می کرد و ضمن برادری، به او مشورت می داد و یا جویای مشورت می شد.
جاويد گفت، اميد قصد داشت تا تحصيلات عالى را خود را پیش ببرد، با خانواده اش زندگى مرفه داشته باشد،اما مرگ وى همه آروزهایش را با خاک يکسان کرد.
به گفتۀ وى، در جنگهاى چند دهه اخير تعدادى زيادی اعضاى خانواده اش کشته شده و قبرستان از اعضاى خانواده وى پر است.
جاويد خپلواک افزود که اکنون از زندگى مايوس شده است، طى پنج سال گذشته سه عضو خانواد ه اش را از دست داده است حتی چند ماه پيش پدرش نيز در يک حملۀ چريکى کشته شد و مادرش بعد از آن کشته شد.
جاويد خپلواک گفت که پسرکلانش هشت سال دارد، اما وى سرپرست دختر پنج ساله اميد و هشت زن ديگر خانواده اش است.
به گفتۀ وى،در جنگ هاى جارى درکشور خانوادۀ وى کاملاً تباه شده است و خودش نيز چند بار زخمى شده است.
اما جاويد خاطر نشان کرد که وی نیز آماده است جانش را بخاطر استقرار صلح وثبات درکشور فدا کند.
اعضاYou need to subscribe to view the full article. Please login or register a new account.










