کابل(پژواک، اول حوت ٩٥): به اساس اظهارات منابع و صداى ثبت شده، شمارى قابله ها در شفاخانۀ رحمان مينۀ کابل از مريضان پول مى گيرند ويک مقداراين پول به جيب شخصى ميرفت که اکنون دوباره به حيث آمراين شفاخانه تعيين شده است.
همچنان برخى منابع مى گويند که مشکلات از چندين سال به اين طرف در اين شفاخانه وجود دارد و با آن که چندين آمر شفاخانه تبديل شده، هنوز هم پا بر جا است. برخى آنها از تجويز دوا و معاينات اضافى از سوى داکتران اين شفاخانه حکايت دارند تا مريضان به معاينه خانه و دواخانه هايى شخصى کارکنان اين شفاخانه درنزديکى شفاخانه مراجعه کنند.
يک تن از آمرين پيشين اين شفاخانه تاييد مى کند که در گذشته نيز فساد مالى و بى نظمى ها در اين شفاخانه وجود داشت و اين مشکل سبب استعفاى او از آمريت شفاخانه شده است.
وزيرصحت عامه، داکترمحمد کامران بشرى (کسى که دوباره به حيث آمر اين شفاخانه تعيين شده) و فريده سرقابله اين شفاخانه سخنان ثبت شده و ادعاهايى که بشرى در فساد و گرفتن پول دست دارد، در حالى رد مى کنند که رييس صحت عامه ولايت کابل مى گويد که از شکايت مردم از بشرى و کليپ يادشده در جريان است، اما مجبور است که امر وزير در مورد تقررى دوباره کامران بشرى به حيث آمر شفاخانه را بپذيرد.
شکايت از فساد در شفاخانه
شفاخانۀ ناحيوى رحمان مينۀ شهر کابل يک شفاخانۀ دولتى است و بايد خدمات به شکل رايگان ارايه کند. در کمتر از يک سال سه بار آمرين اين شفاخانه تبديل شده است، اما هنوز هم شکايت ها از وجود فساد در اين شفاخانه وجود دارد.
به اساس معلومات منابع مختلف، داکتر فقيرمحمد فقير حدود هفت سال به حيث آمر اين شفاخانه کار کرد، اما به گفتۀ خودش در ماه ثور سال روان به دليل فسادى که در اين مرکز صحى وجود داشت، از وظيفه استعفى داد.
وزارت صحت عامه بعد از استعفاى فقير، داکتر محمدکامران بشرى را که در آن زمان به حيث رييس صحت محيطى وزارت صحت عامه کار مى کرد به حيث سرپرست اين شفاخانه معرفى کرد و تا ماه سرطان در اين سمت باقى ماند.
بعد از اين داکتر سيدجان حسن آمر صحت عامه ولسوالى سروبى کابل به اساس مکتوب شماره (١٤٣٢٠١) مورخ ٢٠ سرطان سال روان مديريت استخدام کدرهاى عالى آمريت استخدام و تعیينات رياست عمومى منابع بشرى وزارت صحت عامه به صفت آمر اين شفاخانه مقرر شده است.
در مکتوب مورخ ٢١ سرطان سال روان که از سوى رياست صحت عامه کابل عنوانى شفاخانۀ يادشده ارسال شده و کاپى آن در اختيار آژانس خبرى پژواک قرار گرفته، آمده است:«ریاست عمومی منابع بشرى: با در نظرداشت شکايت و اعتراض کتلوى اهالى و وکلاى ناحيۀ هشتم از سرپرست شفاخانۀ ناحيوى رحمان مينه [کامران بشرى]عجالتاً به خاطر بهبود امور تامين موثريت و عرضه خدمات بهتر و بيشتر به مردم آن ساحه محترم داکتر سيدجان حسن آمر صحت عامۀ ولسوالى سروبى حسب لزوم ديد مطابق مادۀ هفتم مقررۀ امور ذاتى کارکنان خدمات ملکى به صفت آمر شفاخانۀ ناحيوى رحمان مينه طور خدمتى معرفى و اعزام گرديد.»
اما کامران بشرى مى گويد که از سوى وزارت صحت عامه به تاريخ ١٢ دلو سال روان دوباره درعوض داکتر سيدجان حسن به حيث آمر اين شفاخانه معرفى شده است.
برخى باشنده هاى محل از معرفى دوباره کامران بشرى به اين شفاخانه کتباً به وزارت صحت عامه شکايت نموده و در قسمتی از این درخواستی که کاپى آن به پژواک رسيده، نوشته اند:«موضوع به مقام محترم احتراماً عرض شد تا جلو ورود دوباره نامبرده را به منظور استمرار اعمال و حرکات غيراخلاقى و غيرقانونى نامبرده به اين شفاخانه گرفته، اين شفاخانه را از احتمال وقوع مشکلات ناشى از تبديلى وى حمايت نموده ممنون سازيد.»
ملک عبدالاحمد باشندۀ محل و يک تن از کسانى که درخواستى يادشده را امضا نموده، مى گويد که قابله هاى این شفاخانه از هر زنى که ولادت مى کند، يک هزار تا ۱۵۰۰ افغانى مى گيرند.
او گفت که از سال هاى پيش اين مشکل در اين شفاخانه وجود دارد و بر علاوه آن در اين شفاخانه بى نظمى زياد است و مريضان را از طرف شب نمى پذيرند، زيرا اکثر شب ها داکتر نوکريوال داخله در شفاخانه نمى باشد.
او مى گويد که مردم محل در کنار مشکلات ديگر به دليلى از مقررى دوباره کامران بشرى شکايت نموده که بشرى مى خواست به اتاق هاى ولادت برود.
همچنان نورحسن یک تن دیگر از باشنده های این محل می گوید:« ما از خاطری شكايت كردیم که خبر شدیم که این آدم می خواست به اتاق ولادت برود، این بی ناموسی را هیچ کس قبول نداره.»
هر دو منبع يادشده در اين مورد سند و شواهدى که اين ادعاى آنها را ثابت سازد ارايه نکرد و گفتند که در اين مورد از حاجى رحمت الله نماينده محل شنيده اند.
حاجى رحمت الله که قبلا به صفت فارمسست در اين شفاخانه کار مى کرد و خود را نماينده مردم محل معرفى مى کند، مدعى است که مردم محل و کارمندان اين شفاخانه به دليلى در اين شفاخانه از کامران بشرى شکايت نموده که قابله ها از مريضان ولادى پول مى گرفتند و بشرى از قابله ها پول مى گرفت.
موصوف افزود:«يک کار بى شرمانه ديگرى که [بشرى] کرده بود اين بود که مى گفت مه در بخش ولادى مى روم، ولادت را ياد مى گيرم؛ مه خودم برعلاوه اين که فارمسست بودم، نماينده مردم محل خود هم هستم، چندين بار همرايش برخورد کردم و گفتم که نبايد در اتاق ولادت برود.»
رحمت الله، مى گويد که صداى ثبت شده وجود دارد که سر قابله اين شفاخانه بنام فريده با کامران بشرى در مورد گرفتن پول صحبت کرده است. او مى گويد که اين صدا زمانى ثبت شده که بشرى سرپرست اين شفاخانه بود.
در اين کليپ صوتى که در اختيار پژواک قرار گرفته، خانمى که گفته مى شود فريده است و با کامران بشرى صحبت مى کند، مى گويد که با قابله ها در مورد پول صحبت کرده، اما برخى قابله ها به خصوص یک تن آنها سروصدا می کنند.
اما شخصى که صداى او ثبت شده و گفته مى شود که کامران بشرى است به او مى گويد:«باور کو که اگر به گريان بر مه همين جا ايستاد نشد، زارى نکرد و پاى مره نگرفت.»
فريده مشهور به بى بى حاجى در این کلیپ مى گويد: « قابله شهلا باز آمد و گفت بى بى حاجى تو براى آمر بگو که ماهوار ما پنج هزار براى تو مى دهيم، ده هزار داده نمى توانيم و تو خپ و چپ براى آمر صاحب که ٢٠ هزار ميشه، بتى، مه گفتم که دخترا اگر شما اين قدر سر و صدا کنين بد است به حيثيت ما بر مى خورد، يگانه کسى که سر و صدا نمى کنه مه استم، چيزى که کار مى کنم خدا را شاهد و واحد ديده سر پيسه گکش مى مانم.»
به گفته فريده يکى از قابله ها بنام فرزانه که زياد سر و صدا مى کند، به وى گفته است، نمى داند که از اين کارها (گرفتن پول) وزارت و رياست خبر دارد يا خير؟ اما بشرى در جواب مى گويد که اگر بى بى حاجى (فريده) بخواهد وى به او قابله يى که سروصدا مى کند، زنگ مى زند. فريده در جواب مى گويد: « نى آمر صاحب وقتى که مه پايان شدم برايش زنگ بزن و بگو برايش که اين لازم نيست که اين کار ها را مى کنى.»
اما فریده در جاى ديگر مى گويد، فرزانه نيز ديروز حاضر شده است که ماهوار پنج هزار افغانى مى دهد، اما بشرى گفته است:«مه همى سلسله را ختم کردم، نى حالى اعتماد مه بالاى فرزانه خلاص شده است.»
اين خانم می افزاید:«مه ديروز فرزانه را گفتم که همى پنج هزار روپيه چه معنا داره، همى سر و صدا چه معنا داره، خير است يک چيزى تو بکو، خير است همى همکارى را خود ما بکنيم که امر صاحب در وزارت، رياست، در کل جاى از ما دفاع مى کنه.»
سرقابله فريده صداى خود را آهسته مى سازد و مى گويد:«اينه آمر صاحب سه هزار را او روز دادم و ششصد درجيبم است که شهلا داده براى شما بدهم.»
قابله شهلا که در این شفاخانه کار مى کند به آژانس خبرى پژواک که تا حال به فريده و آمر شفاخانه پول نداده است، اما مى افزايد: «از ما پول تقاضا نشده، معاش مه شش هزار افغانى است چى از او بتم. ما از مريضان پول نمى گيريم اما امر صاحب به ما گفته شيرينى را که کسى مى ماند، بگيريد اما با مريضا دعوا نکنيد.»
اين در حالى است به اساس ماده دو صدو پنجاه و چهارم قانون جزاى افغانستان هر موظف خدمات عامه که به مقصد اجراء یا امتناع و یا اخلال وظیفه ای که به آن مکلف باشد به اسم خود یا شخص دیگری پول نقد، مال یا منفعتی را طلب نماید یا از شخص وعدۀ آن را گیرد و یا بخششی را قبول کند، رشوت گیرنده شمرده می شود.
يک تن از قابله هاى شفاخانه رحمان مينه که نخواست نامش در گزارش ذکر شود، گفت :« اين بار که [ کامران بشرى] آمده خو از ما پول نخواسته، او بارى ديگه که سرپرست تعيين شده بود، خودش به شکل مستقيم از ما پول نخواسته بود و قابله فريده آمد و مى گفت که هر کدام تان در ماه پنج هزار پول بتين که به آمر صاحب مى دهم و از ما به زور مى گرفت، نمى فامم که به آمر مى داد و خودش مى گرفت»
او در مورد اين که قابله هاى شفاخانه از مريضان پول مى گيرند يا خير؟ گفت:« مه خودم هيچ وقت از مريضان پول تقاضا نکرديم و نمى کنم، اگر کسى خودش به خوشى خود شرينى گويا داده آن را رد نکرديم.»
سرقابله فريده در کليپ يادشده مى گويد:«همى قابله ها همى دخترها دست خوده يکى کرده، اسناد ساختگى تيار کردن، پشت سر مه دسيسه ها جور کردن تا وزارت رفته اند، گفته اند که قابله فريده پول مى گيره و مريض را قيد مى کند، درحالى که از وزارت آمدن تفتيش کردن، ديدند که هيچ چيزى نيست، مه از همى قابله ها هيچ خاطره خوش ندارم، سر شان کار مى کنم ولى همراه شان راز و نياز ندارم، بسيار مردم هاى رسوا، مطلب آشنا و بدون معاشرت هستند، مه شکر يک پشتوانه قوى دارم، سابق نمى ترسيدند حالى از مه مى ترسند.»
همچنان او گفته است:« مه که آمدم در اين شفاخانه ١٨٠ واقعه ولادى را به ٣٦١ واقعه رساندم، مريضانى مى آيند که غريب هستند، کسى ميته درست ميته، کسى نميته، مه مريضه از پشت گردن حلال نمى کنم، خودش به خواهش خود مى ماند، اگر مه چنه بزنم به الله جانان قسم، باز مه در اين منطقه زياد شناخت دارم.»
او در جایی دیگر مى گويد:« آمر صاحب بچه گکم نيم درجن جنسنگ براى شما گرفته، در خانه است، باز صبح براى تان مى آورم.» آمر در جواب مى گويد:«مرا خجالت ميتى» و فريده مى گويد:«نى پروا ندارد، تبريکى است.»
باز این خانم گفته است: «فاطمه گک هم او تحفه گک را براى تان داده مه چم که رنگش خوش تان مى آيد يانى؟» بشری از خانم تشکری می کند و مى گويد: «خوشم آمده است، برگ سبز تحفه درويش، باز مه جبرانش مى کنم.»
رد ادعاها
اعضاYou need to subscribe to view the full article. Please login or register a new account.










