زبان

طفل معلول: خدا کند صلح شود تا داکتر شوم و به مردم خدمت کنم

توسط يوسف ظريفي

مارس 3, 2020 - 12:09 ب.ظ

Views: 85

جلال آباد (پژواک، ۱۳ حوت ۹۸): شفیق الله کودک ۱۴ ساله که در یک انفجار، هر دو پایش قطع و چندین عضو دیگر خانوادۀ او معلول شده اند، آرزو دارد که با تامین صلح در کشور، داکتر شود و مصدر خدمت به هموطنان زجرکشیدۀ خود گردد.

 شفیق الله که باشندۀ اصلی ولسوالی خوگیانی ولایت ننگرهار است، به دلیل جنگ و ناامنی­های زیاد، هشت سال پیش محل آبایی زندگی اش را ترک کرد و همراه با خانواده اش در قریه فتح آباد ولسوالی سرخرود این ولایت مسکن گزین شد؛ اما نمی فهمید که شعله های جنگ، تمام کشور او را فرا گرفته و سرخرود محلی است که در آنجا برای ابد از نعمت پا هایش محروم می شود.

او درحالیکه با مشکل به کمک دو عصا راه می رود، از حویلی که در آن زندگی می کند، بیرون شد و پس از آن که به کمک دیگران کنار دیواری زیر آفتاب نشست، در گفتگو با آژانس خبری پژواک، داستان غم انگیز زندگی اش را چنین آغاز کرد: «دو سال قبل با هم­سالان خود با سرگلوله بازی می­کردم که ناگهان انفجار شد...»

شفیق الله لحظاتی مکث کرد و در حالیکه گریه گلویش را می­فشرد، ادامه داده، گفت: «ما نمی فهمیدیم که این مرمی است، آن را به نزدیکی خانه آورده و با آن بازی می کردیم که ناگهان يک صدا کرد و دیگر از خود خبر نشدیم، زمانی­ که به هوش آمدم در شفاخانه بستر بودیم. کاش صلح می بود و این چنین نمی شد.»

او در حالیکه می گفت بیان این خاطرۀ تلخ، زنده گی اش او را رنج می دهد و دردهایش را تازه می کند، گفت که در این رویداد برعلاوۀ وی، شش کودک خانواده اش (سه کاکا، دو دختر کاکا و یک پسر خالۀ او) به گونه يى زخمی شدند که برخی آنها دست و شماری هم یک و یا دو پاى شان را از دست دادند.

به گفتۀ او دو کودک؛ شامل یک خواهر و یک دختر کاکای او در انفجار جان باختند و همسر کاکای او که حین انفجار در نزدیکی محل رویداد مصروف کار بود، نیز کشته شد.

شفیق الله گفت که اگر صلح می­بود چنین نمی­شد؛ زیرا گلوله اى که انفجار او سبب مشقت همیشگی زندگی او و خانوادۀ او شده است، از طرف های درگیر جنگ (نیروهای دولتی و طالبان) به جا مانده بود؛ زیرا شبی که فردای آن این رویداد رخ داد، در همین منطقه میان دو طرف یادشده جنگ جریان داشت.

او در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود، به پاهای قطع شده خود اشاره کرد و افزود: «اگر صلح می بود و جنگ نمی بود، مه به این حال نمی رسیدم، خانوادۀ ما این چنین درد بزرگ را نمی دید، خدا کند صلح بیاید تا خانواده های دیگر، مانند خانوادۀ ما دچار چنین مصیبت بزرگ نشوند.»

شفیق الله از اینکه توافقنامۀ صلح میان طالبان و ایالات متحدۀ امریکا امضا شده و خشونت های جنگی کاهش پیدا کرده است، خرسند است؛ ختم جنگ را پایان شب تاریک و آمدن صلح را مانند طلوع آفتاب دانسته و گفت: «خدا کند که آفتاب صلح در کشور ما برآید.»

وی که اعضای خانواده و پاهایش را از داست داده است گفت از اینکه نمی تواند دیگر هم­بازی کودکان هم­سن خود باشد، رنج می برد؛  اما افزود که همت خود را از دست نداده است و به دروس شان در صنف هفتم مکتب ادامه می دهد.

به گفتۀ او، یک تاجر منطقه یک معلم را توظیف کرده است و همه روزه به وی و سایر اطفال معلول این خانواده در منزل آنها درس های مکتب را تدریس می کند و در روز امتحان، به همکاری اعضای دیگر خانواده به مکتب می روند و امتحان می دهند.

شفیق الله آرزو دارد که داکتر شود و به هموطنان خود به خصوص کسانی که مانند او در جنگ معلول شده اند خدمت کند؛ اما به گفته وى، به این آرزویش زمانی رسیده می تواند که صلح در کشور تامین شود و خصومت های موجود میان هموطنانش پایان یابد.  

login or register a new account.