زبان

آیا حساب کاربری در سایت پژواک ندارید؟

برای اشتراک اینجا کلیک کنید.

کودک یتیم: اگر جنگ نمى بود، پدرم کشته نمى شد و ما بى سرپرست نمى شديم

24 Jan 2021 - 16:22
24 Jan 2021 - 16:22

زرنج (پژواک، ۵ دلو٩٩): کودک ١٢ سالۀ نيمروزى که هر روزه از بام تا شام در زباله هاى جاده ها به دنبال چیزهاى با ارزشی می گردد، آرزو دارد که بخاطر فرداى روشن چون همسالانش مکتب برود، فضاى صلح را که در قصه هاى بزرگانش شنيده، به چشم سر ببيند و ترس کشته شدن از جنگ که هرلحظه او را مى رنجاند، براى هميشه از بين برود.
این کودک، حميدالله باشندۀ منطقه بلوارصلح شهرزرنج ولایت نیمروز مى باشد که نسبت مشکلات اقتصادى، صبح هر روز بورى تکه يى را روى شانه انداخته و دنبال جمع آورى پارچه هاى آهن، پلاستيک و کاغذ از انبار کثافات در کوچه هاى شهر مى باشد.
خبرنگار آژانس خبرى پژواک، زمانى با اين کودک صحبت کرد که بالاى انبارکثافات ايستاده بود ودنبال پيدا کردن شيئى بود که با فروش آن چند افغان به دست بياورد.
حميدالله که با دستان کوچکش کثافات را ته وبالا ميکرد به خبرنگارپژواک گفت: «پدرم در جنگ کشته شده، مادرم مريض است، يک برادرم شاگرد خياط است و مه از بين همى اشغالى ها (نان قاق، قوطى پيپسى، پارچه هاى کاغذ و يگان چيزهاى ديگه) که جمع مى کنم و سر کبالى ها مى فروشم.»
او افزود که روزانه ٥٠ تا ٧٠ افغانى از فروش چيزى هايى که از ميان کثافات به دست مى آورد، عايد دارد و هرشام آنرا نان خشک خريده به خانه مى برد.
حميد الله که پدرش منسوب پوليس ملى بوده و دو سال قبل در جنگ با طالبان کشته شده است، اکنون با مادر، دو برادر و يک خواهرش در يک خانۀ کرايى زندگى مى کنند.
با توجه به اينکه کودکان بيشتراز همه ازسردى فصل زمستان متاثرمى شوند و بايد لباس هاى گرم بپوشند؛ اما برخلاف، حميدالله پيراهن و تنبان خيلى نازک ودرعين حال کهنه به تن داشت.
او که از شدت سردى هوا دستان آلوده اش، رنگ سرخ را به خود گرفته بود، گفت: «از بين همين کثافات چيزهايى براى گرم کردن خانۀ ما هم جمع مى کنم، تکه، پلاستيک، کاغذ و يگان چيزهايى ديگه را مى برم به خانه و در بخارى ميسوزانيم.»
اين کودک که مانند ساير کودکان آرزو داشته تا درس بخواند، تفريح کند، لباس خوب بپوشد و زندگى مرفه داشته باشد؛ اما پس از کشته شدن پدرش، تمام اين آرزوهايش ناممکن شده و اکنون يگانه خوشى او به دست آوردن پول براى خريدن چند قرص نان خشک مى باشد.
هرچند که حميدالله ١٢ بهار زندگى خود را پشت سرگذرانده؛ اما رنج روزگار او را کماکان به پختگى رسانيده وگاهگاهى به فرداى تاريک زندگى اش نيز فکرمى کند وتلاش دارد راهى را پيش گيرد تا آينده روشن داشته باشد.
اين کودک محروم ازنعمت تعليم، درعين حاليکه با خبرنگار پژواک مصروف صحبت بود، به چند تن از اطفالى که بکس به شانه داشتند و راهى مکتب بودند، نگاهى حسرت آميزى کرد و تا آندم آنان را تعقيب کرد که به داخل مکتب رفتند.
حميدالله درپاسخ به اينکه علاقه دارد مثل ديگر کودکان، مکتب برود و درس بخواند، گفت: «چرا نى، پدرم مره که مکتب شامل کرد، گفت تو بايد يک پيلوت لايق شوى که درهوا پرواز کنى، ازش پرسان کردم که پيلوتى چيست، گفت کسى که طياره را به آسمان بلند مى کند.»
او افزود که مادرش نيزعلاقمند است تا او، برادرش ويگانه خواهرش درس بخوانند؛ اما مشکل روزگار سبب شده تا مادرش به اين آرزویش نرسد.
به گفتۀ وى تازمانى که پدرش زنده بود، زندگى خوش داشتند، او و برادر ١٤ ساله اش، مجبور نبودند که کار کنند، درس ميخواندند و براى آينده بهتر شان کوشش مى کردند؛ اما پس از کشته شدن پدر، مجبور شدند که براى پيشبرد زندگى، مکتب را ترک و کار کنند.
حميدالله، يگانه عامل بدبختى خانواده اش را کشته شدن پدرش درجنگ دانسته و گفت: «اگر جنگ نمى بود، پدرم کشته نمى شد و ما بى سرپرست نمى شديم.»
ازاين کودک متولد شده درعصرجنگ، پرسيديم که ازصلح چه ميداند وعلاقمند است به جاى جنگ درکشور صلح بيايد؟ با الفاظ کودکانه اش پاسخ داد: (مادرم به ما گفته که صلح خوب است وجنگ نه، که پدرت را کشتند، ايکاش صلح را به چشم سر ببينم.)
حميدالله درادامه صحبت هاى کودکانه اش افزود که هيچگاهى با همسالانش جنگ نکرده و اگر ديگران با هم جنگ نمايند، او مى رنجد وتلاش ميکند که مانع شان شود.
اين کودک يتيم خطاب به کسانى که جنگ مى کنند گفت که نبايد مثل او کودکان بى پدرشوند.
از حميدالله که صلح در روياهايش موجود است وتاهنوز لذت آنرا نچشيده، پرسيده شد که اگر صلح بيايد، چه آرزويى به دل دارى تا برآورده شود؟ گفت: “مى خواهم ديگربالاى اين کثافات گشت وگذار نکنم ومثل ديگر کودکان، با دستان پاک به مکتب بروم.”
به اين کودک اميدوار به صلح گفته شد که اميدوارى براى تامين صلح زياد است وقرار است دولت افغانستان با طالبان که سالهاى زياد جنگ داشتند، با هم صلح کنند؛ آيا ازاين کارشان استقبال مى کنى؟ درحاليکه به يکبارگى درچهره او شادمانى ديده شد، با لبخند کودکانه گفت بلى، و ادامه داد: «صلح کنن، براى مه و ديگه بچه هايى که مثل مه بى پدر استن، دربدر و بيچاره استن، يک زندگى آرام بسازن.»
اين پسر١٢ساله نيمروزى، وعده سپرد که هرگاه مسئولان محلى زرنج، زمينه بهترتعليم را به او و برادر وخواهرش مساعد کنند، حاضر اند مکتب بروند و با همين وضعيت خراب اقتصادى، يگانه آرزوى پدر ومادر شانرا برآورده سازند.
حميدالله از مسئولان محلى شهرزرنج خواست: “براى کودکانى يتيم، زمينۀ درس و تعليم را فراهم کنيد؛ تا که از نعمت سواد محروم نمانند.”
مادرحميد الله که از ذکر نامش در گزارش و ظاهر شدنش در مقابل کمره خود دارى کرد، در صحبتى با پژواک، از آيندۀ نا معلوم و صحت حميدالله که روزانه مصروف جمع آورى کثافات است، اظهار نگرانى کرد.
وی با نگرانى گفت که شوهرش در دفاع از کشور کشته شد؛ اما حکومت از يتيم هايش بى خبر بوده و به مشکلات آنان رسيدگى نمى کند.
موصوف از وضعيت خراب اقتصادى خانواده حکايت کرد و افزود: «روزهایی را با گرسنگی سپری کرديم، حتی نان خشکی نداشتيم تا به فرزندانم بدهم، از نهايت مجبوريت و بيچاره گى حميدالله و رحيم الله را مجبور به کار کرديم، از اينکه به مکتب رفته نمى توانند بسيار زياد رنج مى برم.»
اين مادر رنج ديده، يگانه التيام درد هاى خود وتمامى مادران بيوه وکودکان يتيم را درآمدن صلح سراسرى درافغانستان دانست.
مادرحميدالله، درحاليکه به آينده کودکان اين سرزمين نگران است؛ اما درعين حال اظهار اميدوارى مى کند که گفتگوهاى صلح ميان دولت وطالبان به نتيجه مثبت برسد.
وى بعنوان يک مادر رنجديده و يک زن درد کشيده، از طرفين درگير جنگ در کشورخواست که ديگر بر زخم هاى هزاران مادر، خواهر وکودک اين کشور ملهم بگذارند.

بازدیدها: 180

تماس با ما

ارسال گزارش

آژانس خبری پژواک علاقمند است تا گزارش های شما را نشر کند. در صورت تمایل با کلیک کردن بر روی این لینک با ما تماس بگیرید.

اپلیکیشن موبایل پژواک

اپلیکیشن پژواک را بر روی تلفن هوشمند خود نصب کنید تا آخرین خبرهای ما را دریافت کنید. بیشتر