کابل (پژواک، ۳۱ حمل ۱۴۰۵): مونس نظری، زنی که پس از سالها مهاجرت به کشور برگشته، میگوید که با حمایت و همکاری همسرش یک کسبوکار تازهای، چون طرح و دیزاین نکاحخانه و لوازم مربوط آن را راهاندازی کردهاست.
این زوج با کار مشترک، نهتنها برای خانوادهشان منبع عاید ایجاد کردهاند، بلکه در ترویج یک فرهنگ نو و ایجاد فرصتهای کاری در داخل خانه نیز سهم گرفتهاند.
در این گزارش برنامۀ «آیینهٔ زن» پژواک، مونس نظری خانمی که پس از سالها مهاجرت و تجربۀ زندهگی در خارج از کشور، با تکیه بر تجربههای کاریاش در ایران، در کابل یک کسبوکار نوآورانه در زمینۀ طراحی و برگزاری «دسترخوان نکاح» ایجاد کرده و اکنون در کنار خانوادهاش، برای ترویج یک رسم متفاوت و ایجاد زمینۀ اشتغال در داخل خانه فعالیت میکند، به معرفی گرفته شدهاست.
مونس نظری باشندهٔ اصلی منطقهٔ عاشقان و عارفان کابل است. او که هنوز ۵ سال عمر داشت، با خانوادهاش به ایران مهاجر شد و تحصیلات خود را در رشتهٔ تعلیم و تربیه به پایان رسانیده و مدت ۱۳ سال تجربهٔ تدریس را نیز دارد.
وی گفت: «زمانی که پنج ساله بودم، مهاجر شدیم، ۲۲ سال در ایران زندهگی کردم، همانجا ازدواج کردم، دیپلوم خود را نیز در همانجا گرفتم، بعد دوباره به کابل برگشتیم.»
خانم نظری گفت که چهار سال پیش بهدلیل بیکاری و مشکلات اقتصادی، بار دیگر همراه با خانوادهاش به ایران مهاجرت کرد و پس از گذشت این مدت، بهتازهگی به کشور بازگشتند.
او که میگفت، پس از بازگشت به کشور، برای تامین مصارف خانوادهٔ شان به فکر کاری بود، افزود: «دوست داشتم کاری را شروع کنم که در خانه باشد؛ چون در واقعیت ۱۳ سال از خانواده و فرزندانم دور بودم؛ یعنی بیرون از خانه کار میکردم.»
موصوف در مورد شکلگیری ایدهاش چنین میگوید که در ایران در بخش تزئین محل نکاح و تهیۀ وسایل مورد نیاز برای مراسمهایی چون شیرینیخوری و عروسی فعالیت داشت. به همین دلیل، تصمیم گرفت در منزل خود مکانی را به نام «دسترخوان نکاح» ایجاد کند، تا زوجها بتوانند مراسم نکاحشان را در فضایی ویژه برگزار کرده و آن را به خاطرهای ماندگار تبدیل کنند.
اتاقی کوچک، اما آراسته با انواع گلهای مصنوعی، وسایل تزئینی چون شمعدانی، آئینه، گلدانها و میز تزئینشده با قرآنکریم، سجاده و انواع شیرینیها، توجه هر بینندهای را به خود جلب میکند.
خانم نظری در مورد محتویات دسترخوان نکاح توضیح میدهد: «در این دسترخوان قرآنکریم قرار دارد که حافظ زندهگی زوجها است. آئینه و شمعدان نشانۀ پاکی و صداقت است، چهارمغز و بادام نماد ثروت، گندم و برنج نشانۀ روزی، عسل نشانۀ شیرینکامی، جاینماز نشانه تقوا و ایمان و شمعها نماد روشنایی زندهگی مشترک میباشند.»
وی میگوید: «ما همه اعضای خانواده از صفر شروع کردیم و با همکاری یکدیگر، الحمدالله توانستیم تا این حد پیش بیاییم و زندهگیمان را دوباره بسازیم، از همان ابتدا همسرم از لحاظ کاری و مالی از من حمایت کرد و فرزندانم نیز همواره در کنارم بودند.»
او گفت که این سهولت را فراهم کردهاند تا مردم بتوانند از فضای خانۀشان استفاده کنند و امکان پذیرایی از ۵۰ تا ۶۰ مهمان نیز وجود دارد. به گفتهٔ او، در صورت درخواست میتوانند دسترخوان نکاح را به خانه یا تالار مشتریان برده و آن را آماده سازند.
موصوف میافزاید: «در کنار سفرۀ نکاح، تحفههایی برای مناسبتهای مختلف مانند شیرینیخوری، تولد طفل، شب خینه و حتا تحفههای حجاج نیز آماده میکنیم. برخی از اینها را خودمان تهیه میکنیم و برخی دیگر را از ایران میآوریم.»
اکنون که چهار ماه از ایجاد این مکان میگذرد، خانم نظری میگوید که تاکنون مراسم سفرهٔ عقد نکاح دو زوج در این محل برگزار شده است.
او در مورد چشمانداز کارش گفت: «کوشش ما این است که این فرهنگ در میان مردم ما جا بیافتد. همچنان آرزو دارم این مکان را گسترش بدهیم و آن را به یک باغتالار تبدیل کنیم، ما یک باغ داریم و انشاءالله بهزودی آن را آماده میکنیم تا زوجهای جوان بتوانند در فضای سبز آنجا عکس و فلمهایشان را تهیه کنند.»
وی در پایان طی پیامی به سایر زنان افغان، میگوید: «به خانمهای عزیز کشورم میگویم که هیچ کاری نشد ندارد. درسته که شرایط اقتصادی سخت است، اما هر کسی میتواند از تواناییهای خود استفاده کند و برای خودش کاری ایجاد کند. خواستن توانستن است.»
امانالله نظری، همسر مونس نظری، نیز با تایید سخنان همسرش گفت: «زنان افغانستان از نظر فکر و توانایی ظرفیت بالای کارآفرینی دارند و باید مانند همسرم اقدام کنند و ابتکارات خود را داشته باشند.»
وی از این ابتکار همسرش خرسند است و میگوید: «با توجه به شرایط کاری در افغانستان، مدتی نتوانستیم مصروف کار شویم؛ یک دوره مشغول خیاطی بودیم و یک مدت هم بیکار بودیم، اما زمانیکه همسرم این کار را شروع کرد، ما نیز او را تشویق کردیم؛ چون به نظر ما یک کار خوب و قابل رشد بود.»
او که در برخی بخشهای کاری، مانند خرید وسایل که بیشتر مردان در آن رفتوآمد دارند، با خانمش همکاری میکند، افزود که در بخشهایی مانند بستهبندی و کارهای نسبتاً سنگینتر نیز تلاش دارد سهم خود را ادا کند تا کارهای خانواده بهخوبی پیش برود.
فاطمه نظری، دختر این زوج که از رشتۀ کمپیوترساینس پوهنتون کابل فارغ شدهاست، میگوید که پس از بازگشت دوباره به کشور و با توجه به تغییرات بهوجود آمده، موفق به پیدا کردن کار در رشتهاش نشده؛ اما با وجود این شرایط، امید خود را از دست نداده و در کنار خانوادهاش ماندهاست.
او میگوید که در کنار مادرش در این کار همکاری را آغاز کرده؛ کاری که به گفتهٔ او، یک ایدهٔ جدید بودهاست.
وی گفت: «بیشترین علاقهمندی من در قسمت تولید محتوا، عکاسی و فلمبرداری است و اینکه چگونه محصولاتمان را به مشتری معرفی کنیم، این بخش تا حدی با رشتهام نیز مرتبط است.»
فاطمه نظری که نیز مانند مادرش دختران و زنان کشور را تشویق میکند تا از استعدادهای شان استفاده کنند، افزود: «خداوند بزرگ، برای همۀ ما ذهن خلاق داده که باید از آن استفاده کنیم؛ وقتی میتوانیم کاری را انجام بدهیم، چرا دریغ کنیم؟ هر ایدهای که به ذهنتان میرسد، همان لحظه آن را عملی کنید.»