کابل (پژواک، ۲۹ سرطان ۱۴۰۵): در یک ساختمان کوچک با سقف چوبی و دیوارهای فرسوده در منطقۀ چهلدختران شهر کابل، بیش از ۱۰۰ کودک همهروزه گردهم میآیند تا آموزش ببینند؛ مرکزی که توسط یک دختر ۱۹ ساله و با همکاری آموزگاران داوطلب اداره میشود.
آژانس خبری پژواک اینبار در برنامهٔ «آینهٔ زن»، داستان دختری را بازتاب میدهد که پس از توقف آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، با وجود محدودیتها، دو سال آموزش خود را بهصورت آنلاین ادامه داد و در کنار آن توانست برای کودکان محروم در منطقۀ خود یک مرکز آموزشی ایجاد کند.

سمیرا احمدی، باشندهٔ کوه چهلدختران از مربوطات ناحیۀ سیزدهم شهر کابل میگوید: «بعد از آنکه مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم بسته شد، توانستم دو سال باقیمانده از درسهایم را به صورت آنلاین ادامه بدهم و امسال نیز توانستم یک بورسیه از یک کالج کانادایی دریافت کنم و در حال حاضر مصروف درس خواندن به شکل آنلاین هستم.»
انگیزۀ ایجاد مرکز آموزشی
سمیرا میگوید که از کودکی علاقه داشت آموزگار شود و همواره در فکر این بود که چگونه میتواند به این هدف برسد.

او که تا صنف دهم در مکتب سیدالشهدا در منطقۀ دشت برچی کابل درس خواندهاست، میگوید: «از آنجایی که در ۱۸ ثور سال ۱۴۰۰ در مکتب ما حادثهای رخ داد که منجر به شهادت بیش از دهها تن از همصنفیها و دوستان ما شد، ایدۀ من برای ایجاد مکانی جهت آموزش کودکان، برگرفته از همان حادثهاست. یکی از دوستان صمیمی دوران کودکیام را نیز در آن حادثه از دست دادم … به همین دلیل، تصمیم گرفتم زمینۀ آموزش کودکان را در اینجا فراهم کنم تا حداقل کودکانی که در محدودۀ کوه چهلدختران زندهگی میکنند، کودکی شبیه ما نداشته باشند و بیایند اینجا و از آموزش بهتر بهرهمند شوند؛ چرا که از خانههای ما مراکز آموزشی بسیار دور است.»
به گفتۀ وی، در آن رویداد، شماری از قربانیان از باشندهگان کوه چهلدختران نیز بودند.
سمیرا پس از آن حادثه در منزل خود صنف کوچکی ایجاد کرد و به کودکان همسایه در یادگیری درسهایشان کمک میکرد؛ اما اکنون آن صنف کوچک به یک مرکز آموزشی به نام «عترت» تبدیل شده که برای حدود ۱۰۰ دختر و پسر ۶ تا ۱۵ ساله زمینۀ آموزش را فراهم کردهاست. در این مرکز ۱۵ معلم بهصورت داوطلبانه تدریس میکنند.

وی میگوید: «مکانی که ما در حال حاضر در آن تدریس میکنیم، یک صنف و یک دهلیز دارد که از هر دوی آنها بهعنوان صنف درسی استفاده میکنیم. در این مکان آموزشی، در کنار اینکه مشمولین دروس مکتبشان را تعقیب میکنند، برای آنان قرآنکریم، زبان انگلیسی و نقاشی نیز آموزش داده میشود.»
سمیرا میافزاید: «هدفم این است که کودکان بهتر بیاموزند و رشد کنند. بسیاری از مردم این منطقه باسواد نیستند، فرهنگ کتابخوانی و اهمیت علم و دانش در میان آنان چندان جا نیفتاده است. بیشتر کسانیکه در کوه چهلدختران زندهگی میکنند، مهاجرانی از ولایتهای بغلان، بامیان و دایکندی هستند که به دلیل خشکسالی به این منطقه پناه آوردهاند و آموزش برای بسیاری از آنان مفهوم چندانی نداشت.»
به گفتۀ او، بیشتر شاگردان این مرکز به دلیل مشکلات اقتصادی، بهصورت رایگان آموزش میبینند و از شماری دیگر، فیس اندکی تا ۱۰۰ افغانی برای کرایۀ اتاق دریافت میشود.
آیندۀ مرکز آموزشی عترت
سمیرا میگوید که این مرکز با امکانات محدود آغاز شد، اما با حمایت خانوادهها، همکاری آموزگاران داوطلب و علاقۀ شاگردان توانستهاست تا امروز به فعالیت خود ادامه دهد.
وی میگوید: «آرزوی من این است که روزی عترت را در حد یک مکتب بزرگ ببینم؛ مکانی که امروز برای بیشتر از ۱۰۰ نفر زمینه آموزش را فراهم کردهاست، در آینده بتواند برای هزاران کودک زمینۀ آموزش را فراهم کند.»
بینظیر، یکی از معلمین مرکز آموزشی عترت میگوید که با وجود دور بودن خانهاش از این مرکز، به دلیل علاقۀ زیاد به تدریس، در اینجا حاضر میشود؛ زیرا میخواهد کودکان بهخوبی بیاموزند و رشد کنند.
او میگوید: «اولین روزی که پا به مکتب عترت گذاشتم، شاگردانی که هیچ شناختی از من نداشتند، مرا “استاد” خطاب کردند. همان لحظه حس بسیار خوبی به من دست داد و آن روز واقعاً خوشحال بودم، بعد از آن تصمیم گرفتم در عترت بمانم و برای آموزش کودکان تلاش کنم.»
رضایت باشندهگان محل
سمیرا میگوید: «مردم مرا به نام “سمیرا و بچههایش” میشناسند. میتوانم بگویم که در حال حاضر بیش از ۱۰۰ کودک دارم و مانند یک مادر همیشه نگران وضعیت صحی و آموزشی آنان بودهام و هستم.»
وی با اشاره به وضعیت این مرکز میگوید: «شما میبینید که عترت یک مکان کوچک با سقف چوبی و دیوارهای فرسودهاست، اما در فصل زمستان همیشه نگران این بودم که مبادا روزی سقف آن فرو بریزد.»
از سوی دیگر، بیبی زینب، یکی از باشندهگان محل میگوید که خودش و شوهرش از نعمت سواد محروماند و نمیتوانند در درسهای دخترشان به او کمک کنند.
وی میافزاید: «دخترکم همهروزه همینجا میآید و درسهای خوده تعقیب میکند، در پهلویش قرآنکریم را هم یاد گرفته. سمیرا جان مانند یک مادر برای فرزندان ما خدمت میکند.»
یکی از شاگردان: معلم ما بسیار مهربان است
راضیه، یکی از شاگردان صنف سوم این مرکز آموزشی میگوید: «قرآنکریم میخوانم، درسهای مکتب را میخوانم، معلم ما بسیار خوب است و بسیار مهربان است.»

دیدگاه آگاه امور آموزشی
جمالالدین سلیمانی، آگاه امور آموزشی، ایجاد مراکز آموزشی خانگی را مثبت ارزیابی کرده و میگوید: «ایجاد مکانهای آموزشی خانگی را میستایم و این را یک گام مثبت میدانم.»
به باور او، چنین ابتکاراتی میتواند مؤثر باشد؛ زیرا کودکانی که در خانواده کمککننده ندارند، در چنین مکانهایی میتوانند درسهایشان را تعقیب کرده، آموزش بیشتری ببینند و رشد کنند.
او میافزاید که اینگونه مراکز، دسترسی والدین به آموزش را آسانتر میسازد و اعتماد آنان را نسبت به این مکانها افزایش میدهد.
همچنین، به دلیل نبود محدودیتهای زمانی، مشکلات رفتوآمد، ترانسپورت و سایر موانع، کودکان میتوانند آموزش را بهتر و مؤثرتر فرا بگیرند.
در مجموع، ایجاد چنین مرکز آموزشی از سوی یک دختر جوان، گامی مثبت برای فراهمسازی فرصتهای آموزشی برای کودکان محروم دانسته میشود و نیازمند حمایت و تشویق است.