شبرغان (پژواک، ۳۱ سرطان ۱۴۰۵): دردِ نرساندن بهموقع کودک بیمارش به شفاخانه، مسیر زندگی یک مادر جوزجانی را تغییر داد؛ سایره پس از همان شب رانندگی آموخت و اکنون با انتقال مسافران زن، زندگی خانوادهاش را پیش میبرد.
سایرۀ ۳۸ ساله، باشندۀ شهر شبرغان، مرکز ولایت جوزجان است. او پس از مرگ پسرش و بیمارشدن شوهرش تصمیم گرفت رانندگی کند و از این راه، هزینههای زندگی خانوادۀ نهنفریاش را تأمین نماید.

او میگوید، پیش از آنکه آفتاب بهدرستی بر شهر شبرغان بتابد، کارهای روزانۀ خود را آغاز میکند؛ خانه را مرتب میسازد، برای فرزندانش صبحانه آماده میکند و هنگامی که از انجام کارهای خانه مطمئن میشود، کلید موتر را برمیدارد و پیش از آنکه جادههای شهر پُرازدحام شوند، کار با تاکسی را آغاز میکند.
به گفتۀ سایره، اشترنگ موتر شاید برای بسیاری تنها وسیلۀ کنترول موتر باشد، اما برای او نشانۀ تصمیمی است که در تلخترین شب زندگیاش گرفت؛ شبی که نتوانست کودک بیمارش را بهموقع به شفاخانه برساند و او را از دست داد.

او ماجرای مرگ پسر خردسالش را دردناکترین خاطرۀ زندگی خود میداند و میگوید: «سالها پیش، نیمهشب بود که پسر خردسالم به اسهال و استفراغ دچار شد. شوهرم در خانه نبود، موتر داشتیم، اما من نمیتوانستم آن را برانم. اگر رانندگی را یاد میداشتم، شاید کودکم زنده میماند. همان شب تصمیم گرفتم رانندگی را یاد بگیرم.»
همین رویداد مسیر زندگی سایره را تغییر داد. او میگوید، هیچگاه زمینۀ رفتن به مکتب برایش فراهم نشده و خواندن و نوشتن را نمیداند؛ اما با وجود محدودیتهای اجتماعی و دیدگاههای سنتی، رانندگی را آموخت و اکنون از همین راه زندگی خانوادهاش را پیش میبرد.

سایره که شش دختر و یک پسر دارد، از سه سال به اینسو تکسیرانی میکند. رانندگی تکسی اکنون تنها منبع درآمد این خانوادۀ نهنفری است؛ زیرا به گفتۀ او، شوهرش بیمار است و نمیتواند کار کند.
او میگوید، روزانه بهطور میانگین ۴۰۰ افغانی درآمد دارد و این پول را برای خوراک خانواده، آموزش فرزندان و دیگر نیازهای روزمره مصرف میکند.
سایره با لبخندی که هم افتخار و هم خستگی از آن نمایان بود، گفت: «افتخار میکنم که رانندگی میکنم. با وجود تمام مشکلات، تلاش میکنم با عزت کار کنم و برای خانوادهام روزی حلال بهدست آورم.»
سایره میگوید، خودش زحمت میکشد تا فرزندانش برای آموزش وقت داشته باشند و در آینده زندگی بهتری برای خود بسازند.
آیا سایره هنگام رانندگی تاکسی با مشکلاتی نیز روبهرو شده است؟
او میگوید که تنها مسافران زن را انتقال میدهد، اما برخی رانندگان سخنان تحقیرآمیزی به او میگویند: «وقتی مسافر داشته باشم، بعضی رانندگان میگویند: زن و رانندگی؟ شما مردم را خواهید کشت. شنیدن چنین سخنانی برایم بسیار آزاردهنده است.»
اما در کنار این برخوردهای منفی، حمایت بسیاری از زنان و باشندگان شهر به او انگیزه میدهد تا به کارش ادامه دهد. او میافزاید: «بسیاری از زنان و مردم مرا تشویق میکنند؛ حمایت آنان سبب شده است که با علاقه و انگیزۀ بیشتری به کارم ادامه دهم.»
سایره از حکومت میخواهد برای زنانی که مسئولیت تأمین هزینههای زندگی خانواده را بر عهده دارند، زمینۀ دریافت قرضه، آموزشهای حرفهای و فرصتهای کاری را فراهم سازد.
به باور او، اگر برای زنان زمینۀ کار و حمایت فراهم شود، آنان میتوانند در کنار مردان، در اقتصاد خانواده و جامعه نقش مهمی ایفا کنند.
سایره از حمایت خانوادهاش نیز برخوردار است.
بیبی هاجر، مادرشوهر سایره، میگوید: «خوشحالم که عروسم با زحمت خودش روزی حلال بهدست میآورد. وضعیت اقتصادی ما خوب نیست، اما سایره با تلاشهایش زندگی خانواده را پیش میبرد.»
او میافزاید، اگر خانوادهها از دختران و زنان خود حمایت کنند، زنان زیادی خواهند توانست مانند سایره در بهبود اقتصاد خانوادههایشان سهم بگیرند.
فعالیت سایره بهعنوان یک رانندۀ زن، برای بسیاری از مسافران زن نیز احساس مصوونیت و اطمینان ایجاد کرده است.
بنفشه، یکی از مسافران او، میگوید: «وقتی با یک رانندۀ زن سفر میکنم، احساس مصوونیت و اطمینان بیشتری دارم. اگر شمار رانندگان زن افزایش یابد، رفتوآمد بسیاری از زنان آسانتر و مطمئنتر خواهد شد.»
شبنم سعادت، آگاه امور زنان و امور اجتماعی در جوزجان، فعالیت زنانی مانند سایره را نمونۀ روشنی از توانایی و خودکفایی زنان میداند.
به گفتۀ او، فعالیت زنان در بخش رانندگی، در کنار ایجاد اشتغال، زمینۀ ترانسپورت مصوون را نیز برای زنان فراهم میکند.
شبنم میگوید، این موضوع نشان میدهد که اگر برای زنان فرصت فراهم شود و از آنان حمایت صورت گیرد، میتوانند با حفظ عزت و احترام خود، در اقتصاد خانواده و جامعه نقش مؤثری ایفا کنند.