زبان

سایره؛ مادری که با تکسی‌رانی بار زنده‌گی خانوادهٔ ۹ نفری‌اش را به دوش می‌کشد

رقیبه پویا عزیز

۳۱ سَرَطان ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۴

Views: ۱۳

شبرغان (پژواک، ۳۱ سرطان ۱۴۰۵): سایره، مادر هفت فرزند در جوزجان، با نشستن پشت فرمان موتر نه‌تنها نان‌آور خانواده‌اش شده، بلکه ثابت کرده‌است که زنان نیز می‌توانند با کار و تلاش، ستون اقتصاد خانواده باشند.

سایره ۳۸ سال عمر دارد و باشندهٔ شهر شبرغان است. او پس از مرگ فرزند و بیماری شوهرش تصمیم گرفت راننده‌گی کند و خانوادهٔ ۹ نفرهٔ خود را اعاشه کند.

هنوز آفتاب کاملاً بر فراز شبرغان طلوع نکرده‌است؛ سایره پیش از آن‌که جاده‌های شهر پُر ازدحام شود، خانه را مرتب می‌کند، صبحانهٔ فرزندانش را آماده می‌سازد و پس از اطمینان از رسیده‌گی به کارهای منزل، کلید موترش را برمی‌دارد و پشت فرمان می‌نشیند.

سایره می‌گوید، اشترنگ برای بسیاری تنها وسیلهٔ هدایت یک موتر است؛ اما برای او نماد تصمیمی است که از دل تلخ‌ترین شب زنده‌گی‌اش زاده شد؛ شبی که نتوانست فرزند بیمارش را به‌موقع به شفاخانه برساند.

وی که با یاد کردن تلخ‌ترین خاطرهٔ زنده‌گی‌اش اشک در چشمانش جاری بود، گفت: «سال‌ها پیش، نیمه‌شبی برای پسرکم اسهال و گشتاندن پیدا شد، شوهرم خانه نبود، با‌آن‌که موتر شوهرم موجود بود؛ اما من راننده‌گی بلد نبودم، اگر راننده‌گی بلد می‌بودم، شاید فرزندم زنده می‌ماند. همان شب تصمیم گرفتم راننده‌گی یاد بگیرم.»

همین حادثه مسیر زنده‌گی سایره را تغییر داد، او می‌گوید که هرگز فرصت رفتن به مکتب را نیافته و سواد خواندن و نوشتن ندارد؛ با وجود محدودیت‌های اجتماعی و نگاه‌های سنتی، راننده‌گی را آموخت و اکنون از همین راه، بار زنده‌گی خانواده‌اش را بر دوش می‌کشد.

وی که مادر شش دختر و یک پسر است، سه سال می‌شود که به‌عنوان رانندهٔ تکسی شهری کار می‌کند؛ حرفه‌ای که امروز تنها منبع تأمین هزینه‌های زنده‌گی خانوادهٔ نه‌نفری‌اش به شمار می‌رود. به گفتهٔ خودش، شوهرش بیمار است و توانایی کار کردن را ندارد.

او روزانه به‌طور متوسط ۴۰۰ افغانی درآمد دارد؛ درآمدی که در پایان هر ماه به حدود ۱۲ هزار افغانی می‌رسد و صرف تهیهٔ مواد غذایی، آموزش فرزندان و هزینه‌های روزمره می‌شود.

سایره با لبخندی که غرور و خستگی را هم‌زمان در خود دارد، می‌گوید: «افتخار می‌کنم که راننده‌گی می‌کنم، با وجود همه مشکلات، تلاش می‌کنم با عزت کار کنم و نان حلال برای خانواده‌ام به دست آورم.»

سایره پیش از راننده‌گی، برای تأمین هزینه‌های زنده‌گی به قالین‌بافی، خیاطی و کار در خانه‌های مردم روی آورده بود. همسرش نیز در بخش زراعت و کارهای روزمزد فعالیت می‌کرد، اما درآمد خانواده پاسخگوی نیازهای زنده‌گی نبود.

با وجود مسئولیت سنگین تأمین معیشت، سایره همچنان خود را در برابر خانواده مسئول می‌داند و تمام کارهای خانه را خودش انجام می‌دهد تا فرزندانش درس بخوانند و آیندهٔ روشن داشته باشند.

آیا سایره حین راننده‌گی با چالشی هم برخورده‌است؟

او که تنها مسافرین زن را از یک محل به محل دیگر انتقال می‌دهد، می‌گوید: «گاهی وقتی که مسافر دارم، بعضی راننده‌گان می‌گویند: زن را چه به راننده‌گی، شما مردم را به کشتن می‌دهید؛ شنیدن این حرف‌ها واقعاً آزاردهنده است.»

در کنار این برخوردها، حمایت بسیاری از زنان و شهروندان، انگیزهٔ ادامهٔ راه را در او زنده نگه داشته‌است. او گفت: «بیشتر خانم‌ها و کسانی که دید بازتری دارند، مرا تشویق می‌کنند، همین حمایت‌ها باعث شده با انگیزۀ بیشتری کار کنم.»

سایره از حکومت می‌خواهد برای زنانی که مسئولیت تأمین معیشت خانواده را بر عهده دارند، زمینهٔ دسترسی به قرضه، آموزش‌های حرفه‌ای و فرصت‌های شغلی را فراهم سازد.

وی باور دارد که زنان در صورت برخورداری از فرصت می‌توانند دوشادوش مردان در اقتصاد خانواده و جامعه نقش‌آفرینی کنند.

سایره از حمایت خانواده نیز برخوردار است.

بی‌بی هاجر، مادرشوهر سایره می‌گوید: «خوشحالم که عروسم با زحمت خود نان حلال به دست می‌آورد. وضعیت اقتصادی ما خوب نیست، اما او با تلاشش زنده‌گی خانواده را می‌چرخاند.»

او می‌افزاید که اگر خانواده‌ها از دختران و زنان خود حمایت کنند، زنان بیشتری می‌توانند به استقلال اقتصادی برسند.

حضور سایره پشت فرمان، برای بسیاری از زنان مسافر نیز حس اعتماد و امنیت بیشتری ایجاد کرده‌است.

بنفشه، یکی از مسافران او می‌گوید: «وقتی با یک رانندۀ زن سفر می‌کنم، احساس آرامش بیشتری دارم؛ اگر تعداد راننده‌گان زن بیشتر شود، رفت‌وآمد برای بسیاری از زنان آسان‌تر و مطمئن‌تر خواهد شد.»

شبنم سعادت، یکی از آگاهان امور اجتماعی و زنان در جوزجان نیز فعالیت زنانی مانند سایره را نمونه‌ای از توانمندی زنان در تأمین معیشت خانواده می‌داند.

به گفتهٔ او، حضور زنان در حرفهٔ راننده‌گی، علاوه بر ایجاد فرصت‌های شغلی، دسترسی امن‌تر زنان به خدمات حمل‌ونقل را نیز فراهم می‌کند و نشان می‌دهد که با فراهم شدن فرصت و حمایت، زنان می‌توانند با حفظ عزت و کرامت، نقش مؤثری در اقتصاد خانواده و جامعه داشته باشند.

امروز، سه سال از نخستین روزی می‌گذرد که سایره پشت فرمان نشست؛ فرمانی که برای دیگران تنها وسیلهٔ هدایت یک موتر است، اما برای او یادگار شبی است که درد از دست دادن فرزند، سرنوشتش را تغییر داد.

اکنون او هر روز در جاده‌های شبرغان راننده‌گی می‌کند؛ نه فقط برای رساندن مسافران به مقصد، بلکه برای آن‌که زنده‌گی خانواده‌اش را پیش ببرد و ثابت کند گاهی بزرگ‌ترین تصمیم‌های زنده‌گی، از دل بزرگ‌ترین اندوه‌ها متولد می‌شوند.