زبان

طویانه‌های گزاف؛ رسمی که زنده‌گی برخی زوج‌ها در نیمروز را زیر بار قرض و خشونت می‌برد

شیما صدیقی

۱۴ اَسَد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۰

Views: ۷

زرنج (پژواک، ۱۴ اسد ۱۴۰۵): در حالی‌که بسیاری از خانواده‌ها طویانه را بخشی از سنت ازدواج می‌دانند، روایت زنان و جوانان در نیمروز نشان می‌دهد که این رسم برای شماری از آنان به چرخه‌ای از قرض‌داری، مهاجرت، خشونت خانگی و اختلافات خانواده‌گی انجامیده‌است؛ موضوعی که کارشناسان نیز نسبت به پیامدهای آن هشدار می‌دهند.

در بسیاری از مناطق افغانستان، از جمله ولایت نیمروز، خانوادۀ داماد علاوه بر هزینه‌های عروسی، ناچار به پرداخت مبلغی به‌عنوان طویانه یا «پیشکش» به خانواده عروس می‌شوند. هرچند برخی خانواده‌ها این رسم را بخشی از عنعنات و وسیله‌ای برای تأمین بخشی از هزینه‌های ازدواج دختران می‌دانند، اما شماری از جوانان و زنان می‌گویند که همین رسم گاهی آنان را سال‌ها زیر بار قرض، مهاجرت و مشکلات خانواده‌گی قرار می‌دهد.

در نیمروز، میزان طویانه میان خانواده‌ها متفاوت است، اما معمولاً خانواده‌ها از سه تا ۱۵ لک افغانی طویانه می‌گیرند.

روایت زنانی‌که قربانی طویانه‌های گزاف شده‌اند

ماه‌جبین ۲۳ ساله و باشندۀ شهر زرنج، یکی از زنانی است که می‌گوید زنده‌گی مشترکش زیر سایۀ طویانه سنگین آغاز شد. به گفتۀ او، شوهرش هفت سال در ایران کارگری کرد تا بتواند ۱۵ لک افغانی طویانه و هزینه‌های عروسی را فراهم کند؛ اما این ازدواج به جای آن‌که آغاز زنده‌گی آرام باشد، با مشکلات و خشونت‌های خانواده‌گی همراه شد.

او می‌گوید: «شوهرم هفت سال در ایران کارگری کرد تا پول طویانه را پیدا کند. وقتی عروسی کردیم، دوباره برای کار به ایران رفت و من در خانۀ خانواده‌اش ماندم.»

ماه‌جبین می‌گوید، در نبود همسرش مجبور بود تمام کارهای خانه، از پختن نان تا رسیده‌گی به مواشی، را به تنهایی انجام دهد و حتا بدون اجازۀ خانواده شوهر حق رفتن به خانۀ پدرش را نداشت.

او با چشمانی اشک‌آلود ‌افزود: «بارها از سوی خانوادۀ شوهر مورد لت‌وکوب قرار گرفتم؛ اگر خانواده‌ام به جای طویانه سنگین، به آیندۀ من فکر می‌کردند، شاید امروز زنده‌گی‌ام این‌گونه نمی‌شد.»

حدود دو ماه پیش، شوهرش از ایران بازگشته و او دوباره به خانۀ مشترک برگشته‌است؛ اما به گفتۀ خودش، مشکلات خانواده‌گی همچنان ادامه دارد.

ماه‌جبین تنها زنی نیست که طویانۀ سنگین، زنده‌گی‌اش را زیر سایۀ قرض و خشونت برده‌است؛ شبنم، باشندۀ شهر زرنج نیز می‌گوید: «۱۴ ساله بودم که پدرم مرا در بدل ۸ لک افغانی به یکی از بستگان‌مان نامزد کرد، نامزدم ۶ سال در ایران کارگری کرد تا پول طویانه را فراهم کند، وقتی دیگر توان کار نداشت، پدرم یک لک افغانی کم کرد و هفت لک گرفت؛ اما در تمام آن سال‌ها اجازه نداشت حتا مرا ببیند.»

به گفتۀ شبنم، با وجود گذشت دو سال از ازدواج، شوهرش هنوز نتوانسته قرض‌های مراسم عروسی را بپردازد و همین بدهکاری، هر روز بر تنش‌های خانواده‌گی می‌افزاید.

او می‌گوید: «هر بار که قرض‌دارها زنگ می‌زنند و پول می‌خواهند، شوهرم مرا لت و کوب می‌کند. سال پیش بخاطر لت و کوب زیاد هشت ماه حامله بودم، سقط کردم.»

به گفتۀ او، مشکلات اقتصادی باعث شده حتا از ابتدایی‌ترین خدمات درمانی نیز محروم بماند.

شبنم که می‌گوید شوهرش توان پرداخت هزینۀ درمان او را ندارد، افزود: «شب و روز درد می‌کشم، اما کسی مرا نزد داکتر نمی‌برد، خشویم می‌گوید هرچه پسرم درآمد دارد، باید صرف پرداخت قرض‌های عروسی شود.»

به گفتۀ او، نگرانی از قرضه آرامش را از زنده‌گی مشترک‌شان گرفته‌است. او افزود: «گاهی تا صبح نه من خواب دارم و نه شوهرم؛ او به قرض‌ها فکر می‌کند و من به این‌که فردا چه جنجالی پیش خواهد آمد.»

شبنم می‌گوید برای کمک به شوهرش، ناچار شده پنهانی از خواهرش یک لک افغانی قرض بگیرد و بخشی از بدهی‌های عروسی را بپردازد.

در جست‌وجوی پول طویانه

عبدالقیوم، جوان ۳۰ ساله‌ای که پنج سال پیش نامزد شده می‌گوید، هنوز نتوانسته مراسم عروسی‌اش را برگزار کند؛ زیرا خانوادۀ نامزدش ۱۰ لک افغانی طویانه خواسته‌اند.

او افزود: «پنج سال است شب و روز کار می‌کنم، سه سال در ایران کارگری کردم، رد مرز شدم، دوباره رفتم. هرچه پول پیدا می‌کنم یا خرج زنده‌گی می‌شود یا پول طویانه را می‌دهم، هنوز نزدیک سه لک افغانی کم دارم، خانوادۀ دختر می‌گوید تا پول کامل نشود، اجازۀ عروسی نیست.»

عبدالقیوم با آهی عمیق می‌گوید: «ای کاش این رسم نمی‌بود، حالا زنده‌گی مشترک می‌داشتم و شاید دو فرزند هم می‌داشتم … هر روز که می‌گذرد، فشار روحی‌ام بیشتر می‌شود.»

او می‌گوید بسیاری از جوانان به دلیل طویانه‌های سنگین ناچار به مهاجرت می‌شوند. به باور او، بیشتر آنان برای خوش‌گذرانی راهی ایران نمی‌شوند، بلکه برای تأمین پول طویانه و مخارج زنده‌گی مهاجرت می‌کنند؛ مهاجرتی که گاهی سال‌ها طول می‌کشد و در برخی موارد حتا به ازدواج هم نمی‌انجامد.

او از خانواده‌ها می‌خواهد از پافشاری بر رسوم و عنعنات نادرست دست بردارند تا زنده‌گی و آیندۀ جوانان قربانی این رسم‌ها نشود.

اما یک پدر: گرفتن طویانه رسمی است که از بزرگان بر جا مانده‌است

عبدالله یوسفی، باشندۀ شهر زرنج گرفتن طویانه را حق والدین دانسته و گفت: «ما رسم پیشکش (طویانه) داریم؛ این رسم از پدران و بزرگان ما به جا مانده و ما خود را مکلف به رعایت آن می‌دانیم.»

وی گفت: «از روزی که دخترم به دنیا آمده، برایش زحمت کشیده‌ام؛ هزینه‌های لباس، غذا، آموزش و سایر نیازهایش را پرداخته‌ام، حالا که زمان ازدواجش رسیده، توان مالی ندارم تا تمام وسایل و جهیزیه مورد نیاز زنده‌گی‌اش را تهیه کنم، به همین دلیل، ناچارم پیشکش (طویانه) بگیرم تا با همان پول، وسایل مورد نیاز عروس را فراهم کنم.»

آگاهان: هرقدر ازدواج آسان باشد، زوج‌ها زنده‌گی خوشبخت خواهند داشت

مولوی گل‌احمد احمدی، از عالمان دین و متنفذان قومی در نیمروز می‌گوید که اسلام همواره مردم را به ساده‌گیری در امر ازدواج تشویق کرده و هزینه‌های سنگین عروسی را تأیید نمی‌کند.

او افزود: «اسلام دین آسانی است و در همه امور، دستورات آن برای آسان ساختن زنده‌گی انسان‌ها است. طویانه گزاف و مصارف بلند در عروسی، مهمانی و سایر مراسم‌ها از دیدگاه اسلام مردود است و جای ندارد. این‌ها فقط رسم و رواج غلطی است که از سیالی و هم‌چشمی مردم به وجود آمده و زنده‌گی جوانان را تباه کرده‌است. یک جوان سال‌ها بخاطر پوره کردن خواسته‌های دخترخیل مجرد می‌ماند یا در ایران کارگری می‌کند و مهاجر می‌شود؛ این باعث فشارهای روحی بر آن جوان می‌شود.»

موصوف با اشاره به حدیث پیامبر اسلام (ص) می‌گوید: «بهترین ازدواج‌ها، آسان‌ترین آن‌هاست.»

مولوی احمدی می‌افزاید که از دیدگاه اسلام، ازدواج پیمانی مقدس است که بر پایۀ رضایت متطرفین، اخلاق نیکو و تشکیل خانواده استوار استَ؛ این سه اصل، پایه و اساس یک زنده‌گی آرام و موفق را می‌سازند.

او با اشاره به سایر رسوم رایج در برخی مناطق کشور می‌گوید: «بر علاوۀ مصارف عروسی و طویانه، مهمانی‌ها، عیدی، نوروزی و افطاری که براساس رقابت‌هاست، برای جوانان کمرشکن شده و بار دیگر فشار دیگر است که بالای شانه داماد می‌آید.»

وی که در حل مسایل اجتماعی و خانواده‌گی از طریق جرگه‌های قومی کار کرده، می‌گوید: «من ده‌ها جنجال طلاق و خشونت خانواده‌گی را حل و فصل کردم که به دلیل همین مصارف زیاد، پیشکش و عروسی به وجود آمده بود و زنده‌گی زوجین را تا آستانۀ جدایی کشانده بود.»

او از خانواده‌ها می‌خواهد که در ازدواج فرزندان‌شان از مصارف گزاف خودداری کنند.

از سوی دیگر، داکتر فریداحمدی، یک تن از روان‌شناسان در نیمروز گفت که آغاز زنده‌گی مشترک با قرض‌داری و فشارهای مالی، یکی از عوامل مهم افزایش تنش میان زوج‌ها است.

او می‌گوید: «وقتی زوج‌ها زنده‌گی خود را با قرض‌های سنگین آغاز می‌کنند، آرامش روانی آنان از همان ابتدا آسیب می‌بیند. مرد درگیر پرداخت قرض‌ها است و زن نیز فشارهای اقتصادی و انتظارات خانواده‌ها را تحمل می‌کند؛ شرایطی که احتمال مشاجره، خشونت خانگی، افسرده‌گی و حتا طلاق را افزایش می‌دهد.»

احمدی از خانواده‌ها می‌خواهد به جای تعیین طویانه‌های سنگین و چشم‌وهم‌چشمی، توان اقتصادی داماد و آیندۀ فرزندان‌شان را در نظر بگیرند.

وی تأکید کرد: «هرچه ازدواج ساده‌تر آغاز شود، احتمال دوام و رضایت از زنده‌گی مشترک بیشتر خواهد بود؛ اما زنده‌گی زیر بار قرض و استرس، به‌تدریج روابط عاطفی زوج‌ها را فرسوده می‌کند.»