Language

Don't you have an account with Pajhwok Afghan News?

Click here to subscribe.

author avatar
24 Dec 2017 - 18:32
author avatar
24 Dec 2017 - 18:32

تعریف معارف یا «تعلیم وتربیه»

معارف، کسب معرفت از طریق علم است. تعليم عبارت از فراگيری علوم و آموختن معلومات در رشته هاى مورد نظر مى باشد؛ اما تربيت، ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار آدمى براى رسيدن به يك زندگى كامل و همه جانبه است.

یا فراه گرفتن مطلب بنا بر مقاصد را تعلیم گویند. در حقیقت آموزش جامعه و جهان را تغيیر داده است. افغانستان بنابر جنگهای داخلی ازاین پیشرفت عقب مانده است.

آمار معارف طی ۱۷ سال اخیر
طبق راپور اداره یونيسف در سال ۲۰۱۱ حدود ۱۴ هزار مکتب در سراسر افغانستان فعال بود، که در این مکاتب ۸ میلیون و یکصد هزار شاگرد که ۳۸ درصد شان را دختران تشکیل می‌دادند، وجود داشت که آنها را ۱۷۵ هزار آموزگار آموزش می‌داد.

 در سال ۲۰۰۱ در سراسر افغانستان ۳۴۰۰ مکتب فعال بود که در این مکاتب، یک میلیون شاگرد توسط ۲۰ هزار استاد تدریس می‌گردید و حضور دختران در این یک میلیون نفر، نزدیک به صفر بود.  در سال ۲۰۱۳ تعداد ۱۶۰۰۰ مکاتب ابتدائی متوسطه و عالی داشت، که این مکاتب ناکافی بوده ضرورت به ۸۰۰۰ مکتب دیگر را داشت.  در سال ۲۰۱۴ وزارت معارف افغانستان گزارش داد که ۸٫۳۵ میلیون شاگرد ثبت نام کرده‌اند که ۶٫۶ میلیون آنها حاضر هستند و ۱٫۵۵ میلیون شان غیرحاضرهستند؛ یعنی مکاتب شان در اثر بی امنی مسدود گردیده است.

در سال ۲۰۱۵ به تعداد ۱۶۴۰۰ مکتب در کشور رسما وجود داشت. به گفته وزارت معارف ۹ میليون شاگرد درین مکاتب تدریس می شدند.  در افغانستان دوره ابتدائی ۶ سال بوده و هر صنف در شش روز هفته  روزانه ۳ ساعت تدریس می شود . هر ساعت درسی فعلا ۳۵ دقیقه میباشد.

گفته میتوانیم اکنون در افغانستان ۱۶۴۰۰ مکتب ۸۴ موسسه تحصیلات عالی دولتی و خصوصى وجود دارد؛ از جمله بیشترین ولایت که موسسه تعلیمی  زیاد دارد، کابل بدخشان ننگرهاربلخ وکندهار است.

طبق را پور سازمانهای بین المللی مانند یونيسف، یو اس آی دی، و سیا؛ افغانستان یکی از جوانترین جمعیت‌ها را در جهان دارا است و حدود ۴۱ درصد جمعیت این کشور زیر ۱۴ سال و ۶۴ درصد آن زیر ۲۴ سال قرار دارند. افغانستان ۱۳ میلیون کودک و جوانان واجد شرایط به مکتب را دارد. در افغانستان، سواد رابطه محکمی با وضعیت اقتصادی و زندگی شهری دارد. در خانواده‌های ثروتمند ۵۰٪ از زنان بین سنین ۱۵–۲۴ سال با سواد بوده، و در خانواده‌های فقیر ۵٪ خانم‌ها با سواد می‌باشند. گفته میتوانیم که اکنون ۳۸ فیصد مردم افغانستان با سواد شده‌اند.

طبق اظهارات فاروق وردک؛ غرض اعمار ۸۰۰۰ مکتب به ۳ ميلیارد دالر ضرورت است.  « خیلی جالب است که به اساس تجارب که بنده کریم پوپل  دارم، تا زمانیکه ریاست تعمیرات  وزارت تعلیم وتربیه دوباره احیا نشود ۲۰ فیصد این پول درراه معارف بهه مصرف نخواهد رسید. »

مصارف شاگردان مکاتب عالی ۱۰۰۰ دالر دریک سال می‌باشد؛ در حالیکه مصارف شاگردان قرا و قصبات ۷۰ دالر در سال میباشد که از طرف دونرهای خارجی و یونيسف پرداخته میشود. بین سال ۲۰۱۱–۲۰۱۴ تعداد شاگردان موسسات تحصیلات عالی، دوچند گردیده به ۱۵۳۳۱۴رسیده بود که از جمله ۳۰۴۷۶ آن زن بود. تعداد شاگردان موسسات تحصیلات عالی شبانه، به ۱۶۱۹۸می‌رسد که ۱۲ فیصد کمیت آنرا زنان تشکیل می‌دهند. ۱۲ پوهنتون دولتی افغانستان از طریق اداره تعلیمات عالی بانک جهانی تمویل می‌شود. تا اکنون شاگردان و استادان مولد ۹۰۰۰ ژورنال و ۷۰۰۰ کتاب گردیده‌اند. این ۱۲ پوهنتون، با استفاده از مواد درسی و تکنالوجی درسی اداره اى به نام تکنالوجی تحصیلات عالی آسیائی که در کشورتایلند موقیعیت دارد استفاده و کنترول می‌گردد. بر اساس ارقام وزارت معارف. بودیجه مصرفی این وزارت در سال جاری حدود ۵۶۴ میليون دالر در سال میباشد.
وزارت معارف در مجموع ۱۹۰ هزار آموزگار دارد که از این میان ۳۶ در صد آن را معلمین مسلکی تشکیل می‌دهند. در حالی که در سال ۲۰۰۱  از میان ۲۰ هزار معلم معارف، تعداد بسیار قلیلی از آنها معلم مسلکی بودند. کمبود معلم مسلکی به این دلیل بود که در آن سال  درسراسر افغانستان فقط ۴ دارالمعلمین وجود داشت که مجموع فارغان آنها از ۴۰۰ تن تجاوز نمی‌کرد. ولی امروز این وزارتخانه ۴۲ دار المعلمین دارد که شامل تمام ولایات کشور می‌شود. در ضمن ۱۱۱ باب الحاقیه معلمین در ولسوالی‌های دوردست ولایات نیز فعالیت می‌کنند که این دارالمعلمین‌ها سالانه می‌توانند تا ۶۱ هزار نفر فارغ‌التحصیل بدهند.

مکاتب خصوص
حدود ۵۰۰ مکتب خصوصی در افغانستان فعالیت نموده و حدود یک صد هزار دانش آموز در این مکاتب درس می‌خوانند.
مکاتب تخنیکی و مسلکی 
در سالهای گذشته، در بخش تعلیمات تخنیکی و مسلکی نیمه عالی، نصاب تعلیمی وجود نداشت؛ اما وزارت معارف توانسته‌است نصاب این موسسات را نیز تکمیل کند. امروز ۴۶ هزار تن در مکاتب تخنیکی و مسلکی درس می‌خوانند، در حالی که ده سال قبل در این بخش فقط ۱۵۰۰ شاگرد مصروف آموزش بودند. نظر به آمارهای وزارت معارف، ده سال قبل ۳۸ انستیتیوت تعلیمات تخنیکی و مسلکی وجود داشت؛ اما حالا ۱۴۵ باب مکتب تخنیکی و مسلکی وجود دارند که ۴۰ باب آن انستیتیوت است.

تعلیمات اسلامی
مشکل عمده دیگر افغانستان در گذشته در بخش تعلیمات اسلامی بود. ده سال قبل در سراسر افغانستان ۲۲۲ مدرسه دینی وجود داشت که در این مدارس ۴۲ هزار تن مصروف فراگیری علوم اسلامی بودند و توسط نزدیک به پنجصد عالم تدریس می‌شدند. وزارت معارف می‌گوید بخاطر اینکه کودکان افغانستان در کشورخود شان دروس اسلامی بیاموزند، به افزایش مدارس و استادان مسلکی توجه نمود. نصاب تعلیمی در فقه حنفی و جعفری را تهیه نموده است.
به اساس گفته‌های سخنگوی وزارت معارف، امروز ۷۷۵ مدرسه دینی رسمی در افغانستان وجود دارد، که در این میان ۶۱۴ باب آن مدرسه، ۵۸ باب دارالعلوم و ۱۰۴ باب آن دارالحفاظ است و از میان نزدیک به دو صد هزار طلاب مدارس، ده درصدشان را زنان تشکیل می‌دهند.
تاریخچه روش تدریس در افغانستان
قبل از ظهور اسلام در آرياناى باستان و خراسان، تعليم و تربيه توسط آئين (ويدى) و سپس در مدنيت اوستائى صورت ميگرفت، بر علاوه مراكز آئين زرتشتى و امثال آن وجود داشت و منطق ارسطو، فلسفه، علم نجوم، طب يونان نيز تدريس ميشد. اوج فراگرفتن علم در زمان سامانیان برمی گردد؛ در آن زمان بزرگترین کتابخانۀ منطقه در بلخ وجود داشت که به نام کتابخانه نوبهار بلخ یاد می گرديد. پس از اینکه اسلام در کشور ما بر قرار شد، فرا گرفتن قرآن اولین علت است که مسلمانان را مجبور ساخت تا بخوانند و بیاموزند. بدین وسیله اولین مدرسه در مدینه مکرمه افتتاح گردید که معلم آن، محمد(ص) پیامبر اسلام بود. دومین مدرسه در مکه، به دنبال آن در بغداد و شام بود که مسلمانان قرآن و نوشتن را می آموختند. یکتعداد اطفال و جوانان کشورهای فتح شده  توسط اعراب، به کشورهای عربی برده شده و در آنجا تعلیمات اسلامی داده شده دوباره بوطن شان اعزام می گردیدند. پس از اینکه فتوحات اسلام در آسیای میانه رسید، در آن زمان درین کشوربه رسم دین بودائی و زردشتی کتابهای زیادی چاپ می شد که از کاغذ و پوست حیوانات بود. مشهورترین کتابخانه آن زمان کتابخانه “نوبهار” بلخ بود که توسط برمکیان اداره میشد. حتی پس از اینکه بلخ توسط مسلمانان فتح شد؛ آنها این کتابخانه را به آتش نکشیدند. الی حمله یعقوب لیث این کتابخانه محفوظ بود. سلجوقیان اولین کساني بودند که خدمات بی پایان نه تنها در نشر دین اسلام بلکه در  تشکیل مدارس، مساجد، مکاتب نظامیه ونشر کتاب نمودند. دانشمند سلجوقی خواجه نظام الملک وزیر، اولین کسی است که از سرمایه خود نظامیه را در قرن چهارم هجری بنا نمود. در نظامیه علاوه بر قرآن، مضامین طب، نجوم، الجبر، فلسفه، و دواسازی تدریس می گردید. به همین ترتیب در اکثر کشورهای اسلامی نظامیه ها تاسیس گردید. به شاگردان کتابهايی داده میشد که بعضی در مدت دوسال، بعضی در مدت شش سال به تکمیل می رسانیدند. این دوره را دوره ابتدائی یا مکتب می نامیدند. در افغانستان شیوه تدریس نیز مانند عرب بود که تقریبا تا امروز کماکان به همان شیوه ادامه دارد. شاگردان خردسال در مساجد به آموختن قرآن و نوشتن می پرداختند. مدرسه ها معمولا در شهر ها در کنار مسجد جامع ساخته میشد که معمولا جوانان و بزرگسالان در آن تدریس میشدند. در مساجد شاگردان مکلف به خواندن قرآن، نوشتن خط ، خواندن کتاب حافظ شیرازی ، بوستان و گلستان سعدى بودند؛ کسانی که بوستان را ختم می نمودند شخص با سواد میبودند.
تاریخ تعلیم وتربیت نیمه مدرن درافغانستان، به دوره دوم حاکمیت امیرشیرعلی در سال۱۸۷۵ برمیگردد. امیرشیرعلیخان دراین سال، مکتب نیمه عصری رادر کابل ایجادنمود که ازدو مکتب ملکی ونظامی تشکیل یافته بود. برخی ازنویسندگان، اقدام امیرشیرعلی درتاسیس نخستین مکتب مدرن را ناشی ازنظریات وپیشنهادات سیدجمال الدین تلقی کرده‌اند. مکتب ملکی، مخصوص خوانین و سرداران کشوردر پایتخت بود که دربالاحصارتاسیس گردیده بود که درآن، فرزندان خانواده‌های امیر و خوانین دربار مضامین حقوق، اداره، سیاست، علوم دینی وتاریخ را فرا می‌گرفتند. اما مکتب نظامی که در شیرپور کابل تأسیس شده بود، تعلیمات نظری قرائت، تحریر، علوم دینی، تاریخ وتعلیمات نظامی آموزش داده می‌شد که به صورت لیلیه به سرمیبردند ومصارف شان رادولت تأمین می‌کرد. هردومکتب توسط عبدالقادرمسوول نشریه شمس النهار اداره می‌شد که درحقیقت، اولین وزیرافتخاری معارف افغانستان به شمارمیرود. اما تدریس ریاضی، کیمیا، جغرافیاوهندسه به عهده آموزگاران خارجی بود. این دومکتب توسط حوادث بعدی که سلطنت امیررا ازبین برد وافغانستان موردهجوم نیروی انگلستان واقع شد، ازمیان رفت.
اولین مکتب به شیوه امروزی 
در سال ۱۲۸۲ شمسی، در زمان حکومت امیر حبیب الله خان، نخستین مکتب ابتدایی به سبک جدید، به نام حبیبیه، در کابل تاسیس شد. در آغاز تاسیس این مکتب، تمام معلمان و مسولان اداری آن از کشور هند بودند. که بزودی از یکتعداد مولویان و شاعران استفاده شده در کنار چند مکتب دیگر در مرکز بنا شد. 
در همین سال بود که اولین شورای معارف که وظیفه آن بررسی مواد درسی، وضع مالی، حفظ نظم و مسایل اداری مکتب ها بود، در کابل تاسیس شد.
در سال ۱۲۹۱، اولین دارالمعلمین افغانستان در کابل به وجود آمد و شماری از کسانی که سواد را به شکل سنتی آن در مساجد آموخته بودند، در دارالمعلمین پذیرفته شدند.
دو سال بعد از تاسیس نخستین دارالمعلمین افغانستان، برای اولین بار ۶۵ نفر از این مرکز آموزش معلم، فارغ التحصیل شدند.
توسعه مکتب ها
با آغاز زمامداری امان الله خان و با توجه به اینکه او نسبت به مکاتب جدید و آموزش های مدرن، توجه خاصی داشت، مکتب ها در کابل و ولایات توسعه پیدا کرد. ازمهمترین گام هایی که در این راه بر داشته شد، تاسیس وزارت معارف در افغانستان بود. دولت توانست با تشکیل این وزارتخانه، نظارت بیشتری بر امور مکتب ها داشته باشد. در همین زمان بود که اولین قانون اساسی افغانستان به تصویب رسید. با تصویب این قانون، آموزش و پرورش، برای همه کودکان و نوجوانان افغانستان، اجباری شد.
در همین سالها، انجمنی برای تالیف و ترجمه کتاب های درسی، و بررسی وضعیت مکتب ها و آموزگاران در کابل تاسیس شد.در کمتر از چند سال، مکتب های ابتدایی پسرانه و دخترانه در کابل و ولایات گسترش یافت و تعداد زیادی دانش آموز از این آموزشگاه ها فارغ التحصیل شدند. همچنین شماری دانش آموز، برای تحصیل به کشورهای خارجی، از جمله ترکیه، آلمان و فرانسه اعزام شدند.
تاسیس مکاتب عصری و اعزام  دانشجویان افغان غرض تحصیل بخارج
در دوره امان الله خان، شماری دانش آموز، برای تحصیل به خارج اعزام شدند؛ در سال ۱۳۰۱ خورشیدی، لیسه امانیه که بعد به استقلال تغییر نام داد، به کمک دولت فرانسه در کابل تاسیس شد.
مدیر این مکتب و تعدادی از معلمان آن نیز از کشور فرانسه بودند. یک سال بعد، در سال ۱۳۰۲ خورشیدی، لیسه امانی به کمک دولت آلمان راه اندازی شد. مدیر این مکتب و شماری از معلمین آن نیز از کشور آلمان بودند. کمک های دولت های فرانسه و آلمان به لیسه های استقلال و امانی در سال های اخیر ازسر گرفته شده و این مکاتب، همچنان پیشرفته ترین آموزشگاه های افغانستان هستند.  در دوره حبیب الله کلکانی مکاتب همه مسدود بود.    نادر خان تشكيلات سابقه و معارف را دوباره منظم نموده و سرو صورت داد. همچنان در طول دوره سلطنت نادر شاه مكاتب ابتدائي در سراسر مملكت عام شد، فاكولته طب، دارالعلوم عربي، دارالايتام نادري، مكتب دواسازي، مكاتب استقلال، نجات، حبيبه، غازي دوباره احياء گرديد.

در قانون اساسي آن دوره تعليم و تربيه بر تمام جامعه زن و مرد لازمي گرديد و به اساس ماده (۲۰) قانون اساسي تعليمات ابتدائي اجباري گرديد.

تعليم و تربيه دوره ظاهرشاه نسبت به دوره پدرش تدريجاً انكشاف بيشتر نمود، نواقص در اصول تعليم و تربيه رفع گرديد و معمولاً در اين دوره (۴۳) باب مكتب جديد در تمام افغانستان تاسيس گرديد كه (۱۶) باب آن در كابل و متباقي آن در ولايات ايجاد گرديد. موسسه تربيهء معلم كابل، فاكولته حقوق و علوم سياسي در كابل تاسيس گرديد.

در سال ۱۳۵۲ رژيم سياسي در افغانستان تغيير كرد، محمد داود خان سلطنت را به جمهوري تبديل كرده و خودش به حيث رييس جمهور افغانستان زمام قدرت را در دست گرفت.

همانگونه كه تحولات در عرصه هاي مختلف افغانستان رونما گرديده، در ساحه معارف نيز تحولاتي بوجود آمد؛ مكاتب دهاتي و ابتدائي رشد نمود.  پس از سال ۱۳۵۸  وضع امنیتی کشور خراب شد و مکاتب صرف در بعضی از شهر ها فعال بود. در دوره طالبان دوباره وضع مکاتب رقت بار گردید. که صرف نام بود وبس. پس از سال ۲۰۰۱ مکاتب احیا و تعداد کثیری  جدیداً ایجاد گردید.

 

مکتب های تخصصی
تاسیس مکتب های تخصصی از دیگر اقداماتی بود که در دوره امان الله خان صورت گرفت. در هر یک از این مکتب ها، یک رشته مشخص تدریس و آموزش داده می شد. از مهمترین مکتب های خصوصی، می توان از مکتب اصول تحریر(خوشنویسی)، صنایع، زراعت، قضاوت (حقوق)، دارالعلوم و دارالحفاظ نام برد.
اکابر
در کنار مکتب های جدید، آموزشگاه هایی نیز برای افراد بزرگسال تاسیس شد. در آن سالها، به اینگونه آموزشگاه ها، اکابر می گفتند. این روش از سواد آموزی به دلیل اینکه از سوی امان الله خان بر آن نظارت نزدیک صورت می گرفت، و زیر نظر شخص شاه اداره می شد، به نام “صوت غازی” نامگذاری شده بود.

لیسه استقلال
با ايجاد لیسه استقلال کابل با آغاز زمامداری ظاهر شاه و با توجه به اینکه ترویج زبان پشتو در دستور کار دولت قرار داشت، یک تغییر اساسی در معارف افغانستان صورت گرفت که زبان بود. بعداز مدتی کوتاه دولت تدریس را در ولایات قندهار پکتیا، هلمند، جلال آباد، لغمان کنرها، به زبان پشتو نموده باقی به زبان دری تدریس می گردید. 
مشکلات و موانع در معارف افغانستان
از میان ۱۴ هزار مکتب، ۷ هزار مکتب در سراسر افغانستان تا هنوز ساختمان مشخص ندارند و کودکان در زیر خیمه‌ها و حتی فضای آزاد درس می‌خوانند. وزارت معارف سالانه حدود یک هزار مکتب جدید می‌سازد که در مقایسه با ۷ هزار مکتب بدون تعمیر خیلی کم است، چون همه ساله با توجه به جذب شاگردان جدید، نیاز به مکتب‌های جدید شدیدتر می‌شود.
این وزارت در سال جاری ۴۵۷ میلیون دالر بودجه دارد که ۱۶۶ میلیون دالر آن بودجه انکشافی است. با این بودجه آنها برای هر شاگرد حدود ۷۰ دالر هزینه می‌کنند؛ اما در آمریکا برای یک شاگرد سالانه ۲۰ هزار دالر مصرف می‌شود، در کشورهای عربی و اروپا ۷۰۰۰ دالر، در ترکیه ۱۲۰۰ دالر و در کشورهای منطقه حدود ۳۰۰ دالر. 
یکی دیگر از چالشهای معارف افغانستان نبود امنیت است. در طول ده سال گذشته بد امنی‌ها جان صدها آموزگار و شاگرد را گرفته‌است و ده‌ها مکتب را مخالفین دولت سوزانیده اند. هرچند مقامات در وزارت معارف از ارایه آمارها خودداری کرده و این مسوولیت را به وزارت داخله ارجاع دادند؛ اما آمارهای نشر شده در رسانه‌ها نشان می‌دهد که در جریان سال ۱۳۸۹ بیش از۳۸۰ نفر از دانش آموزان و معلمان در نقاط مختلف افغانستان جان خود را از دست داده‌اند.
از جمله ۴۱۲ ولسوالی از ۲۰۰ ولسوالی کشور، بالاتر از صنف دهم برای اناث نداریم. در ۲۱۲ ولسوالی، ما اصلاً معلم مسلکی اناث نداریم که چالش عمده یی است و معارف ما را غیر متوازن ساخته‌است. طی زمان های اخیر از اثر نا امنی در سراسر کشور۱۲۰۰ مکتب مسدود بود، ولی بالاثر تلاش و گفتگو با طالبان فعلاً ۳۸۰ مکتب مسدود بوده  وحدود ۴۰۰ هزار شاگرد این مکاتب، از رفتن به مکتب محروم استند. از جملهٔ آن ۳٫۵ میلیون کودکانی که واجد شرایط مکتب اند شامل مکتب نیستند؛ یعنی از هر سه کودک، دو تن شان دختر اند. بیشتراز ۵۰ درصد مکاتب افغانستان تعمیر ندارد که خود سد راه دسترسی دختران به مکاتب شمرده می‌شود و ۳۳ درصد مکاتب، آب آشامیدنی صحی ندارند. شرایط تدریس در قرا و ولسوالی ها ضیق بوده ۶۰ تا ۷۰ درصد دختران دورهٔ لیسه را به پایان نمی‌رسانند.

وزارت معارف، غرض تدریس در مناطق بی امن از علمای دینی استفاده می نماید؛ اولا از علمای دینی امتحان سویه می‌گیرد و بعد آنها را منحیث معلم استخدام می‌کنند؛ تا در مناطق شان به تدریس کودکان بپردازند. در سال گذشته ۶۰۰ هزار عالم دین در این برنامه شامل شدند.

منابع که این نوشته ها از آنها تحلیل و بعضا مستقیم کاپی شده است.
۱.معارف افغانستان به روایت آمار نوشته دوچ ویله
http://www.dw.com/…/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%…/a-15542426
۲.تاریخچه گشایش مکاتب (مدارس) نوین درافغانستان نوشته وبگاه بی بی سی
http://www.bbc.com/…/2008/03/080322_s-afg-first-school.shtml
۳.وزارت معارف افغانستان: 380 مکتب هنوز هم مسدود اند نوشته وبگاه دوچ ویله 
http://www.dw.com/…/%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%…/a-17405117
۴. معارف در افغانستان نوشته ویبسایت درخت دانش 
https://www.darakhtdanesh.org/fa/about-education-afghanistan
۵. تعلیم و تربیه در افغانستان نوشته مرویزه عزیزی در ویبسایت وزارت معارف 
http://moe.gov.af/fa/page/7166
۶.تایخچه تعلیم وتربیه مدرن در افغانستان نوشته محمد رحیمی امر تحقیقات علمی پی دی ایف
http://khu.edu.af/…/Ghazn…/payamkhatam/seventh/articleg9.pdf
۸.وزارت معارف خواهان ۳ ملیارد دالر غرض ایجاد 8000 مکتب شده است. ویبسایت پژواک نوشته محمد صابر آدینه

  ۹.نفوس تخمينى کشور حدود ٢٧ و نيم ميليون تن اعلام شد نوشته ویدا برکی در ويب سايت پژواک
  ۱۰.تعلیم وتربیه در افغانستان نوشته ویبسایت اداره کمکهای امریکا 
https://www.usaid.gov/afghanistan/education
۱۱. Afghanistan Qasima, 13, community-based education program student, Mazar-I Sharif, July 2016
https://www.hrw.org/…/…/afghanistan-girls-struggle-education
۱۲.Education in Kabul Afghanistan
https://raziasrayofhope.org/education-in-afghanistan.html
۱۳.Afghanistan national Education for All (EFA) review 2015 report; 2014 نوشته فاروق وردک 
http://unesdoc.unesco.org/images/0023/002327/232702e.pdf

۱۴. راپور وزارت معارف در سال 1394

http://anafae.af/wp-content/uploads/2016/11/Guideline-for-Community-Based-Education.pdf

يادداشت: این مقاله بيانگر نظر نویسنده است، پژواک در قبال آن مسووليتى ندارد.

Visits: 2147

The views expressed in this article do not necessarily reflect Pajhwok's editorial policy.

Author's brief introduction

author avatar

کریم پوپل نویسنده دانشنامۀ ویکیپیدیا (دری، انگلیسی و دنمارکی)؛ در سال ۱۳۳۴ هجری شمسی، در گذر سردار جهانخان کابل متولد شده است. دورۀ ابتدائیه را درلیسه عبدالحی گردیزی پکتیا، دورۀ متوسطه را در لیسه نادرشاهی مزارشریف، دورۀ عالیه را درلیسۀ حبیبیه و دورۀ لیسانس را درسال ۱۳۵۸ در فاکولتۀ زراعت کابل به اتمام رسانده است. سال ۱۳۶۲ در سازمان ملل، بخش پروگرام بورد بین المللی حفاظت سلول زنده، مدتی در کشور سوریه سازمان زراعتی (ایکاردا)، درسال ۱۳۶۵ مدیر مسوول اقتصاد اتحادیه های صنفی شهر کابل و در سال ۱۳۶۸ به حیث مالک موسسه صنعتی پوپل کار نموده است. وی از سال ١۳۷۹ بدینسو، در دنمارک زندگی میکند و طی ۱۳سال اخیر در اسنادسازی انترنیتی افغانستان زحمت کشیده است.

GET IN TOUCH

SUGGEST A STORY

Pajhwok is interested in your story suggestions. Please tell us your thoughts by clicking here.

PAJHWOK MOBILE APP

Download our mobile application to get the latest updates on your mobile phone. Read more